فوتبال ايران درخواست ميزباني جامملتهاي 2027 را به کنفدراسيون فوتبال آسيا ارائه کرده است. فکر ميکنم اين اقدام با تفکر انجام شده، اما اين فکر براي پوشش دادن ناتوانيهاي ما بوده است. ارائه اين درخواست براي من تعجبآور بود چراکه کارهاي عقبمانده بسيار مهمي براي کسب ميزباني جامملتها داريم. باشگاههاي ما وضعيت خرابي دارند. رگ حيات فدراسيون هم به باشگاهها متصل است. آنها هستند که در زمينههاي مالي و نيروي انساني، فونداسيون فدراسيون را تشکيل ميدهند. فدراسيون براي تشکيل تيمملي در تمام ردههاي سني بايد نيروهاي خود را از باشگاهها بگيرد. هر چند دولت هم به فدراسيون کمک مالي ميکند، اما وقتي ميدانيم ريشههاي فدراسيون يعني باشگاهها چه وضعيت نامطلوبي دارند، ديگر نبايد وارد رقابت براي کسب ميزباني شويم. لايحه اهداف و وظايف وزارت ورزش و جوانان از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اصلاح شد. در اين لايحه اتحاديه يا تشکل مربوط به باشگاههاي حرفهاي در بخش خصوصي ديده شده است. برخي باشگاههاي صنعتي مانند پيکان و سايپا از منابعي ارتزاق ميکنند که اين منابع از فشار به ملت ايران حاصل ميشود. چرا بنگاههاي صنعتي ما مانند سايپا و ايران خودرو، خودروهايشان را گران ميفروشند؟ به اين دليل که برخي هزينههاي بالاسري دارند. يکي از اين هزينههاي غيرمستقيم فوتبال است و آنها از جيب مردم براي تيمهاي خود درآمدزايي ميکنند. AFC براي ميزباني جامملتها به ايران اعتماد نميکند. بحث اعتماد جدا و بحث مصلحت و صلاح مملکت هم جدا است. نبايد بيدليل آبروي خود را مقابل کشورهاي ديگر ببريم. بحث مديريت ابتدا بايد اعتقاد داشته باشيم ملاک حاکميت بر ما قانون است. به همين دليل ابتدا بايد قوانين و مقررات را به رسميت بشناسيم و سپس آنها را جاري و ساري کنيم. در اين حالت اگر مدير توانمندي به فوتبال بيايد، ميتواند در چارچوب قانون خدمت کند. در فوتبال ايران هرکس با سليقه خودش ميآيد حرفي ميزند و کاري ميکند، اما پس از جدايياش هم پاسخگو نيست.