جهان وارونه شده است. هند چهار برابر آمريکا جمعيت دارد و وضعيت بهداشت و درمان آن هم واضح است، ولي وقتي کرونا جهان را گرفت، تعداد کساني که در آمريکا از بيماري مردند از تعداد کساني که در هند مبتلا شدند، بيشتر بود. وقتي کرونا از چين شروع شد تصور عمومي اين بود که کشورهاي فقير و پرجمعيت قلع و قمع شوند و کشورهاي پيشرفته و منظم غربي مانند جزيرههاي نجات در امان بمانند. حتي عدهاي منتظر نوعي تکامل دارويني بودند که در آن بخش فقير و توسعه نيافته جهان نابود ميشد و بقيه باقي ميماندند. در مدت چند ماه شرايط کاملا برعکس شد. چيزي شبيه جنگهاي جهاني که به کشورهاي صنعتي بيشتر از جوامع عقب مانده آسيب زد. حالا که پيشبيني اول درست در نيامده است انديشمندان به دنبال پيشبيني بعدي هستند يعني اينکه کرونا چقدر جهان را عوض ميکند. تا کنون فقط دو تغيير ثابت شده است. آرامش و آسايش موقت گياهان و جانوران به دليل خانهنشيني انسانها و البته تخريب اقتصاد و بازار پول. اما کرونا با هيچ يک از همهگيريهاي قبل از خود قابل مقايسه نيست. طاعون سياه اروپا در قرن چهاردهم و آنفلوآنزاي اسپانيايي در ابتداي قرن بيستم، در جهاني متفاوت با امروز به وجود آمدند. در طاعون کسي نميدانست بيماري چيست و در آنفلوآنزاي اسپانيايي کسي قادر به پيشگيري نبود. امروزه بشر هم از ماهيت بيماري کرونا اطلاع دارد و هم بهسطح بالايي از دانش پزشکي رسيده است ظاهرا تجربه بيماريهاي سارس و ابولا و زيکا بايد به ما ياد ميداد که چطور کرونا را درمان کنيم، اما اينطور که سازمانهاي بهداشتي جهاني اعلام ميکنند تا يکي دو سال ديگر اميدي به يافتن واکسن موثر نيست. پس تنها شباهت کرونا، طاعون و آنفلوآنزا اين است که باز هم انسانها از مقابله با بيماري ناتوان هستند. در ايران سه ماه پس از ورود کرونا، پزشکان از خطر افزايش مجدد بيماري ميگويند و سياستمداران از رفع محدوديتها و پايان قرنطينه. قبلا اگر اتفاقي ميافتاد، سيل و خشکسالي ميآمد و قيمتها بالا ميرفت همه به کشورهاي ديگر رجوع ميکردند که هيچ وقت اشتباه نميکنند و همه کارهايشان درست است اما با اين همه آمار تلفات در قلب اروپا و آمريکا ديگر نميشود از اوضاع خوب «خارج» گفت. دنيا وارونه شده اما به آخر نرسيده است.