آقاي رائفيپور؛ در هر جامعهاي اختلاف سليقه و تضارب آرا يک اتفاق بديهي است، اما وقتي از يک موجوديت واحد تفسير و تحليلهاي متفاوت صورت ميپذيرد تقابلهايي به وجود ميآيد که فضاي نقد و قضاوت بيشتري را فراهم ميآورد. همان طور که ميدانيد نه ميشود از واقعيتهاي جامعه ايران اسلامي و نه از واقعيتهاي دهکده جهاني چشم پوشي کرد، بنابراين آنچه که طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي براي همگان آشکار شده اين است که جامعه ايران در تاثير و تاثر از ادبيات نظام بينالملل قرار دارد. فناوري و تکنولوژي در قالب دادههاي شبکههاي اجتماعي، برخي پيچ و مهرههاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را شُل و همچنين برخي پيچ و مهرههاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را سِفت کرده است. بايد به اين پرسش پاسخ داد که به چه دليل و دلايل دروني و بيروني اين حجم از مشکلات اقتصادي، فرهنگي و... به وجود آمده است؟ آقاي رائفيپور؛ اينکه هواداران و طرفداران تان شما را زبان انقلاب به حساب ميآورند قابل احترام است اما نيک ميدانيد که قاعده هواداري بيشتر در فضاي مسابقات ورزشي ارزش افزوده ايجاد ميکند و آنچه که براي ايران ارزش افزوده توليد ميکند انسجام و فهم ملي است! بنابراين وقتي اثر تحريمها در زندگي اقتصادي و معيشتي غالب جامعه احساس ميشود پيام آن اين است که چه بپذيريم و چه نپذيريم در قاعده نظم بينالملل حضور داريم آيا ميپذيريد که همه چيز را همگان دانند؟ اينکه آذوقه هوادارانتان را فراهم ميکنيد قابل دفاع است، اما گاه اکثريت جامعه مانند هوادارانتان فکر نميکنند و تحت تاثير مراجع فرهنگي، اقتصادي و...دروني و بيروني هستند و اين حق براي آنان محفوظ است که از دو نيروي وديعه خداوند يعني اختيار و انتخابشان استفاده کنند. آقاي رائفيپور؛ جامعه امروز ايران تفاوت اطلاعات و آگاهي را ميداند و حجم وسيعي از اطلاعات مختلف اقتصادي، فرهنگي تا به اکنون نتوانسته جامعه ايران را به تعادل مطلوب اقتصادي و فرهنگي و... برساند بنابراين نياز جامعه امروز ايران بيش از سياستمدار و سخنران و...به حکيم است! افرادي که علم احوال مردم امروز ايران را بدانند و به تعبيري جامعهدان و جامعهخوان باشند وقتي قدرت خود را پذيرفتهايم، قدرت جوامع ديگر را نيز خواهيم پذيرفت! اين شناخت کمک ميکند که بدانيم در کدام نقطه از نظام بينالملل قرار داريم و براي اينکه امنيت و رفاه عمومي جامعه را فراهم کنيم، بايد بدانيم که چه نظم دروني و بيروني لازم است. در پايان اين نکته را بيان ميکنم که بياييم همگي حکيمگونه گفتار و عملکرد داشته باشيم و متوجه باشيم که در دنياي يکپارچگي اطلاعات و تصاوير، تقليل جامعه در دايره لغات خطرآفرين است. اگر بپذيريم که مردم امروز، مردم ديروز نيستند! اگر جامعهاي پرسشگر داشته باشيم و مردم بدون لکنت زبان از چرايي رويدادها سخن بگويند، بسياري از ابهامات و تناقضات حل خواهد شد.