آرمان ملي- مطهره شفيعي: قابل پيشبيني بود که اصولگرايان در صورت رسيدن به قدرت بار ديگر دچار تفرقه و اختلاف خواهند شد مانند وحدتشان براي رسيدن به کرسي رياست جمهوري در سال 84 که منجر به ايجاد شکاف و چند دستگي ميان آنها پس از مدت کوتاهي شد و طيفهاي مختلف اصولگرايي نه در کنار هم بلکه در مقابل هم ظاهر شدند و اين شکاف هنوز و پس از گذشت 7 سال که از عمر دولت احمدينژاد ميگذرد قابل لمس است.
چراغ اختلافات روشن شد
زمان ثبت نام براي انتخابات مجلس يازدهم که شد اصولگرايان سعي کردند به نمايش وحدت بپردازند و اجازه ندهند شکاف ميان آنها براي جامعه راي دهنده محرز و مانع راي دادن به آنها شود. در نهايت اصولگرايان با کمترين راي به مجلس رسيدند و همانطور که انتظار ميرفت اختلافات آغاز شد. نخستين اختلاف درباره رياست مجلس بود که هر گروهي کانديدايي براي خود مطرح کرد از زاکاني تا قاليباف. البته زاکاني زودتر از سايرين درک کرد که بايد از رقابت براي رياست در چنين فضايي کنار بکشد. عباسزاده مشکيني منتخب مجلس يازدهم در اين باره به خبرآنلاين گفته بود: «آقاي زاکاني هم مجلس را ميشناسد و هم يک فعال سياسي است، اصولا کساني که خودشان را به عنوان کانديداي رياست مجلس قرار ميدهند، اگر راي نياورند تحليلشان بر اين است که شايد در آينده برايشان خوب نباشد و بعضيها دوست دارند هميشه در بازي برده شرکت کنند و اگر احتمال دهند که راي نميآورند معمولا شرکت نميکنند. آقاي زاکاني از دوستان خوب ماست و يک نيروي انقلابي است. ما دوست داريم که ايشان در عرصه رقابت براي رياست مجلس باشند چون ظرفيتهاي خوبي دارند. اينکه خودشان تصميم گرفتهاند و زود اعلام کردهاند يا نکردهاند يک بحث ديگر است.» عباسزاده مشکيني با تشکيک درباره تصميم شخصي زاکاني براي انصراف از رياست يا تحميل انصراف به او نشان داد که اختلافات زيادي در ميان منتخبان اصولگراي مجلس يازدهم وجود دارد.
احمدينژاديها به فکر رياست هستند
عباس زاده مشکيني يکي از مديران وزارت کشور و استاندار اردبيل دردولت احمدينژاد است پس پر بيراه نيست که نسبت به اين طيف احساس دين داشته باشد و تلاش کند تا احمدي نژاديهاي پارلمان به کرسيهاي هيات رئيسه برسند. جملاتي که اين منتخب بيان ميکند شباهت زيادي به اظهارات احمدينژاد دارد به عنوان نمونه ميگويد: «مهم اين است که چه کسي ميتواند اين ساختار معيوب مجلس را سر و سامان بدهد ساختاري که مشکل دارد»، سال 91 هم محمود احمدينژاد گفت: «حضور در مجمع عمومي سازمان ملل عمدتاً به منظور تلاش براي اصلاح ساختارهاي معيوب اداره جهان صورت ميگيرد» استاندار احمدينژاد بخوبي ميداند همطيفانش براحتي نميتوانند برکرسي هيات رئيسه بنشينند بنابراين ضمن اعتراف به اختلافات اصولگرايان راه يافته به مجلس يازدهم از ائتلاف سخن ميگويد: «تفاوت نظر درون گفتماني هم بين اين دوستان اصولگرا وجود دارد؛ دوستان پايداري، دوستان رهپويان، آنهايي که مدير دولت نهم و دهم بودند، هيچ کدام از اين بلوکها اکثريت را در دست ندارند، يعني اگر به تنهايي در انتخابات هيات رئيسه شرکت کنند راي نميآورند بنابراين بايد ائتلاف کنند چون اگر ائتلاف نکنند راي نميآورند.» در نهايت او مجبور به بيان هدف از طرح ائتلاف ميکند که همان جلوس يک احمدينژادي بر کرسي رياست است و ميگويد: «وزراي دولتهاي نهم و دهم تلاش ميکنند تا از بين خودشان کسي را معرفي کنند اما احتمال ائتلاف هم وجود دارد چون اين دوستان در دولت نهم و دهم مسؤليت کلان داشتند».
ما رئيس تعيين ميکنيم
سيدشمسالدين حسيني، نيکزاد، حاجيبابايي و فريدون عباسي 4 گزينه احمدينژاديها براي رياست هستند و ظاهرا قرار است از ميان آنها يک نفر به عنوان گزينه نهايي رياست مجلس معرفي شود. براي انتخاب گزينه نهايي سازوکاري تعيين شده که ميزان اقبال به هر گزينه سنجيده شود و هر کدام که احتمال رايآوري بيشتر داشته باشد يا در مدار ترجيح نمايندگان قرار بگيرند معرفي شود اما جالب آنجاست که استاندار دولت احمدينژاد ميگويد هر کدام از اين گزينهها انتخاب شد رئيس ميشود! اين اظهارنظر مصداق صريح خودبرتربيني و ناديده گرفتن راي ساير نمايندگان مجلس يازدهم است که نسبتي با احمدينژاد و مردان دولت او ندارند.
دلواپسان در فکر رسيدن به پاستور
ميرسليم يکي از منتخبان مجلس است که طيف احمدينژاد رابطه مستقيمي با او ندارد بنابراين در انديشه تخريب او هستند. ميرسليم اخيرا گفته بود: «نامزد رياست مجلس نبايد هدفش رياست جمهوري باشد و نخواهد مجلس را سکو قرار دهد، زيرا اصلاً بالاتر از مجلس نداريم و اين تفکر اشتباهي است بين برخي نمايندگان که مجلس را سکو قرار ميدهند تا به جايگاه ديگر برسند». سايت مشرق منتسب به دلواپسان اصولگرا با تيتر «اشتباه محاسباتي ميرسليم و تهديد معيشت مردم» چنين به ميرسليم تاخت: «آقاي ميرسليم البته در اين اظهارات توضيح نداده است که اگر يک نماينده يا رئيس مجلس در عملکرد خود در پارلمان به نحوي چشمگير موفق بود؛ چه اشکالي دارد که اين موفقيت را با قضاوت و انتخاب مردم در سطوحي ديگر مثل دولت که اختياردار بيش از 95 درصد اجرائيات و بودجه کشور است نيز تسرّي دهد؟ از طرفي حبس چنين استعداد و کارنامهاي در مجلس؛ آيا ظلم به مردم و معيشت آنان نيست.» دليل تخريب ميرسليم عيان است. چندي قبل علي خضريان منتخب مجلس يازدهم در توئيترش از يک توافق بزرگ خبر داد و نوشت: «به برکت ماه رمضان در جلسه وفاق که با حضور جمعي از منتخبان مجلس يازدهم برگزار شد، با توافق ميان آقايان سيدمصطفي ميرسليم، حميدرضا حاجيبابايي، علي نيکزاد و سيدشمسالدين حسيني کميتهاي 7نفره با سازوکار مشخص جهت کمک به وحدت جريان انقلاب براي رياست مجلس آينده تشکيل شد.» در ميان اين افراد ميرسليم ديدگاه متفاوتي دارد و براي جلوگيري از طرح ديدگاههاي او بايد برنامهاي براي حذفش داشته باشند اما با توجه به روحياتي که ميرسليم دارد به راحتي از دور کنار نخواهد رفت».