آرمان ملي: استاد پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله گفت: براي پايش دقيق گسلهاي تهران بايد مجهز به سامانههاي پيش هنگام سريع زلزله باشيم. مهدي زارع، استاد پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله درباره اينکه گفته ميشود، احتمال وقوع زلزله شديدتر در تهران وجود دارد، گفت: اينکه گفته ميشود، پس از زلزله اخير در تهران وقوع يک زمينلرزه بزرگ حتي به بزرگي 7 ريشتر در تهران محتمل خواهد بود، بايد بگويم احتمال چنين زلزلهاي کمتر از 10 درصد است، چراکه الزاما زمين لرزهاي که اخيرا اتفاق افتاد، نشاني به همراه خود ندارد که در شهر تهران زمين لرزهاي به بزرگي 7 رخ دهد. وي ادامه داد: گسل مشاء ممکن است، روي گسلهاي ديگر تاثير داشته باشد که بزرگترين و مهمترين آن گسل شمال تهران است، البته اين تاثير ممکن است، بالا نباشد، اما از آنجا که مسئله تهران در ميان است، بايد اين موضوع با اهميت بيشتري بررسي شود. استاد پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله با بيان اينکه تلفيق اطلاعات بينالمللي و اطلاعات داخلي نشان دهنده اين بود که زمينلرزه اخير به بزرگي 9/4 ريشتر بوده است، خاطرنشان کرد: با توجه به اينکه زمينلرزه به بزرگي 9/4 ريشتر بوده، ميزان تاثير و ايجاد تنش آن در گسلهاي اطراف بالا نيست. البته نبايد تنش کمي را که ايجاد کرديم، ناديده بگيريم و بايد روي تاثيرات گسل مشاء بر گسلهاي اطراف بررسي صورت گيرد کنيم و وضعيت آنها را مورد تحليل قرار دهيم و محاسبه کنيم که ميزان تنش گسلهاي اطراف مشاء و ميزان اثرگذاري اين گسل بر گسلهاي ديگر از جمله گسل شمال تهران چقدر بوده است. زارع تصريح کرد: براي اين بررسي نيازمند يک سامانه پايش و رصد دقيق هستيم که اطلاعات آن را به صورت آنلاين در اختيار ما بگذارد؛ ما اين سامانه آنلاين و باکيفيت بالا را نداريم تا بتوانيم با يک دقت بالا در خصوص وضعيت تغييراتي که پس از هر زلزله ايجاد ميشود، صحبت کنيم. اطلاعاتي که به دست ما ميرسد، اطلاعات همين زلزلههايي است که اتفاق ميافتد و از بزرگي حدود 3 به بالا ثبت ميشود. البته بايد به اين موضوع توجه کنيم که ما در اطراف تهران بهترين ايستگاههاي لرزهنگاري را داشته و بهترين ثبت زلزلهها مربوط به ايستگاههاي اطراف تهران است. در ديگر نقاط کشور اين امکانات ثبتي که در تهران وجود دارد را هم نداريم.وي گفت: با اين امکانات محدود تنها ميتوانيم تا حدودي برآوردهايي از تاثير زلزلهها بر هم داشته باشيم و پروژههاي پژوهشي که با همين اطلاعات محدود ميتوانند تصوير عمومي و کلي از وضعيت لرزهخيزي گسلهاي اطراف تهران به ما بدهند.
سامانه پيش هنگام سريع زلزله نداريم
استاد پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله تاکيد کرد: منظور من از توسعه پايش و رصد زلزلهها اين است که ما بايد به سمت دقيقتر پايش برويم. در حال حاضر ايستگاههاي لرزهنگاري که در اطراف تهران داريم، حدود 30 ايستگاه است، در حالي که در استانبول حدود 400 ايستگاه لرزهنگاري در اطراف اين شهر قرار دارد. ما سامانه پيش هنگام سريع زلزله نداريم، در حالي که استانبول به اين سامانهها مجهز است. در استان تهران حدود 50 ايستگاه شتابنگاري داريم که اکثر اين ايستگاهها آفلاين است و به صورت برخط اطلاعات به ما نميدهند و تعداد بسيار کمي از اين دستگاهها به ما اطلاعات آنلاين ميدهند. زارع با بيان اينکه کمتر از 10 درصد اين ايستگاهها اطلاعات برخطر ميدهند، در حالي که ما نيازمند اين هستيم که تمامي اطلاعات اين ايستگاهها به صورت برخط در اختيار ما قرار بگيرد، خاطرنشان کرد: همچنين نيازمند اين هستيم که فرمت دادههاي دريافت شده يکسانسازي و مدرن شود به طوري که در حال حاضر در استاندارد جهاني در اتحاديه اروپا اين اتفاق افتاده و ما هنوز در اين سطح حرکت نميکنيم و در حقيقت ما هنوز از يک فرمت يکسان در دادهها استفاده نميکنيم و همين موضوع به کارهاي پژوهشي و تحقيقاتي لطمه ميزند و نتايج بررسيهاي ما از طريق اين دادهها ناقص ميشود. وي تصريح کرد: در پژوهشگاه زلزله در دانشگاه تهران و مرکز تحقيقات وزارت راه مسکن و شهرسازي بخشهايي وجود داشت که در زمينه پيش بيني زلزله تحقيقاتي را انجام ميدادند که در حال حاضر هيچکدام عملا فعال نيستند، اگرچه ممکن است چارت تشکيلاتي داشته باشند، اما عملا فعاليتي وجود ندارد. محققاني هم که در سطح دکتري در حوزه پيش بيني زلزله در دانشگاه تحصيل کرده بودند و مقالهها و پژوهشهاي بينالمللي داشتند، امروز يا از کشور خارج شدهاند يا در ديگر رشتهها مشغول فعاليت هستند و در حوزه تخصصي خود فعاليتي ندارند. زارع خاطرنشان کرد: علت مشخص چنين وضعيتي اين است که نوع مديريتي که امروزه به بخش علمي کشور نگاه ميکند، محصول محور است و ميگويد، اين علم چقدر فايده مالي دارد و چه تعداد حاضر هستند، براي آن سرمايهگذاري کنند، طبيعتا مسئله پيش بيني زلزله مسالهاي نيست که نهاد خصوصي بر روي آن سرمايه گذاري کند، چراکه تحقيقات در اين زمينه نيازمند زمان طولاني است تا مجموعهاي از کارها انجام شود و دستاوردهايي به دست آيد و نميتوان اين انتظار را داشت که در يک بازه يک ساله يا پنج ساله به نتيجه رسيد.وي تاکيد کرد: هر گاه پروپوزالي با موضوعات زلزله تهران يا پيشبيني زلزله به بنياد نخبگان، صندوق حمايت از پژوهشگران و معاونت علمي ارائه ميشود يا با پاسخ اولويت ندارد برگردانده شده يا در اين بينمديراني بودهاند که اين پژوهشها سليقه آنها نبوده و به نوعي از اولويت کارها خارج شده است. حاصل اين اقدامات اين شده است که ما در مرکز ژئوفيزيک تهران و پژوهشگاه زلزله سامانه پيشبيني زلزله نداريم، در حالي که وجود اين مرکز مانند مرکز تحقيقات سرطان ضروري است. استاد پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي و مهندسي زلزله تصريح کرد: متاسفانه رصد و پايش زلزلهها نيز به دليل عدمبودجه محدود شده است و دستگاههايي که خراب ميشود به دليل نبود بودجه از دور خارج ميشود. در حقيقت دستگاه و شبکه وجود دارد، اما اطلاعات باکيفيت به ما نميدهد. اگرچه تحت تاثير تحريم هستيم، اما ميتوانيم در مديريت کلان نوع ديگري به اين مسائل نگاه کنيم. وي با اشاره به اينکه زلزله اخير تهران مانند سال 96 دوباره حساسيتهايي را ايجاد کرده است، گفت: من فکر ميکنم بايد از اين حساسيت و هوشياري ايجاد شده استفاده کنيم و به خيلي از اين کارهايي که روي زمين مانده و کسي به آن نميپردازد، رسيدگي کنيم. ما ميدانيم که کشور ما در تحريم است و مسائل اقتصادي مختلف و کرونا وجود دارد، اما خيلي از اين تحقيقات ميتواند توسط محققان، تعدادي کامپيوتر و تعدادي داده انجام شود. البته منظور من اين نيست که در حال حاضر هيچ اقدامي نميشود، اما معتقدم ميتوانيم اقدامات بيشتر و بهتري را انجام دهيم.
دماوند در مرحله خروج گدازه نيست
وي درباره اينکه آيا زمينلرزه اخير تهران بر دماوند تاثير داشته يا دماوند بر گسلهاي اطراف تاثير دارد، گفت: دماوند فعال است و نياز نيست، گسلي آن را فعال کند و نشان فعاليت آن هم بخار و دودي است که بيرون ميآيد و همچنين آبگرمهايي که در اين منطقه وجود دارد، اما بايد بدانيم که دماوند در فاز انفجاري و در مرحله خروج گدازه نيست. زارع خاطرنشان کرد: ريشه دماوند در عمق تا منطقه وسيعي حدود 30 الي 40 کيلومتري تهران ادامه دارد و فعل و انفعالاتي که در دماوند اتفاق ميافتد، طبيعتا بر گسلها نيز اثر ميگذارد، اما اين زلزله از نوع زلزلههاي آتشفشاني نبوده است. البته بايد بدانيم، تغييراتي که در دماوند اتفاق ميافتد، چه بسا موجب تحريک گسلها از جمله گسل مشاء ميتواند باشد و ما اين موضوع را در پژوهشهاي قبلي نيز نشان دادهايم، اما زلزله اخير از نوع زلزلههايي نيست که آتشفشاني و مقدمه انفجار قله دماوند باشد.