در سال 1367 ميانگين نرخ جمعيت 6.7 فرزند بوده است؛ در برنامه اول توسعه جمعبندي بر اين شد که کشور در سال 1390 به نرخ 4.9 فرزند برسد، اما در عمل با طي يک شيب تند و در سال 1371 به اين نرخ رسيديم! پس عملا بايد برنامههاي کنترل جمعيت متوقف ميشد اما اين اتفاق نيفتاد و در سال 1372 قانونهاي تنظيم خانواده تازهاي در مجلس به تصويب رسيد! در دوران مذکور فشار فرهنگي زيادي براي کم کردن فرزند به مردم وارد شد، اين روند تا جايي ادامه پيدا کرد که قوانيني هم براي حمايت از اين برنامه، عملياتي شد که از جمله آنها ميتوان به خدمات دفترچه بيمه، هزينههاي رايگان جلوگيري از بارداري و فرزندآوري و... اشاره کرد. در حال حاضر ميانگين نرخ باروري کشور 1.88 است. البته اين آمار را وزير بهداشت منتشر کرده است! در صورت درستبودن اين عدد ما براي اينکه دچار انقراض نسلي نشويم بايد نرخ باروري خود را به 2.1 برسانيم؛ 2.1 فرزند استانداردي است که سازمانهاي بينالمللي اعلام کردهاند. براي رسيدن به نرخ رشد 2.1 بايد راهي طولاني را طي کنيم و در صورت پيشروي اين کاهش جمعيت، ما در سال 1430 پيرترين کشور منطقه خواهيم بود و در سال 1480 به ميزان جمعيت 30ميليون نفر خواهيم رسيد! اما فاجعه وقتي عيان ميشود که بدانيم 42درصد اين جمعيت 30 ميليوني، بالاي 65 سال سن خواهند داشت و 20درصد هم زير سن توليد نسل و ثروت خواهند بود! با اين حساب کمتر از 14ميليون نفر جوان و ميانسال خواهيم داشت، البته لازم به ذکر است که اين تعداد از جمعيت نيز همسان نبوده و مثلاً داراي دستهبنديهاي مختلفي همچون متدين، غيرمتدين، مسلمان يا غيرمسلمان هستند. با اين توضيح، به بيان ديگر کشور با سرعت به سوي وقوع آسيبهاي جمعيتي پيش ميرود. متاسفانه در کشور جريانهايي وجود دارد که سعي دارد شرايط موجود(خطر کاهش جمعيت) را عادي جلوه دهد؛ آمارها نشان ميدهد ذائقه فرزندآوري زوجها، پيش از ازدواج 2.3 فرزند است، اين در حالي است که بعد از ازدواج و قرار گرفتن در ميدان عملي، در خوشبينانهترين حالت تمايل زوجها به فرزندآوري به دو فرزند کاهش مييابد! در اين کاهش ذائقه به درازا کشيدن تحصيل بانوان، همکفوبودن زوجين، جهيزيه، مسائل دوران نامزدي و موانع اقتصادي ديگر دخيلاند. از سوي ديگر، سهميليون و 500 زوج نابارور در کشور داريم که بايد در کاهش بيشتر نرخ جمعيت لحاظ شود؛ با در نظر گرفتن مسائل موجود، نخستين فرزند زوجها در خوشبينانهترين حالت در 34 سالگي مادران به دنيا ميآيد و با در نظر گرفتن محدوديت سن باروري در بيشتر اوقات کار به فرزند دوم و سوم نميرسد! اين جريانات جمعيتي بر حسب اتفاق به وجود نيامده است و براي ما طراحي شدهاند، جالب است در شرايطي که در سراشيبي فرزندآوري قرار داريم بسياري از کارشناسان جمعيتي نيز با افزايش جمعيت مخالفت ميکنند؛ عدهاي از آنان نيز که بعد از تاکيدات مکرر حضرت آقا راضي شدهاند، روي مسائلي از جمعيت تمرکز کردهاند که عملاً منجر به فرزندآوري نخواهد شد؟! مثلاً يکي از اين موارد مشکلات اقتصادي است؛ بخشي از اين جريان به ناآگاهي مسئولان بازميگردد، اما بخش عمده آن مربوط به کساني است که ماموريتشان جلوگيري از ازدياد نسل ايران است!