بستن

ايران و آمريکا در نشست افغانستان

ايران و آمريکا در نشست افغانستان
پیرمحمد ملازهی دیپلمات سابق ایران در پاکستان

اخيراً نشستي تحت عنوان شش به‌علاوه دو تحت نظارت سازمان ملل متحد درراستاي گفت‌وگو بر سر مسائل افغانستان تشکيل شده است. پس از به دست گرفتن کنترل بيشتر مناطق افغانستان توسط طالبان در سال 1996، اين چارچوب مذاکره ‌کننده متشکل از شش همسايه‌ افغانستان و نيز روسيه و ايالات متحده به وجود آمد تا در مورد چگونگي تثبيت اوضاع و شرايط در افغانستان به گفت‌و‌گو بپردازند. واقعيت اين است که مشکلات افغانستان غالبا از سه نقطه نشات مي‌گيرد: نخست ريشه در داخل افغانستان شامل مباحث ايدئولوژيک، حزبي، مذهبي و سياسي. در وهله دوم اين مشکلات ريشه در منطقه و همسايگان افغانستان دارد. هر کدام از اين کشورها براي خود منافعي متصور هستند و با حمايت از يک گروه افغانستاني به دنبال رسيدن به آنها هستند. از سوي ديگر بايد علل برخي از مشکلات افغانستان را در مناسبات جهاني و سياست‌هاي کشورهايي همچون ايالات متحده، روسيه، چين و اتحاديه اروپا جست‌وجو کرد. اين قدرت‌هاي جهاني نيز به دنبال منافع خود در اين کشور هستند،به نحوي که گاهي اوقات شاهد کارشکني از سوي برخي از اين قدرت‌ها در روند سامان‌دهي افغانستان هستيم. بنابراين در راستاي حل و فصل مشکلات افغانستان بايد در ابتدا گروه‌هاي داخلي، سپس کشورهاي منطقه و در پايان نيز قدرت‌هاي جهاني به يک هماهنگي برسند تا بتوان به اوضاع وخيم افغانستان ساماني نسبي داد. با توجه به اينکه ايالات متحده و ناتو در سال‌هاي اخير موفق به شکست دادن طالبان در عرصه‌هاي نظامي نشده‌اند و اخيرا به سمت راه‌حل سياسي گرايش پيدا کرده‌اند و آنگونه که با طالبان به توافق رسيده‌اند اگر آمريکا و ناتو از افغانستان خارج شوند گام بزرگي در اين عرصه برداشته خواهد شد. مقوله‌اي که روسيه، چين و اتحاديه اروپا نيز با آن موافق هستند و امنيت پايدار اين کشور را به نفع خود مي‌دانند. از سوي ديگر کشورهاي همسايه افغانستان نيز به اين نتيجه رسيده‌اند که ناامني در افغانستان منجر به ظهور مجدد داعش در منطقه خواهد شد و به همين علت بر ايجاد صلح در افغانستان به اتفاق نظر رسيده‌اند. چين بواسطه تنش هايي که در ايالت سين کيانگ به وقوع پيوست و القاعده و داعش حضور خود را در اين ايالت مسلمان توسعه دادند و براي چين دردسرهايي ايجاد کردند، تمايلي به تنشي جديد در اين قسمت ندارد به همين علت استقرار يک حکومت مرکزي قدرتمند را به نفع خود مي‌داند. فلذا اين روزها شاهد هستيم که تمام موانع داخلي و خارجي براي ايجاد ثبات در افغانستان تا حدودي برداشته شده است. از طرفي حضور همزمان ايران و ايالات متحده در اين نشست نيز شائبه هايي مبني بر ايجاد کانالي جديد براي مذاکره ايران و آمريکا ايجاد کرده است که مي‌تواند در نگاه اول مثبت باشد اما نمي‌توان به آن اميد داشت به اين علت که اختلافات هر دو طرف به امري حيثيتي تبديل شده است و هيچکدام در اين زمينه حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نيستند اما يک جريان در داخل کشور ايران و آمريکا بوجود آمده است که تمايل به ايجاد چنين کانالي دارند و علت آن را احتمال وقوع يک نزاع مي‌دانند که کل جهان را درگير خود خواهد کرد. چنين نزاعي حتي به صورت تصادفي نيز کل جهان را تحت تاثير قرار مي‌دهد بخصوص اگر در خليج فارس رقم بخورد. از سوي ديگر نيز جريان هايي وجود دارند که هرگونه مذاکره در اين عرصه را شکست قلمداد مي‌کنند. تا زماني که اين جريان فکري در هر دو کشور وجود دارد، تفاهم و مذاکره ميان ايران و آمريکا تحقق نمي‌يابد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی