وزير امور خارجه ايران روز يکشنبه اعلام کرد که آمريکا نميتواند برجام را مجزا از قطعنامه 2231 بداند. ارزيابي شما از تلاش آمريکا براي تمديد تحريم تسليحاتي ايران و استفاده از مکانيزم ماشه عليه کشورمان چيست؟
واقعيت آن است که از منظر حقوق بينالملل، آمريکا نميتواند ابتکار عملي در راستاي شناساندن خود به عنوان عضوي از برجام داشته باشد. به اين دليل که تحريم تسليحاتي ايران به موجب قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد وضع و اعمال شده است. اين قطعنامهها که همگي پيش از توافق برجام عليه ايران صادر شده بودند به موجب قطعنامه 2231 شوراي امنيت لغو شدند؛ چراکه قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل تنها با صدور قطعنامهاي جديد از سوي همين نهاد ميتوانند لغو شوند. اگر به قطعنامه جديد يعني همان قطعنامه 2231 رجوع کنيم، درمييابيم که فلسفه حقوقي صدور اين قطعنامه تأييد توافقنامه برنامه جامع اقدام مشترک يا همان برجام بوده است و به همين دليل ميتوان گفت قطعنامه 2231 پشتوانه حقوقي توافق هستهاي است. حال اگر آمريکا بخواهد اقدامي در تضاد با مفاد برجام يا قطعنامه 2231 صورت دهد، از نظر حقوقي نميتواند اين امر توجيهپذير نيست.
چرا آمريکا نميتواند اقدامي انجام دهد؟
به اين علت که هر قطعنامه داراي محتوايي است که بر اساس آن حقوق و تکاليف و همچنين طرفين حقوق و تکاليف مشخص ميشود. ايالات متحده به عنوان عضو سابق برجام، هم از طريق صدور يک بيانيه رسمي و هم از طريق عدم اجراي تکاليف مندرج در توافق هستهاي، خروج خود را از اين برنامه اقدام مشترک اعلام کرده و در نتيجه حقي در چارچوب برجام ندارد. در اين شرايط آمريکا نميتواند به برجام بازگردد و با استفاده از قطعنامه 2231 اقداماتي نظير اسنپ بک و بازگرداندن تحريمهاي بينالمللي انجام دهد. از طرف ديگر آمريکا امکان رجوع به قطعنامههاي پيشين را نيز ندارد؛ چراکه اين قطعنامهها به وسيله قطعنامه 2231 لغو شده و ديگر امکان ارجاع حقوقي به آنها وجود ندارد. آنچه روشن است ترامپ رئيس جمهور آمريکا در يک بيانيه رسمي و در مقابل دوربينهاي خبري و ديدگان جهانيان خروج رسمي آمريکا از برجام را اعلام کرد و اين به عنوان يک سند در سازمان ملل و شوراي امنيت به عنوان متضمن برجام ثبت شده است و وجود دارد. دومين سند به اذعان و تاکيد صريح سياستمداران و ديپلماتهاي کشورهاي عضو برجام اين است که آمريکا در اين مدت حاضر به بازگشت به برجام و همکاري براي حفظ اين توافق نشده است و همواره نيز منتقد کشورهاي اروپايي باقي مانده در اين توافق بوده است. تحريمهاي ايران محصول خروج آمريکا از برجام است، ترامپ بارها به صراحت گفته برجام بدترين توافق بوده و به همين دليل آمريکا از آن خارج شده است. اسناد متعددي وجود دارد که آمريکا يک توافق چندجانبه و مورد حمايت شوراي امنيت را نقض کرد و از آن خارج شد. ايران با وجود آنکه ميتوانست در مقابل خروج آمريکا از برجام اقدام متناظر انجام دهد اما به اين توافق پايبند ماند و 1+5 در ادبيات حقوقي و سياسي نيز تبديل به 1+4 شد که سند ديگري بر بيرون رفتن آمريکا از اين ترکيب حقوقي سياسي است. دليل حقوقي پنجم در رد اين ادعا نيز اين است که روند کاهش تعهدات ايران در 5 گام نيز در مقابل عدم اجراي تعهدات اروپاييها در حفظ اين توافق بوده است، نه در برابر خروج آمريکا از برجام بنابراين نميتوان ادله سياسي يا حقوقي در چنته آمريکاييها باشد که بتوانند آن را رو کنند. گاهي برخي اقدامات تاکتيکي و براي اهداف سياسي يا تبليغاتي است و نميتوان گفت که اين پروژه به ترامپ در انتخابات يا تاثيرگذاري بر افکار عمومي اين کشور موثر باشد. آمريکا اگر هم بخواهد به برجام برگردد اولا بايد با موافقت ايران باشد ثانيا بايد تعهداتش را در اين توافق اجرا کند که يکي از آنها عمل به قطعنامه 2231 است که تحريمهاي تسليحاتي ايران را تا 5 ماه ديگر لغو ميکند. از اين رو تلاش پمپئو و خواست آمريکا براي پيوستن مجد به برجام مغاير با هدف آنها يعني بر هم زدن اين توافق و جلوگيري از اجراي آن است. تنها راهي که شايد آمريکا بتواند از آن استفاده کند اين است که خريد و فروش تسليحات از سوي ايران را که پس از اکتبر 2020 و در چارچوب توافق هستهاي آغاز خواهد شد، تهديدي براي امنيت جامعه بنامد. اين امر نيز بايد منطقي پشت خود داشته باشد. تسليحاتي که پس از لغو تحريمها، ايران اجازه خريد و فروش آن را دريافت ميکند تسليحاتي متعارف و رايج در تجارت اسلحه است، بنابراين اين تسليحات نميتواند خطري براي امنيت جهاني داشته باشد و آمريکا نيز راهي براي اثبات وجود اين تهديد نخواهد داشت.
به عقيده شما واکنش ديگر کشورها به ويژه کشورهاي اروپايي به اين اقدام آمريکا در شوراي امنيت چه خواهد بود؟
اگر آمريکا بخواهد بدون هيچ توجيه حقوقي و تنها به دليل تضاد و تعارض با ايران کاري را انجام دهد، قطعا با وتوي روسيه و چين مواجه خواهد شد. ضمن اينکه کشورهاي اروپايي نيز ديگر در اين زمينه با آمريکا همراهي نخواهند کرد؛ چراکه اروپاييها بهاندازه کافي از آمريکا خواستند تا در توافق هستهاي بماند و با خروج از برجام اوضاع را بحراني نکند، اما آمريکا تلاش کرد با خروج از برجام و تشديد فشار بر ايران کاري کند که توافق از بين برود.
اما مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا اعلام کرد که آمريکا حق طرح موضوع تمديد تحريم تسليحاتي را در شوراي امنيت دارد ولي نميتواند خود را عضو برجام بداند. اين نوعي موضعگيري دوگانه نيست؟
به نظر من اين اظهارنظر يک کنايه به آمريکاييها بود. به آن معني که شما ممکن است از طرق ديگر بتوانيد راهي براي افزايش فشار عليه ايران بيابيد، اما از طريق توافق هستهاي نميتوانيد کاري از پيش ببريد. به عقيده من اظهارنظر آقاي بورل بسيار هوشمندانه بود چراکه هر عضو شوراي امنيت ميتواند چنين ادعايي را عليه کشوري ديگر مطرح کرده و خواستار رسيدگي به آن شود. اين حقي است که براي براي هر عضو سازمان ملل ديده شده و اعضا حق دارند توجه شوراي امنيت را به موضوعي که صلح و امنيت بينالمللي را به خطر مياندازد، جلب کنند. حالا اين آمريکاست که بايد در شوراي امنيت اثبات کند لغو تحريم تسليحات متعارف عليه ايران تهديدي براي صلح و امنيت است. قطعنامه 2231 به ايران حق داده که پس از اکتبر 2020 به خريد و فروش تسليحات متعارف بپردازد. حال اگر کشوري بخواهد حق قانوني ايران را سلب کند، اقدام اين کشور نوعي تهديد براي صلح و امنيت بينالمللي است. اروپا ميخواهد به آمريکا بگويد زماني که اين کشور از توافق هستهاي خارج شد بايد فکر امروز را ميکرد و امروز ديگر کاري نميتواند در اين راستا انجام دهد.
به رغم موضعگيري صريح روسيه، چينيها تا امروز سکوت کردهاند و اين نگراني وجود دارد که اتفاقاتي که در پي تصويب قطعنامه 1929 رخ داد تکرار شود. ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
شرايط امروز با گذشته بسيار متفاوت است. اولا چين اکنون عضوي از برجام است و مجبور است که در چارچوب اين توافق عمل کند. دوما دو کشور روابط نزديکي با يکديگر دارند و پکن ناچار است که در تصميمگيريهاي سياسي خود ملاحظه اين رابطه عميق سياسي را داشته باشد. از طرف ديگر چين يکي از کشورهايي است که ادعاي رهبري جهان را دارد و رقيب آمريکا است. بنابراين بسيار بعيد است که اين کشور اعتبار خود را قرباني جاهطلبيهاي ترامپ کند. همچنين اين روزها چين مشکلاتي جدي با آمريکا بر موضوع شيوع کرونا دارد که اين موضوع نيز تأثيرگذار است.
به موضوع کرونا اشاره کرديد. شاهد بوديم که دولت ترامپ فشار را بر ايران افزايش داد و حاضر به لغو تحريم يا اعطاي تسهيلات نشد. فکر ميکنيد اين موضوع چه تأثيري بر روابط سياسي دو کشور داشته باشد؟
در حال حاضر کشورهاي مختلف در شرايط کرونايي بسر ميبرند و ساختار نظام بينالملل هم هميشه بر پايه منفعت ملي بوده و کشورها از هر نوع ابزاري براي تامين اين منفعت استفاده ميکنند. بايد بدانيم که در شرايط فعلي درخواست رفع تحريمها، آمريکا را به اين کار وادار نخواهد کرد، چراکه تنشهاي جدي و تاريخي ميان ايران و آمريکا باقي است و نبايد سياست خارجيمان را بر مباني دريافت همکاريهاي بينالمللي تنظيم کنيم. از ديد آمريکا اين اقدامات در راستاي منافع ملي و سياست کلياش در ضربه زدن به ايران است. معتقدم ايران بايد در هر شرايطي واقعنگر باشد و از طرفي ضمن استفاده از همه فرصتهاي ديپلماتيک، ناکارآمديهايمان را در داخل جبران کنيم و به گردن شرايط تحريم و بينالمللي نگذاريم. همانطور که ما گاهي به کمکهاي انساندوستانه دشمنان نگاه بدبينانه داريم، آنها هم همين نگاه را دارند، از اين رو نبايد از کشور يا کشورهايي انتظار خاصي داشته باشيم. رفتار آمريکا کاملا غيراخلاقي بود با اين حال معتقدم اخلاق در روابط بينالملل محلي از اعراب ندارد. آنچه در روابط بينالمللي تعيين کننده است، زور است. اينکه در دوره شيوع يک بيماري همهگير بخواهيم تحريمها عليه ايران لغو شده يا تسهيلاتي براي جمهوري اسلامي در راستاي مقابله با کرونا در نظر گرفته شود، مسألهاي اخلاقي است. ترامپ اما در راستاي سياستهاي خود حاضر نشد اين کار را بکند.
يکي ديگر از اقدامات آمريکا در شرايط فعلي، در راستاي افزايش تنشها در خليج فارس و همچنين تشديد فشار اقتصادي بر ايران از طريق عراق گام برداشته است. اين اقدامات را چگونه ميبينيد؟
آمريکاي ترامپ آرزو دارد دست کم يک دستاورد مهم و ماندگار در عرصه سياست خارجي داشته باشد تا بتواند در ايام انتخابات پيش رو به آن تکيه کند. به همين منظور آنها تلاش ميکنند از هر ابزاري براي تحت فشار قرار دادن ايران و تلاش براي کشاندن مسئولان ايراني پاي ميز مذاکره استفاده کنند. يکي از اقدامات آمريکا تلاش براي ايجاد درگيري در خليج فارس است. در چند هفته گذشته شاهد تشديد تنش ميان ايران و آمريکا در منطقه خليج فارس بوديم و در يک مورد دوطرف به منازعه مستقيم هم نزديک شدند. با اين وجود من بعيد ميدانم مسأله به تقابل نظامي ختم شود. دولت ترامپ حتي در موقعيتهايي که اصطلاحا بهانه شروع جنگ نظامي با ايران را داشته نيز در نهايت عقب نشسته است. در ماجراي معروف سرنگونشدن پهپاد آمريکايي در آسمان ايران، دولت ترامپ ايران را متهم به نقض مقررات هوايي بينالمللي کرد و در نمونههايي مثل حمله انصارالله به پايگاههاي نفتي عربستان سعودي و حوادثي که در خليج فارس براي نفتکشها رخ داد نيز دولت ايران را مقصر مستقيم خواند اما در هيچ کدام از اين نمونهها، ترامپ حاضر به آغاز جنگ نشد و حتي در همين زمينه، با سياستمدار مشهور به مواضع ضدايراني، جان بولتون که آن زمان در جايگاه مشاور امنيت ملي ترامپ مشغول بود، به مشکلي حلنشدني برخورد کرد.در موضوع عراق نيز بايد واقعيات را سنجيد و بعد به تحليل فشارها پرداخت. طبيعي است که هرکشوري از ابزارهاي قدرت خود براي تأمين منافع استفاده ميکند. آمريکاييها نيز از اين قاعده مستثني نيستند و ميکوشند با طرح موضوع عدم تمديد معافيتهاي تحريمي عراق، اين کشور را از تجارت با ايران بازدارند. با اين وجود به عقيده من اين تلاش به نتيجه نخواهد رسيد چرا که وابستگيهاي متقابل زيادي در حوزههاي امنيتي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ميان ايران و عراق بيش از آن چيزي است که آمريکاييها تصور ميکنند. به همين دليل بعيد است عراق حاضر به تجديدنظر در روابط با ايران باشد. در عين حال آمريکا ميداند که هرگونه تجديدنظر بغداد در ارتباط با واشنگتن رخ دهد به ضرر آمريکا تمام خواهد شد. به نظر ميرسد اين تلاشها بيشتر براي افزايش فشار رواني بر ايران باشد.