لاله صبوري:
به حقم در هنر رسيدهام
لاله صبوري بازيگر تاکيد کرد که همسر آمريکايي دارد و در اين باره گفت: هر وقت اراده کنم ميتوانم بروم. مساله اين است که من کي ميتوانم بروم و بمانم. من متعلق به زندگي در آنجا نيستم. «لاله صبوري» که مهمان برنامه «باغ رمضان» بود، گفت: همسرم متولد آمريکاست و الان هم آنجا ساکن است. من مدتي رفتم و برگشتم. هر وقت اراده کنم ميتوانم بروم. مساله اين است که من کي ميتوانم بروم و بمانم؟ من متعلق به زندگي در آنجا نيستم. من آدم رفتن نيستم. با اينکه شرايط خانوادگي و موقعيتي که آنجا بود و مهيا بود خوب بود. آخرش من بايد ساندويچ بپيچم. چند نفر از کساني که رفتهاند توانستند کارشان را ادامه بدهند؟ اصلا از کار بگذريم. او افزود: من وقتي اينجا سر پروژهاي ميروم حداقل 5 نفر آشنا هستند. همه با هم قد کشيدهايم و بزرگ شدهايم. با هم ماجراها را رد کردهايم. در روزهاي بعد از جنگ سالهاي زيادي را در کنار هم بودهايم. تجربههاي مشترک داشتهايم. اين همه آشنا و کوچهها را بگذارم و بروم. اين بازيگر تلويزيون افزود: من به حقم در هنر رسيدهام. ميتوانست بهتر از اين باشد اما قاعدتا تلاش من همينقدر بوده است. صبوري گفت: اگر از اين قرن بخواهيم دست پر به قرن ديگر برويم دلم ميخواهد صلح، آرامش و دنيايي بهتر براي بچهها ببرم. حمله به زايشگاه و به مادران افغان در افغانستان، خيلي دلم را به درد آورد. قلب همه را به درد آورد. زني که در حال زايمان است هر دعايي بکند خدا برآورده ميکند. بعد چطور ميشود به نوزادان و زنان باردار حمله ميکنند؟ زايمان يکي از بهترين حسهاي زندگي است. ما در کجا زندگي ميکنيم؟ چطور ميشود که به يک نوزاد حمله ميکنند؟ کار بهجايي رسيده است که به بچه نوزاد و زنان باردار حمله ميکنند. کاش اينها را با خود به قرن جديد نبريم. او تاکيد کرد: من قطعا جنگ را با خود نخواهم آورد به قرن جديد. جنگ اين سالها البته فکر ميکنم جنگ در فضاي اينترنت است. اگر دقت کنيد خيلي از سربازان اين روزها کاربران فضاي مجازي هستند. خيلي از چيزها از فضاي مجازي شروع ميشوند. اينترنت اتفاقي است که مال اين قرن است. تقابل انديشهها و اينکه آدمها خيلي راحت دستشان به هم ميرسد. فکر کن ديگر ماجراي کندن خندقها و کارزارهاي ديگر تکرار نميشود. امروز با زدن يک دکمه وارد نت ميشويد و حرفتان را ميزنيد و پاسختان را هم ميگيريد. او درباره تجربه اجراي خود در يک برنامه سينمايي گفت: تجربههاي زيادي پيش از اين داشتم. اما برنامه اکران يک کار سينمايي بود که خوب هم بود و همکاري کردم در ابتدا و کار را انجام دادم. اما بعد از مدتي از آنجايي که قانوني نداريم و همه فکر ميکنيم همه کار بلديم، تهيهکننده کار با خودش گفت چرا خودم اجرا نکنم و من هم بدون اينکه حق و حقوقم را بگيرم از کار بيرون آمدم. ولي در کل تجربههاي زيادي در حوزه اجرا تا به امروز داشتهام. درکارما قصههاي اين شکلي بسيار زياد است.