قادر آشنا مديرکل هنرهاي نمايشي با حضور در برنامه «شهرفرنگ» از «تئاتر در دوران کرونا»، هنرمندان آسيبديده و بسته حمايتي دولت سخن گفت. قادر آشنا با اشاره به پرخطربودن تئاتر در دستهبنديهاي ستاد ملي مبارزه با کرونا و قرارداشتن آن در آخرين مرحله بازگشاييها، گفت: در اين زمينه جلساتي با نمايندگان روساي انجمنهاي هنرهاي نمايشي کشور، مديرعامل و تعدادي از اعضاي هياتمديره خانه تئاتر و همچين صنف تماشاخانههاي خصوصي براي دستيابي به يک راهکار مناسب و منطقي جهت بازگشايي و راهاندازي مجدد سالنهاي نمايش برگزار کردهايم. او افزود: در اين رابطه دو موضوع مهم دغدغه اصلي برگزارکنندگان تئاتر و صاحبان سالنهاي نمايش است. نخست فراهم کردن ضوابط و مسائل بهداشتي به هنگام بازگشايي سالنهاي نمايش و ديگري استقبال يا عدم استقبال مردمي. به همين دليل پيشنهادات ما که بخشي از آن تقديم دولت شد و در خصوص بخش ديگر آن در حال جمعبندي هستيم اين است که نميتوان براي همه مناطق کشور برنامهاي واحد اجرا کرد. ما بيصبرانه منتظر صدور مجوز از سرگيري فعاليتها در حوزه نمايشي هستيم، اما اين به آن معني نيست که از زمان آغاز فعاليتهاي نمايشي بتوان نمايش اجرا کرد چرا که بهدليل دوري هنرمندان از صحنه، حداقل يک و نيم تا دو ماه زمان براي تمرين، دکوربندي و احياي مجدد سالنها نياز است تا بتوان محيطي امن براي تماشاچيان و هنرمندان فراهم کنيم. اميدوارم در هفته آينده جلسهاي با ستاد ملي کرونا برگزار شود و هر زمان اين ستاد به ما اجازه فعاليت داد ما هم متناسب با سناريوهايي که براي خود چيدهايم برنامههايمان را آغاز خواهيم کرد. او ادامه داد: ما بر اين نکته تاکيد داريم که دولت بايد براي ضدعفوني سالنها به مدد گروهها بيايد. ما گاهي اوقات شاهد اجراي سه يا چهار نمايش به صورت پيوسته در يک سالن بوديم و طبيعتا ديگر نميتوانيم اين کار را انجام دهيم و بايد يک ساعت و نيم تا دو ساعت ميان هر اجرا فاصله بيندازيم تا سالن ضدعفوني شود. از آن سو معتقديم اگر بناست گروهها کارشان را با 50 يا 70 درصد صندليها آغاز کنند دولت بايد براي ظرفيت خاليمانده فکري کند. هنر تئاتر به لحاظ توان ضعيف است و بايد کمکش کرد. آشنا در مورد بستههاي حمايتي دولت براي اهالي تئاتر گفت: دولت اعلام کرد بنا دارد از مشاغل آسيبديده حمايت کند و حوزه فرهنگ و هنر نيز جزو مشاغلي است که مدنظر دولت بوده و هست و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونين ايشان نيز به جد پيگير اين اتفاق هستند. ما در ادارهکل هنرهاي نمايشي دو دسته تقسيمبندي کرديم و جناب آقاي اتابک نادري مسئول مستقيم اين کار شدند. دسته اول نمايشهايي بودند که مجوز گرفتند و دسته دوم نمايشهايي که مجوز نگرفتند. آنهايي که مجوز گرفتند دو دستهاند. مجوز گرفتند و اجرا کردند و در ميانه اجرا متوقف شدند يا مجوز گرفتند، اما فرصت اجرا نيافتند. ما اين آثار را رصد کرديم. در شهر تهران در فاصله اسفند تا ارديبهشت 202 نمايش يا در حال اجرا بودند و يا مجوز گرفته بودند که در 94 سالن نمايشي اعم از سالنهاي دولتي و تماشاخانههاي خصوصي اجرا ميشدند يا قرار بود اجرا شوند. جمع عوامل اجرا دو هزار و 100 نفر بودند يا در خصوص تئاتر خياباني که اوج کارشان فروردين و ارديبهشت بود و متوقف شد. جمع بيکاران در عرصه نمايش حدودا چهار هزار نفرند که عليالقاعده بايد حمايت شوند. ما اينها را رصد کردهايم و آمادهايم از بسته حمايتي دولت ضرر و زيان ناشي از تعطيلي کارها را بپردازيم. به اين معنا که به محض اينکه دولت مبلغي را که قول آن داده شده است تخصيص داد ما نيز کارهاي مربوطه را انجام ميدهيم. آشنا در خصوص استانها تصريح کرد: ما از استانها خواهش کرديم در پرتال سايت ايرانتئاتر در آيکون مربوطه ثبتنام کنند و براي اين کار تا پايان هفته آينده فرصت دارند. بهترين مرجع در اين ميان نيز شوراي ارزشيابي و نظارت است که ميداند چه مجوزهايي صادر کرده است. او درباره بحث بيمه افزود: در خصوص بيمه دو نکته مطرح است. يکي بيمه تامين اجتماعي است که کل اين فرآيند يا توسط ادارهکل هنرهاي نمايشي يا ادارات کل استانها يا با واسطه، از طريق همکاري صندوق اعتباري هنر انجام و اسامي براي آنها ارسال ميشود. در عرصه نمايش تاکنون 12 هزار و 32 نفر به صندوق اعتباري هنر معرفي شدهاند و از اين 12 هزار و 32 نفر، 10 هزار و 841 نفر عضو فعال هستند و تا به حال نزديک به شش هزار نفر از بيمه تامين اجتماعي برخوردار شدهاند. بيمه تامين اجتماعي با بيمه بيکاري متفاوت است. در خصوص بيمه تامين اجتماعي، افراد عضو صندوق ميشوند و صندوق آنها را براي برخورداري از بيمه معرفي ميکند که خود شرايطي دارد. کارگردانان، نويسندگان، بازيگران و... بايد از شرايطي برخوردار باشند از جمله حداقل و حداکثر سطح تحصيلات و ميزان کاري که انجام دادهاند. او ادامه داد: اما آنچه دوستان بهدنبالش هستند اين است که تئاتر در وزارتکار بهعنوان شغل تلقي شود که اگر شغل به حساب آيد در صورت بيکاري مشمول بيمه بيکاري ميشود. اين بحثي قديمي است و بايد در مورد آن به جمعبندي رسيد. آيا نمايشنامهنويسي که در خانهاش نمايشنامه مينويسد کارش شغل تلقي ميشود يا نميشود؟ آيا زماني که نمايشنامهاش اجرا شود کارش شغل تلقي ميشود؟ آيا خودش بايد نمايشنامهاش را اجرا کند يا بايد کارفرما داشته باشد؟ اينها همگي مباحثي است که بايد در خصوصشان صحبت کرد و ما بهعنوان ادارهکل هنرهاي نمايشي از آن استقبال و حمايت ميکنيم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز از اين موضوع حمايت ميکند که تئاتر بهعنوان شغل تلقي شود تا در چنين شرايطي کساني که بيکار شدهاند بتوانند بيمه بيکاري بگيرند. چون زماني که بيمه بيکاري نميگيرند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد با استفاده از بودجه اندکي که در اختيار دارد از آنها حمايت کند و همان پولي که قرار است در طول سال صرف حمايت از اجرا شود را براي اين کار مصرف کند.
وضعيت جشنوارههاي پيشرو
آشنا در خصوص وضعيت جشنوارههاي پيشرو و از جمله جشنواره بينالمللي تئاتر فجر نيز گفت: باور من اين است که برخي جشنوارهها بايد ادغام شوند. برخي از جشنوارهها فربه شدهاند و بايد تخصصيتر شوند. من به جداول وسيع و مطولي که ميخواهند از اين طريق اهميت کارشان را القا کنند معتقد نيستم. تاکنون حداقل طي شش جلسه در خصوص جشنواره تئاتر فجر و ساير جشنوارهها و ادغام آنها صحبت کردهايم. در اين خصوص قطعا تا پايان ارديبهشت به جمعبندي خواهيم رسيد و نتيجه آن را که احتمالا کم شدن تعداد جشنوارههاست، اعلام خواهيم کرد. من در خصوص کمکردن عِده و عُده، برنامههايي دارم که انشاءا... اعلام خواهم کرد. آشنا در خصوص شيوههاي حمايتي بعد از صدور اجازه بازگشايي سالنهاي نمايش توضيح داد: ما بايد به حفظ جان آدمها دقت و مباحث بهداشتي را لحاظ کنيم. در صورت بازگشايي، مباحثي از جمله کاهش قيمت بليت براي افزايش استقبال مطرح ميشود که من معتقدم ميتوان با قيمت بليت فعلي پيش رفت و ما بهعنوان دولت تا آنجايي که برايمان ميسر است و ميشود از اجراها حمايت کنيم. بهعنوان مثال بخشي از اين حمايت حذف درصدي است که سالنهاي دولتي از گيشه آثار نمايشي دريافت ميکردند. ما چهار، پنج گزينه ديگر نيز مدنظر داريم و منتظر اعلام مبلغ بسته حمايتي هستيم تا متناسب با آن حمايتهايي را انجام دهيم. او در خصوص ديگر گزينهها ادامه داد: در خوشبينانهترين حالت، سالنهاي تئاتر بازگشايي ميشوند و کار خود را انجام ميدهند که تقريبا محال است. در حالت دوم سالنها باز ميشوند و تعدادي از صندليهايشان خالي ميماند، يعني الزاما بايد خالي بماند و ما بهعنوان دولت بايد بخشي از آن را جبران کنيم. اين جبران يا در بودجه حمايتي دولت لحاظ ميشود يا ما بايد از بودجهاي که در ادارهکل در اختيارمان است استفاده کنيم. اگر به سمت راهحل دوم برويم يا ناچاريم از رويدادهاي هزينهبر بکاهيم يا در هم ادغامشان کنيم. راهحل بعدي کمکگرفتن از ساير دستگاههاست و جذب اسپانسر که در حال بررسي آن هستيم. آشنا در خصوص اجراي آنلاين تئاتر نيز گفت: من قبول دارم که تئاتر هنري زنده است و عليالقاعده روحي که در اجراي آن در سالن وجود دارد در فضاي مجازي نيست اما زماني که کرونا چنين فضايي را براي ما ايجاد کرده است آيا بايد تسليم آن شويم؟ نه! بايد راهکارهاي جديدي را بيابيم که قطعا يکي از آنها فضاي مجازي است و اتفاقا در بعضي کشورها پيش از کرونا نيز تجربه شده است و من به همين منظور طي حکمي به آقاي اميري از ايشان خواستم با توجه به توان هنرمندان و ظرفيتهاي فضاي مجازي در اين خصوص به جمعبندي برسند و تاکنون جلسات متعددي برگزار کردهاند. فضاي مجازي در کنار اجراي زنده تئاتر، هم به گسترش دامنه آن کمک ميکند و هم به اقتصاد آن و از نظر ما بسيار پسنديده است که يک اجراي سالني توسط عده بيشتري و در سراسر کشور ديده شود. اين امکان يا ميتواند بهصورت رايگان در اختيار مخاطبان قرار بگيرد يا همراه با درآمدزايي باشد. طبيعي است که برخي هنرمندان در اين خصوص مقاومتهايي داشته باشند اما بايد با واقعيتها زندگي و به اين مساله توجه کرد که ممکن است وضعيت فعلي طولاني مدت شود.
توجه بيشتر به اهالي تئاتر
او در خصوص تبليغات تئاتر و نقش شهرداري در اين ميان گفت: تبليغات محيطي حتما نيازمند کمک شهرداري است و من از همينجا از دوستان عزيزمان در شهرداري تقاضا ميکنم در اين خصوص به ما کمک کنند. هنرمندان تئاتر شريفند و نجيب و در شرايط کنوني همه بايد دست به دست دهيم تا هنر تئاتر رونق بگيرد. شهرداري هم قطعا نياز به درآمدزايي دارد اما اين درآمد را ميتواند از نهادهاي اقتصادي کسب و نهادهاي هنري را براي مدتي معاف کند. آشنا در پاسخ به اين سوال که امکان رسيدن سالنهاي تئاتر به درآمدزايي را چه ميزان ميبيند، گفت: بودجه تئاتر در کل بسيار ضعيف است. من در سال 76، 77 زماني که معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران بودم گفتم نگاه طفيلي به فرهنگ خطرناک است و گفتم اين بودجه اندک براي حوزه هنر بسيار ناچيز است و راه بهجايي نخواهد برد. ما بايد تلاش کنيم بودجه تئاتر افزايش پيدا کند. من قول دادهام زماني که بودجهمان تخصيص پيدا کند آن را در زيرشاخههايش تقسيمبندي و حتما اعلام کنم. کما اينکه در سال 91 و 92 که در ادارهکل هنرهاي نمايشي بودم اين کار را انجام دادم. آيا ما ميتوانيم سالنهايمان را به درآمدزايي برسانيم؟ در يک نگاه بله! آيا ما بايد بياييم فشار را روي گروه بگذاريم و از بليتفروشي پول دربياوريم؟ خير چون بخشي از هنر فاخرمان زمين خواهد خورد. ما بايد به عنوان دولت از اين هنر حمايت کنيم. چه کار بايد کنيم که به درآمدزايي برسيم؟ بايد به راههاي ديگري غير از فروش بليت فکر کرد. راهي غير از اين که بگوييم شما بايد روي پاي خودتان بايستيد. ما بايد نهادهاي اقتصادي و فرهنگي را به مدد تئاتر بياوريم و اين شدني است. من خوشبختانه در همين دنياي وانفسا در جاي قبلي که بودم اين کار را انجام دادم. او ادامه داد: چراغ اماکن دولتي ما مانند تئاترشهر که پيشاني و پيشقراول تئاتر کشور و در دنيا شناخته شده است، هيچگاه نبايد خاموش شود و نبايد کارهايي در آن روي صحنه برود که به هر شيوهاي تماشاگر را به خود جذب ميکند. اين نماد بايد بماند و به جهتدهي تئاتر کشور بپردازد و اين امري است که در همه دنيا پذيرفته شده است.