آرمان ملي- عليرضا پورحسين: دونالد ترامپ، رئيسجمهوري آمريکا مصوبه کنگره ايالات متحده مبني بر محدود کردن حدود اختيارات رئيسجمهوري در جنگ افروزي عليه ايران را وتو کرد. بهانه ترامپ براي وتو کردن اين قطعنامه مصوب از سوي کنگره آمريکا، تداوم کمپين فشار حداکثري عليه جمهوري اسلامي ايران است. رئيسجمهوري آمريکا مصوبهاي را وتو کرد که قدرت و اختيارات او را براي ايجاد جنگ عليه ايران کاهش ميداد. اين مصوبه پس از تصميم خودسرانه کاخ سفيد براي ترور سپهبد سليماني بدون تأييد و اطلاع کنگره، ارائه شد که نزديک بود اين کشور را در آستانه جنگ قرار دهد. پس از اين وتو سناي آمريکا نتوانست مانع از وتوي رئيسجمهور اين کشور عليه طرح کاهش اختيارات جنگي اين کشور شود. سناي آمريکا با تعداد آراي 49 در مقابل 44 نتوانست وتوي دونالد ترامپ، رئيسجمهور آمريکا عليه کاهش اختيارات جنگي اش را لغو کند. سناي آمريکا براي لغو وتوي ترامپ به دو سوم آرا نياز داشت. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با فريدون مجلسي، تحليلگر مسائل بينالملل داشته که در ادامه ميخوانيد.
طرح کنگره در راستاي محدود کردن ترامپ در عرصه نظامي عليه ايران را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اين مقوله يک طرح داخلي در آمريکا بود و نشان دهنده اين بود که در داخل آمريکا نيز به ترامپ اطمينان ندارند و عدم احساس آرامش در زمان رياست ترامپ گريبان خود آمريکا را نيز گرفته است. دموکراتها در اين عرصه توانستند راي 7 سناتور جريان مقابل را نيز جلب کنند اما به نتيجه نرسيد. اين امر نشان دهنده اين بود که کنگره و سنا عملا به ترامپ اعتماد ندارند. آمريکا علاقه ندارد وارد يک ماجراجويي پر هزينه جديد شود. در اين روزها شاهديم که محبوبيت ترامپ در آمريکا کاهش پيدا کرده و عملا نگراني در اين رابطه به وجود آمده که ترامپ ممکن است بهواسطه ايجاد جنگي جديد براي خود اعتبار بهوجود آورد.
تقابل ترامپ با اين طرح چه پيامهايي براي ساير کشورها به خصوص ايران دارد؟
اين تقابل که منجر به وتوي طرح شد، پيامهايي به داخل و خارج از آمريکا مخابره کرد. نخست اينکه زير بار فشار کنگره و سنا نميرود و اجازه کاهش اختيارات خود را به هيچکس نميدهد. جنبه خارجي وتوي اين طرح داراي المانهاي تهديدآميز است. ترامپ با وتوي اين طرح عملا اعلام کرده است که عقبنشيني نميکند و تا آخر ايستادگي ميکند. امري که در تحرکات اخير اين کشور در خاورميانه نيز بروز و ظهور کرد و با ايجاد جوسازي پيرامون قطعنامه 2231 به اوج خود رسيد. به نظر ميرسد که اين تقابل در صورتي که ترامپ بار ديگر رئيسجمهور آمريکا شود بيشتر هم بشود.
آيا ارائه اين طرح از سوي کنگره در راستاي اختلافافکني ميان جمهوريخواهان بود؟
ترامپ اين ادعاها را مطرح ميکند تا به اصل خواسته کنگره ضربه وارد کند و صرفا اين صحبتها بهانههاي ترامپ در اين راستاست. ترامپ در اين ميان به دنبال دشمنتراشي است تا چهرهاي مظلوم از خود نشان دهد. طبيعي است که حزب دموکرات از هر ابزاري براي شکست دادن جمهوريخواهان در انتخابات آتي استفاده کند. پيروزي دموکراتها در انتخابات مجلس نمايندگان نشان دهنده اين امر بود که افکار عمومي آمريکا به تدريج از ترامپ رويگردان شدهاند. کرونا نيز عامل ديگري است تا ترامپ عرصه را بر خود تنگ ببيند و به هر مقولهاي در راستاي بازيابي جايگاه خود چنگ بيندازد. در اين زمينه بارها چين را متهم کرد و گرفتاري کشور خود را به گردن ديگران انداخت.
وتوي طرح مجلس در ادامه اقدامات خصمانه عليه ايران است؟ مقامات ايران در قبال رفتارهاي تحريک آميز دولت آمريکا بايد چه واکنشي نشان دهد؟
دموکراتها همواره خروج از برجام را بياحترامي به خود دانسته و بارها اعلام کردند پس از بازگشت به قدرت به برجام باز خواهند گشت، اما مجموع اين موارد به آن معنا نيست که تن به خواسته طرف مقابل دهند و قطعا باز هم خواهان گرفتن امتياز از ايران هستند. ايالات متحده از تحريم ايران ضرر آنچناني نکرده، به همين دليل قطعا دموکراتها دنبال رفع تحريم در ازاي رسيدن به اهداف خود هستند. اتهاماتي از جمله عدم رعايت روابط و قوانين بينالمللي از سوي ايران که طي سالهاي اخير به کشورمان وارد کردهاند بيشتر جنبه سياسي و رواني دارد تا بتوانند اذهان عمومي را عليه ايران خدشهدار کنند. در حال حاضر سياست دولت آن است تا به قوانين بينالمللي استناد کرده و خود را در پناه سپر قانوني مورد توافق همه کشورها قرار دهد و اين موضوع براي ايران يک قدم مهم رو به جلو محسوب ميشود. در حال حاضر حضور در سازمان ملل و شکايت از لاهه کار بسيار صحيحي است که ميتواند در تمامي عرصهها يک گام حقوقي و ديپلماتيک رو به جلو براي ايران باشد. اين اقدام بهانه را از کشورهاي سودجو ميگيرد. در حال حاضر علاوه بر تهديد، آمريکا مرتکب اعمال تحريکآميز شده است. آنها مدام ميگويند که ايران نبايد موشک بسازد اما نميتوان خود را قرباني برخي زيادهخواهيها، حرکات و خواستههاي غير اصولي غربيها کرد و اين حق طبيعي ايران است که در مقابل اين تهديدها ابزاري در اختيار داشته باشد. ايران با رفتارهاي قانوني ميتواند از خود بهتر دفاع و ابزارهاي دفاعي خود را ساخته و وسايل توسعه اقتصادي و صنعتي خود را فراهم کند تا در زمان قدرت بتواند دفاع خود را قويتر کند. يک اقتصاد قدرتمند ميتواند پشتوانه بسيار مناسبي براي قدرت نظامي باشد و دست کشور را در عرصه سياست بازتر کند.