بستن

کتابخانه فلسفه زندگي

کتابخانه فلسفه زندگي
فاطیما احمدی روزنامه‌نگار

کتابخانه فلسفه نشر نو

مجموعه عظيم «کتابخانه فلسفه زندگيِ» نشر نو، يکي از بهترين و بزرگ‌ترين مجموعه‌هايي است که طي سال‌هاي اخير در نشر ايران کار شده است. در اين مجموعه تاکنون بيست کتاب منتشر شده، که هر کدام زوايايي از زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، هنري و ادبي انسان در گستره فلسفه را دربرمي‌گيرد. به تازگي دو کتاب ديگر به اين مجموعه افزوده شده: «اخلاف بازجويي» و «فريب طعمه‌ها».

اخلاق بازجويي

مايکل اسکرکر در کتاب «اخلاق بازجويي» (ترجمه فارسي: افشين خاکباز) که در سال 2012 توسط انتشارات دانشگاه شيکاگو به چاپ رسيده، در دو بخش مباحث خود را بيان مي‌کند. بخش نخست اين کتاب درباره بازجويي براي اعمال قانون در داخل کشور است و بخش دوم، به بازجويي در عمليات نظامي و اطلاعاتي اختصاص دارد. نويسنده دليل اين تقسيم‌بندي را آن مي‌داند که حکومت، دربرخورد با اتباع خود و اتباع خارجي از رويکردهاي متفاوتي استفاده مي‌کند.

اين کتاب به خاطر نگراني‌هايي که بين مردم آمريکا و اذهان عمومي جهان پس از مشاهدات وضعيت زندانيان ابوغريب و گوانتانامو وجود آمده نوشته شده است. گروهي با قرار دادن امنيت ملي و اجتماعي در صدر اولويت‌هاي حکومت، توسل به هر شيوه‌اي حتي توسل به درجات مختلف خشونت را براي دستيابي به اطلاعات حساس روا مي‌دارند. برخي ديگر اما حوزه عمل بازجويان را به قانون و اصول اخلاقي محدود مي‌کنند و بر اين باورند که حتي در دشوارترين شرايط نيز عملِ بازجويان بايد در چارچوب قانون باشد. اسکرکر در اين کتاب به اين دو رويکرد پرداخته و آنها را از چشم فيلسوفان و حقوق‌دانان نگاه کرده است.

به تعبير نويسنده، بازجويي به بخشي از زبان مردم عادي آمريکا بدل شده و استفاده از آن‌، چنان رواجي يافته که فراتر از درک بسياري از مردم از عملي است که اين واژه بر آن اطلاق مي‌شود. با اين‌همه، مسلما فرضي که در پس اين عمل قرار دارد، يعني اين فرض که دولت گاهي حق دارد از افکار يکي از اتباع خود (يا حتي خارجي‌ها) آگاه شود؛ بنابراين مي‌تواند خواستار افشاي اين افکار شود يا با توسل به اجبار به اين اطلاعات دست يابد بررسي بيشتري را طلب مي‌کند.

مايکل اسکرکر اين کتاب را بيشتر با رويکرد کاربردي نوشته اما مي‌گويد که کتابش به بحث‌هاي دانشگاهي کنوني درباره دفاع از خويش، تعهد سياسي، رضايت سياسي،‌ متمم پنجم قانون اساسي، کميسيون‌هاي نظامي و حقوق رزمندگان غيرقانوني دشمن نيز کمک مي‌کند و مي‌تواند براي دانشگاهيان و متخصصان حوزه‌هاي حقوق، فلسفه، عدالت کيفري، و امنيت ملي نيز جالب باشد.

فريب طعمه‌ها

جورج اي. اکرلاف و رابرت جي. شيلر، دو برنده جايزه نوبل اقتصاد هستند که در کتاب «فريب طعمه‌ها؛ اقتصاد سوءاستفاده و فريب» (ترجمه فارسي: افشين خاکباز) که در سال 2015 به‌طور مشترک توسط دانشگاه‌هاي پرينستون و آکسفورد منتشر شده، تلاش کرده‌اند ضمن اشاره به کم‌وکاستي‌هاي علم متعارف اقتصاد، مباحثي را با زبان عامه‌فهم وارد اين‌ علم کنند که تاکنون کمتر به‌آنها پرداخته شده است؛ مباحثي مانند سوءاستفاده و فريبکاري، دستکاري در نظام معرفتي عموم مردم براي فريب‌شان و تغيير رفتار مردم براي حفظ منافع صاحبان سرمايه و قدرت. اکرلاف و شيلر در اين‌کتاب با استفاده از اقتصاد اطلاعات، کوشش دارند فاصله زياد مباحث عاميانه نقش دولت و مباحث فني اين حوزه را کمتر کنند.

«فريب طعمه‌ها» سه بخش اصلي با عناوين «صورتحساب‌هاي پرداخت‌نشده و سقوط مالي»، «فريب در شرايط متعدد» و «نتيجه‌گيري و تاملات پاياني» دارد که هرکدام فصل‌هاي مختلفي را شامل مي‌شوند. «سنگفرش خيابان‌ها از وسوسه است» و «سوءاستفاده از نام نيک و بحران مالي» عناوين دو فصل بخش اول کتاب هستند.

در بخش دوم هم مخاطب با اين‌فصول روبه‌رو مي‌شود: «تبليغاتچي‌ها ياد گرفته‌اند چطور بر نقاط ضعف ما تمرکز کنند»، «گوش‌بري در معاملات خودرو، مسکن و کارت‌هاي اعتباري»، «فريب طعمه‌ها در سياست»، «غذا، دارو و فريب»، «نوآوري: خوب، بد، زشت»، «دخانيات و الکل»، «ورشکستگي براي سود»، «مايکل ميلکن: ماهيگيري با طعمه اوراق قرضه آشغال» و «مقاومت و قهرمانانش».

نويسنده‌هاي کتاب در اين ‌اثر بر اين ‌مساله تاکيد دارند که بسياري از مشکلات، ناشي از ماهيت خود نظام سرمايه‌داري بازار است. اکرلاف و شيلر با استناد به نتايج مطالعات يک روانشناس اجتماعي که فهرستي از سوگيري‌هاي رواني را مطالعه کرده، بر يکي از آسيب‌پذيري‌هاي انسان تاکيد مي‌کنند که مي‌تواند بر انتخاب‌هاي او تاثير منفي بگذارد. آنها همچنين ابتداي پيشگفتارشان بر کتاب، نوشته‌اند: «احمق‌جان، اين‌ اقتصاد است! اين‌ جمله‌اي است که جيمز کارويل، مشاور کارزار انتخاباتي بيل کلينتون در انتخابات رياست‌جمهوري 1992 گفت. او مي‌خواست به‌خاطر همه مشکلات اقتصادي متعددي که به رکود اقتصادي‌اي نسبت مي‌دادند که در دوران رياست‌جمهوري جورج دابليو بوش آغاز شد، اين‌جمله را به او بچسباند. ولي ما از جمله کارويل تفسير متفاوت و گسترده‌تري داريم... .»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی