رئيس پليس پيشگيري پايتخت اضافه کرد «بيشتر تماسها با مرکز فوريتهاي پليسي درباره محلي خاص و مواردي از جمله پارک ماشين به صورت بد و درگيري و نزاع بوده است.» همچنين چندي پيش معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رياست جمهوري گفته بود که خشونت خانگي در ايران در مقايسه با آمارهاي جهاني چندان حاد و شديد نيست.با اين حال اين دومين موج افزايش خشونت خانگي بعد از شيوع کرونا و قرنطينه مردم در خانههاست. 12 فروردين بود که مديرکل مشاوره و امور روانشناختي بهزيستي کشور گفت: «ميزان تماسهاي زوجين مربوط به اختلافات خانوادگي در دوران قرنطينه و کرونا با صداي مشاور بهزيستي با شماره 1480 نشان ميدهد آمارهاي اختلافات بين زوجين، سه برابر افزايش يافته است». وزارت بهداشت هم در پيامکي از مردم خواست در صورت مشاهده يا مواجهه با موارد کودکآزاري، همسرآزاري در ايام کرونا، براي دريافت خدمت اجتماعي- رواني بهصورت رايگان و شبانهروزي با شماره تلفن 123، اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي تماس بگيرند. البته ماجراي خشونتهاي خانگي در ايام قرنطينه تنها به ايران محدود نيست و اين روزها در بسياري از کشورهاي خارجي جدي شده است. کشورهايي نظير چين، اسپانيا، آفريقاي جنوبي، آمريکا و برخي از کشورهاي عربي نيز اين روزها شاهد افزايش خشونتهاي خانگي هستند. بهعنوان مثال دولت فرانسه هم در پي افزايش 32درصدي خشونت خانگي در دوره قرنطينه، راهکار ديگري در پيش گرفت و هتلهايي را به اسکان قربانيان اين خشونتها اختصاص داد. ضمن اينکه قرار شد حدود 20 مرکز مشاوره در فروشگاههاي مواد غذايي افتتاح شود تا زنان بتوانند ضمن انجام خريدهاي ضروري خود در ايام قرنطينه از کمکهاي لازم در برابر تبعات خشونتهاي خانگي بهرهمند شوند. برخي از کارشناسان بر اين باورند که خشونتهاي اجتماعي و خانگي بهدليل شيوع کرونا افزايش يافته است، در حالي که در سالهاي اخير بسيار از جامعهشناسان و آسيبشناسان بر اين باورند که آستانه تحمل در جامعه ما کاهش يافته است. در اين باره سيدحسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاري ايران، گفته است در دوران کرونا زمان فعاليت اعضاي خانواده در کنار يکديگر افزايش يافته و همين امر نشاندهنده ميزان مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي افراد در کنار هم است. وي همچنين ميگويد: با بررسي آمار پزشک قانوني مشاهده ميشود که ميزان خشونتهاي اجتماعي و خانوادگي روبه رشد است. از سوي ديگر در جامعه با افزايش جرائم خانوادگي، طلاق، کودک آزاري، همسرآزاري و... مواجه هستيم. موسويچلک با بيان اينکه در دوران کرونا صداي خانوادهها بيشتر شنيده شد، اظهار کرد: براساس پژوهشهاي انجام شده 16درصد از افراد در دوران کرونا خشونت را تجربه کرده، 56درصد تنش شديد داشته و تنش زوجين و والدين هم در اين ايام فراوان بوده است. اختلافات خانگي را نميتوان تقصير کرونا انداخت، بلکه منشأ هر اختلافي به معلولهاي متعدد بستگي دارد. مينو اعرابي، روانشناس خانواده معتقد است کرونا کموکيف روابط را آشکار کرده و به ديده شدن اختلافات در خانواده دامنزده است. وقتي زوجين مهارت ارتباطي نداشته و قادر به گفتوگوي موثر نيستند و توانايي درست گوشدادن را ندارند، طبيعتا هر سخن و حرکت با زبان بدن باعث تحقير در فرد مقابل ميشود.
طلاق بيشتر شده است
از ديگر تاثيرات کرونا در خانوادهها ميتوان به تاخير افتادن ازدواجها اشاره کرد. مصطفي اقليما، رئيس انجمن علمي مددکاري اجتماعي، گفته است اگر در سه ماه قرنطينه مراسم ازدواج برخي از زوجها بهم خورده، اغلب آنها وارد زندگي مشترک شدند. بايد دانست که اگر مشکلي در روند ازدواج وجود دارد، بهدليل مشکلاتي همچون اشتغال، وضعيت مالي و... است. کرونا مشکلي براي ازدواج ايجاد نکرده است، بلکه مشکل اصلي اشتغال است.
بحران اقتصادي، متهم رديف اول
محمدرضا ايماني، يک روانشناس در اين رابطه ميگويد: اختلافات زناشويي و خشونت خانگي که اين روزها بهنظر ميرسد بيشتر از گذشته در مورد آن صحبت ميشود، دو مساله ريشهاي دارد؛ ريشه دروني و ريشه بيروني. منظور اين است که در سيستم تربيتي ما سازگاري و فرهنگ مدارا تعريف و جايگاه مشخصي ندارد و بچهها در کودکي در خانواده به درستي با اين مساله آشنا نميشوند و به تبع در بزرگسالي نيز با چالشهايي روبهرو خواهند شد. فرهنگ مدارا در بزرگسالي يعني اينکه ما بدانيم همسرمان چه خصوصيات اخلاقي خاصي دارد، نقاط قوت، ضعف و نقاط حساس و آسيبزاي او چيست. همينطور بايد با انتظارات بين دو همسر آشنا باشيم و بتوانيم خودمان را با آن هماهنگ کرده و از اين طريق از خانواده و روابط درون آن صيانت کنيم. اين روانشناس از بحرانهاي اقتصادي بهعنوان عامل مهم ديگري در بروز تنش در خانوادهها و خشونت خانگي ياد ميکند و ميگويد: بحران اقتصادي تاثير زيادي در زندگي افراد دارد و در واقع فشار مضاعفي را به خانوادهها وارد ميکند. تا جايي که افراد دچار استرس، اضطراب و افسردگي ميشوند. آستانه تحمل و تابآوري آنها به ميزان قابل توجهي پايين ميآيد و وقتي آنها استقرار روحي و رواني مناسبي نداشته باشند، بيش از قبل در خانواده دچار بحران و مشکلات خانوادگي ميشوند..