آيتا... هاشمي رفسنجاني:
اصل توبه برگشت از راه انحرافي است
تاکيد شيعه بر 23 ماه رمضان است
آرمان ملي: آيتا... هاشمي ارزش بالايي براي شبهاي قدر قائل و معتقد بودند که شايد بهترين کلمهاي که معناي شب قدر باشد، بعد تقديري و برنامهاي اين شب است. يعني برنامه زندگي براي يکسال در مفهوم شب قدر خوابيده است. ايشان در سال 85 طي گفتوگوهايي به ارزش روزهاي قدر پرداختند. آيتا... هاشمي تصريح کردند: آيهاي داريم که ميگويد: «انا انزلنا في ليله القدر» اين آيه در سوره قدر است. يعني ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم. آيه ديگر در سوره بقره داريم که ميگويد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» يعني از خصوصيات ماه رمضان اين است که قرآن در آن نازل شده است. در سوره دخان هم همين مضمون هست و اسم ماه رمضان نيست و ميفرمايد: «در شب ماه مبارکي که قرآن نازل شد و در آن شب امور از همديگر تفکيک ميشوند و هر چيزي جاي خود را پيدا ميکند» اين مفهومي است که براي شب قدر قايل هستيم. وقتي اين آيات را با اجتهاد تفسيري نگاه ميکنيم، به اين نتيجه ميرسيم که شب قدر در ماه رمضان هست و اين خصوصيات را هم دارد. آيتا... هاشمي در پاسخ به اين سوال که در روايات براي شبهاي ديگر هم قول داريم؟ اظهار داشت: بله، ولي بيشتر از طريق روايات به شب قدر در ماه رمضان رسيديم. روايات صريحي در اهل سنت و شيعه وجود دارد. بعضيها معتقدند شب قدر سيّال است و ميتوان هر شبي را قدر کرد. بعضيها نيمه شعبان، بيست و هفتم رجب و چند مناسبت ديگر را هم شب قدر ميدانند. اما در شيعه نزديک به اتفاق، شب قدر در ماه رمضان است و در اين زمينه روايات زيادي داريم. در شيعه معمولاً روي سهشب، بيست و سوم، بيست و يکم و نوزدهم تکيه ميکنند و ترتيب هم به همين شکل است که من گفتم. يعني بيشتر روي بيستوسوم و در درجه بعد روي بيستويکم و کمتر روي نوزدهم تکيه ميکنند. ايشان درباره اينکه يعني سند، براي شب بيست و سوم بيشتر است؟ گفت: بله، قويتر است. اهل سنت عمدتاً روي بيستوهفتم تکيه کردند. البته زمانهاي ديگري را هم گفتند. بنابراين ما براساس روايات و سيره ائمه(ع) و بزرگان زمان پيامبر(ص) که مقيّد بودند در لياليقدر شبزندهداري و عبادت کنند، ما هم بيشتر روي اين سه شب تکيه کرديم.
شبهاي قدر آيتا... هاشمي
آيتا... هاشمي شبهاي قدر را چگونه ميگذراندند. ايشان در سال 85 توضيح داده بود: من هم مثل بقيه مسلمانان عمل ميکنم. اگر کاري داشته باشم، مخصوصاً وقتي مسئوليتي داشته باشم، بايد مسئوليتم را انجام دهم. فرض کنيد برنامهاي به خاطر مسئوليت مربوط به مردم و نظام است که بايد انجام دهم. از آنکه بگذريم که معمولاً سعي ميکنيم آن شب کم باشد، وقت خود را به کارهايي اختصاص ميدهم که براساس روايات بهتر است در چنين شرايط زماني انجام شود. خودم بيشتر به مطالعه قرآن ميپردازم. در طول سال نکاتي درباره قرآن به ذهنم ميآيد که يادداشت ميکنم تا در فرصتهاي معيّن روي آنها تحقيق کنم. هميشه مجموعهاي منتظر است که من فرصت پيدا کنم. شايد بيشترين کاري که ميکنم، تحقيق در قرآن است.بعد از آن دعاهاي مأثور مخصوص شب قدر را ميخوانم. يعني دعاهايي که مشخصاً مخصوص آن زمان است. وي اظهار داشت: همه وقت زندانم، به جز اوقات معمولي، صرف مطالعه و نوشتن مواد کليدي قرآن ميشد. مجموعه نتبرداريها 24 دفترچه شد. به زحمت اينها را از زندان بيرون دادم. چون ساواکيها معمولاً به نوشتههاي ما شک ميکردند. فکر ميکردند رمز و پيامي در آن هست. معمولاً در ملاقاتهاي حضوري با همسرم، به شيوههاي مختلف، نوشتهها را از زير عبا به او ميدادم و او ميبرد. اواخر که حساسيتها کم شد، بقيه را آوردم.
براي دعا نميتوان براي همه نسخه يکساني پيچيد
آيتا... هاشمي در بخش ديگري اظهار داشت: براي دعا نميتوان براي همه نسخه يکساني پيچيد. اگر نيازي به گذشته ميبيند، توبه کند. توبه يعني به راه حق برگرديم. اصل توبه برگشت از راه انحرافي است. بايد از خدا عذرخواهي کند. چون بين انسان و خدا چيزي مخفي نيست. اگر نعوذباا... پرونده بدي دارد، به آن نگاه کند و از خدا بخواهد که اينها را پاک کند و تصميم بگيرد ديگر کارهاي بد را نکند. اگر ميخواهد بازهم کارهاي بد بکند، توبه معنا ندارد. نميتواند بگويد تا اينجا را ببخش تا من باز هم ادامه بدهم. البته اگر انسان 10 بار هم خطا کند، چون خداوند رحيم است، ميبخشد. اين گونه نيست که بعضيها حالت خشني براي خدا متصوّر ميشوند. وي افزود: که بايد خود را آماده کنيم که پاکتر زندگي کنيم. هر مقدار که خوب باشيم، باز خودمان ميدانيم که آلودگيهاي فکري، ارتباطي، عملي، اخلاقي و.. داريم. انسان بايد سعي کند آن حالت را به صورت طبيعي داشته باشد. يعني يک موجود ضعيف در مقابل ذات عظيمي که در همه جا و همه چيز هست و ما سايهاي از او هستيم و در مقابل او چيزي نيستيم. انسان بايد چنين حالتي را تصور کند و خواستههايش را بخواهد. البته ارتباط قلبي مهم است. الفاظ هم هستند، اما همه چيز نيستند. آيتا... هاشمي در بخش ديگري تصريح کردند: براي آخرين بار که مرا گرفتند و به کميته مشترک بردند، در سلول انفرادي بودم. کاغذ و قلمي نداشتم که به فکر افتادم بايد اين کار را شروع کنم. آيات را از حفظ داشتم. از اول قرآن شروع کردم. مثلاً عبارت «بسما... الرحمن الرحيم» را در ذهنم تفکيک کردم که چه مطالبي ميتوان از آن استخراج کرد. به اين ترتيب در طول يک ماه يک جز قرآن را در ذهنم تفکيک کردم. وقتي مرا به اوين آوردند، بهترين شرايط برايم فراهم شد. بهترين دوستان دوران مبارزه در يک بند جمع شديم. شرايط تهديد، ارعاب و کتک نبود. ايشان در واکنش به اينکه آن موقع بحث حقوق بشر مطرح شده بود؟ گفت: نه، بعد از اين بود. اينکه چرا با ما چنين رفتاري ميکردند، اولاً به خاطر حضور شخصيتهايي بود که رژيم نميتوانست آنها را از جامعه دور و بيخبر نگه دارد. مجبور بود در جايي نگه دارد که مردم با آنها ارتباط داشته باشند. آيتا... طالقاني، آيتا... منتظري، آيتا... رباني شيرازي، آيتا... انواري و آيتا... لاهوتي بودند و افرادي به تدريج به ما ملحق شدند. مجموعهاي از کساني که مديريت مبارزه با آنها بود. آيتا... مهدوي کني هم بودند. بعدها آقايان کروبي، فاکر و معاديخواه به ما ملحق شدند. جمع ما خوب بود و جاي بحثهاي مهم بود. حتي بعضي از صاحبنظران غيرروحاني هم بودند. صبحها مطالعه ميکردم و سؤالاتي برايم مطرح ميشد. شب دور هم مينشستيم و بحث علمي ميکرديم که وقت زندان هم ميگذشت.