ويروس کرونا در زمانهاي اتفاق افتاده است که تقريبا همه کشورها، از دولت مرکزي، وزارتخانههاي عريض و طويل و حتي ستادهاي مديريت بحران برخوردار هستند. با اين حال، عالمگيري (پاندمي) بيماري کوويد19 انتقادات زيادي را به نحوه مديريت دولتها در سطح جهاني وارد کرده است. اين انتقادات به نحوه مديريت بحران محدود نميشود؛ بلکه همه چيز را دربرگرفته است؛ از نحوه سياستگذاري اقتصادي در داخل کشورها تا روابط سياست خارجي و مديريت محيطزيستي. به عبارت ديگر، کرونا در کنار همه رنجها و مشقتهايش، درسهايي عبرتآموز خصوصا براي سياستمداران به همراه آورده است. نمايندگان دوره دهم مجلس که آخرين روزهاي خود را در خانه ملت سپري ميکنند، از جمله کساني بودهاند که در اين مدت از درسهاي عبرتآموز کرونا براي مسئولان و مديران ايراني سخن گفتهاند. بيشتر اين نمايندگان، کرونا را حاوي ظرفيتهايي دانستهاند که امکان ايجاد تغييرات اساسي و عميقي را داراست. اين درسها را ميتوان در پنج مورد خلاصه کرد:
درس اول: همسرنوشتي
کرونا، ويروس عادل و دموکراتي است که همه را تهديد ميکند؛ از دولتمردان و مردم گرفته تا اغنيا و فرودستان. هر چند نحوه مبارزه فردي با ويروس متفاوت است. کرونا به سياستگذاران آموخت که فراهم کردن حداقل رفاه براي اقشار ضعيف و حاشيهنشينها لازم و ضروري است؛ چراکه همه ما، همسرنوشت هستيم. بهداشت ضعيف مناطق حاشيهاي ميتواند همه نقاط را فرابگيرد. سلمان خدادادي رئيس سابق کميسيون اجتماعي مجلس در گفتوگو با ايسنا اظهار کرد: «ما در مديريت بيماري کرونا، همه اقشار را در نظر نگرفتهايم. فرض کنيد اعلام کنيم که همه بايد در مترو ماسک بزنند. آيا امکان خريد ماسک براي هر شهروندي وجود دارد؟ ما در کشور خود اقشاري را داريم که اگر يک روز کار نکنند به نان شب خود محتاج ميشوند. در مديريت کرونا، کاري براي اين اقشار نکردهايم.»
درس دوم: اصلاح شيوه مديريت بحران
کرونا به کشورها آموخت که بايد تمهيداتي بينديشند که در مواجهه با يک بحران، غافلگير نشوند. کرونا ويروس به سياستمداران آموخت که زين پس خود را براي روزهاي مبادا آماده کنند. اين روز مبادا، يک روز سيل و زلزله است و روز ديگر بيماريِ همهگير. يک عضو کميسيون اجتماعي مجلس گفت: «وقتي کرونا به کشور ما آمد، متوجه شديم که دستورالعمل از پيشتعيين شده و خاصي براي مبارزه با يک بيماري خطرناک وجود ندارد. اين فقدان، باعث عدممديريت بحران به شکل صحيح و تصميمات بعضا متضاد شد. انتظار اين بود که دستورالعمل مبارزه با چنين بحراني از پيش مشخص باشد. مجموعهاي که تحتعنوان مديريت بحران يا ستاد مبارزه با کرونا فعاليت ميکردند، بايد در بعضي موارد گوي سبقت را گرفته و پيشگيري را تسريع کنند»
درس سوم: کنار گذاشتن «اختلافنظرهاي بيمورد»
انتقاد به دولتهاي مستقر از يک طرف راهگشا و از طرف ديگر ميتواند فضا را براي کساني مهيا کند که ميخواهند از آب گلآلود ماهي بگيرند. کرونا به مديران همه دولتها، فهماند که در مبارزه با يک بيماري خطرناک بايد متحد باشيم. چه بسا، گروههايي که از انتقادات سوءاستفاده ميکنند، «جايي در ميان مردم نداشته باشند.» يک عضو کميسيون کشاورزي، آب، منابع طبيعي و محيط زيست مجلس نيز در اين مورد گفت: من فکر ميکنم که بيماري کرونا، سياستگذاري احزاب و جريانها را تغيير داده است. شعار بيشتر جريانهاي سياسي به سمت رفع مشکلات اقتصادي و تقويت زيرساختهاي بهداشتي و درماني رفته است. کرونا، نشان داده است جريانهاي سياسي که در اين شرايط گروکشي ميکنند يا برنامهاي ندارند، نميتوانند در ميان مردم جايي داشته باشند. رئيسجمهور کشورمان در دهم فروردين نيز در نشست ستاد مبارزه با کرونا اظهار کرد: من از همه کساني که فعلا در صحنه تصميمگيري نيستند و ممکن است مقامي هم داشته باشند يا چند ماه ديگر يک صندلي را در اختيار بگيرند خواهش ميکنم کمک کنند. شرايط فعلي، شرايط مريد جمع کردن و شرايطي نيست که بخواهيم جنگ سياسي بکنيم. بحث الان نه جنگ سياسي، نه جنگ قوميتي و نه مليتي است. يک مساله عمومي جهاني است و ميخواهيم از اين مساله به خوبي عبور کنيم.
درس چهارم: زندگي با طبيعت نه عليه آن
بحران محيطزيستي سالهاست به بحراني جهاني تبديل شده است. فعالان محيطزيست حال زمين را خراب و سال 2018 را يکي از پرحادثهترين سالها براي محيطزيست ميدانند؛ از توفانهاي سهمگين و قطع درختان گرفته تا سيل و آتشسوزيهاي بيسابقه. بعد از شيوع کرونا و با خلوت شدن زمين، آمارهايي از بهبود کيفيت هوا و محيطزيست کلانشهرها به گوش رسيد که منتقدان را بر آن داشت تا بار ديگر مديريت محيطزيستي دولت را نقد و از آرمانهاي محيطزيستي دفاع کنند. فعالان و کارشناسان محيطزيست کرونا را فرصتي ميدانستند تا زندگي بهتر با طبيعت (و نه عليه آن) را نويد دهند. يک عضو کميسيون کشاورزي، آب، منابع طبيعي و محيط زيست نيز در اين مورد اظهار کرد: «دانشمندان کرونا را فرصتي براي تنفس زمين در نظر گرفتهاند. مردم ما هم به پروتکلهاي بهداشتي عمل کرده و به نوعي طبيعت را پاکسازي کردهاند. ضرورت کاهش گازهاي گلخانهاي در کشور ما در حد کاغذ و حرف بود، اما با تعطيلي کارخانهها، به نوعي اين مهم ممکن شد. در واقع کرونا، به ما فهماند که بايد بيش از پيش به محيط زيست اهميت بدهيم.»
درس پنجم: همسرنوشتي جهاني
کرونا، براي کشورهايي مثل ايران که تحتفشار تحريمهاي ظالمانه بودند، تجربهاي خاص بود. در اين شرايط زمزمه تعليق تحريمها از سوي بيشتر کشورهاي اروپايي شنيده شد. کرونا ويروس، به آمريکا فهماند همه انسانهاي جهان به هم وابسته و با يکديگر همسرنوشت هستند. در چنين شرايطي، نميتوانيم خوي جنگوجويي بگيريم. اين درسي بود که هنوز که هنوز است آمريکا و کشورهاي استعمارگر در برابر فهمش مقاومت به خرج ميدهند. نماينده تهران در مجلس نيز گفت: کرونا به ما آموخت ما نهتنها در داخل کشور؛ بلکه نيازمند همکاري و همياري در سطح برونمرزي هستيم. همه کشورها نيازمند ارتباط و مراوده بيشتري با يکديکر هستند. بيشک درسهايي که کرونا به سياستمداران آموخته است، بيش از موارد فوق است. پنج درس فوق تنها بخشي از آنهاست. کرونا ويروس، بهرغم همه بديهايش، آموزنده خوبي بوده است.