اقتصاد ايران تا قبل از شيوع ويروس کرونا و سقوط قيمت جهاني نفت، تحت تحريم و گرفتار مشکلات درهمتنيده و انباشتشده بود و از رکود در بخش واقعي اقتصاد و تورم بالا رنج ميبرد. بلاترديد بخش بزرگي از بار وضعيت نامساعد اقتصادي بر گُرده گروههاي کمدرآمد سوار است. کاهش چشمگير تقاضاي جهاني و سقوط قيمت نفت از يک سو و شيوع بيماري کوويد 19 از سوي ديگر، نااطميناني نسبت به آينده اقتصاد ايران را تشديد کرده است. ويروس کرونا تقريبا تمام خشکيهاي زمين را درنورديده و قدرتمندترين و ثروتمندترين اقتصادهاي جهان را زمينگير ساخته است. اقتصادهاي توسعهيافته اعم از ايالات متحده، بريتانيا، آلمان، ژاپن و... از خسارتهاي ويروس کرونا به توليد، تجارت و زندگي روزمره مردم خود در امان نماندند، به طوريکه شرکتهاي بزرگ مجبور به تعطيلي کارخانهها و مراکز توليد و توزيع خود در سراسر جهان شدهاند تا بتوانند با کمترين خسارت جاني و مالي اين بحران را پشت سر بگذارند. شيوع گستردهي ويروس کرونا نشان داد که دولتها در کشورهاي مختلف جهان آمادگي و توان کافي براي مقابله با بحرانهاي آني را ندارند.
شوک کوويد19
پاندمي کرونا در زماني به سراغ ايران آمد که بسياري از مردم و فعالان خرد و کلان اقتصادي در حال آمادهسازي خود براي بازار داغ و پرسود شب سال نو خورشيدي بودند. در اقتصاد ايران بازار شب عيد، اهرم پايداري و بقاي بسياري از کسب و کارهاي خرد و متوسط براي يک سال کاري است اما اين ويروس، تمام اين ضيافت را بهم زد. قرنطينه سراسري و کاهش شديد رفت و آمدها نيز منجر به سقوط تقاضا براي بسياري از کالاها شد. حتي بسياري از بازاريان از ترس ابتلا به ويروس، کسب و کارشان را تعطيل کردند و خريد و فروش سال نوي ايراني به حالت تقريبا تعطيل درآمد. از طرفي بسياري از توليدکنندگان نيز کارکنان خود را به مرخصي فرستادند و از حجم توليد و فعاليت اقتصادي خود بهطور چشمگيري کم کردند. اين مساله منجر به کاهش عرضه نيز شد.
شوک نفتي
براي کشورهاي صادرکنندهي نفت، ازجمله ايران، نگرانيهاي اقتصادي پيچيدهتر از پيامدهاي شيوع موقت بيماري کوويد19 بوده است. هرچند پيش از سقوط قيمت نفت، سهم ايران از بازار جهاني بسيار کم شده بود، اما به هر حال سقوط کمسابقهي قيمت نفت، از طريق کاهش درآمد حاصل از صادرات نفت و فرآوردههاي پتروشيمي، بر اقتصاد ايران تاثير منفي دارد. سقوط قيمت نفت اوپک به زير 20 دلار عملا اين طلاي سياه را به مس بدل کرده است. برخلاف شوک ويروس کرونا، پيشبيني ميشود که شوک منفي قيمت نفت، پايدار و بلندمدت باشد و صادرکنندگان بزرگ نفت خام را به تکاپو اندازد تا به سمت اقتصادهاي باز و متنوع حرکت کنند. تاثير کاهش درآمد نفت (در اثر سقوط قيمت و کمشدن صادرات نفت به دليل تحريم) بههمراه تعطيلي بسياري از مشاغل خدماتي مانند رستورانها، هتلها، سينما، تئاتر و کاهش شديد تقاضا براي بسياري از کالاها و خدمات، در مجموع سبب شده که اکثر فعاليت هاي اقتصادي از طرف عرضه و تقاضا به شکل توامان متضرر شوند؛ هرچند نه به طور همگن و يکسان. فيالمثل در دوران قرنطينه تقاضا براي خدمات اينترنتي و برخي از کالاها افزايش يافت اما رانندگان تاکسيهاي اينترنتي عملا بيکار شدند. شوک منفي در طرف عرضه و تقاضا بهطور مستقيم موجب تشديد بيکاري ميشود. اين شوک دوگانه، تقاضا براي کالا و خدمات ايران از جمله توريسم را هم شديدا کاهش داده است. کاهش سفرهاي هوايي و جادهاي تقاضا براي مصرف نفت را کاهش داده، و بازار جهاني را از نفت خام پُر کرده است. اين وضعيت ميتواند قيمت نفت را براي مدتي طولاني پايين نگاه دارد چرا که بهبود وضعيت اقتصاد جهاني زمانبر خواهد بود.
تحريمها
اقتصاد ايران برخلاف ساير کشورهاي جهان با بحران سومي هم دست به گريبان است که سوغات ترامپ و دولت مستقر در ايالات متحده است. تحريمهاي يکپارچه و همجانبهاي که قبل از دو شوک نفتي و کوويد19 عملا صادرات نفت و به تبع آن کل اقتصاد کشور را تحت تاثير قرار داده بود. تحريمهاي نفتي و مالي در کنار مشکلات وسيع داخلي، اقتصاد ايران را بيش از پيش شکننده کرده است. تحريمهاي آمريکا و شرايط رکود-تورمي حاکم بر اقتصاد کشور، مقابله با شوک دوگانهي نفت و کرونا را دشوار ساخته است. تحريمها، بيماري کوويد 19 و سقوط قيمت جهاني نفت مانند مثلثي اقتصاد ايران را در خود محصور کرده است. با اين وجود هميشه راه اميدي هست. تقويت ثبات سياسي از طريق حل مشکلات با کشورهاي منطقه و جهان و انجام اصلاحات وسيع اقتصادي ازجمله لغو معافيت مالياتي برخي از هلدينگهاي عمومي، گامهاي مهمي براي خروج از شرايط دشوار کنوني است. هيچکدام از اين معضلات لاينحل نبوده و با تصميمات شجاعانه و راهگشا قابل درمان است. ايران نيازمند تحولاتي اساسي است تا ضمن مقابله با شوکهاي مقطعي، به تجارت آزاد با دنيا بپردازد و به هدف تحقق رشد توليد و اشتغال، و توسعهي پايدار دست يابد.