شيوع کرونا، بيشک، رخدادي بزرگ با ابعاد مختلف است که عرصه جهاني و روابط بينالملل را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد. اما در مورد چيستي و چگونگي اين تاثيرگذاري ديدگاههاي نظري مختلف و متعارضي وجود دارد. در اين خصوص اتفاقنظر وجود دارد که بحران کرونا در نقش يک «شگفتيساز راهبردي» پديده و تحول بسيار مهمي محسوب ميشود. اين بحران نشان داد که کشورهاي بزرگ، بهرغم انباشت قدرت سخت بسيار، آسيبپذيري زيادي نيز دارند. يعني نظام بينالمللي که همگان انتظار داشتند از طريق يک رويارويي هستهاي يا جنگ جهاني سوم دستخوش تغيير و تحول شود، تحتتأثير يک ويروس غيرقابلپيشبيني شده است.
شتابدهنده
محافظهکاران راهبردي، بهعنوان استراتژيستهاي امنيتي - نظامي آمريکا و نظم بينالمللي آمريکامحور نيز، با وجود اذعان به تغيير و تحولات نظام بينالملل ناشي از بحران کرونا، بر ضرورت حفظ وضع موجود و نظم مستقر تاکيد ميکنند. واقعگرايان، بر اين باورند که جهان شاهد احيا و بازگشت دولت ملي و تقويت قدرت آن خواهد بود. نظريهپردازان انتقادي مانند هابرماس و چامسکي هم معتقد به امکان و ضرورت تغيير نظم جهاني ليبرال هستند. از منظر انتقالگرايان، بحران کرونا روند انتقال قدرت در سطح بينالمللي و شکلگيري روابط بينالملل پساغربي را تشديد و تسريع خواهد کرد. کرونا متغير و پيشران تسريعکننده و شتابدهنده خواهد بود. تاثير ديگر کرونا ناشي از رقابتي است که امروز ميان نظامهاي سياسي مختلف و فراتر از آن ميان ايدئولوژيهاي سياسي معارض بر سر چگونگي مديريت و پيروز بيرون آمدن از اين بحران درگرفته است. اينکه کدام مدل حکومتي و الگوي حکمراني بهتر ميتواند از پس تدبير و مديريت کرونا برآيد، موضوع بسيار مهمي بوده و نقش تعيينکنندهاي در نظام بينالملل پساکرونا دارد. الگوي ديگر، بازگشت به دولتهاي رفاه بازسازي شده خواهد بود. زيرا دولتهاي نوليبرالي به خاطر عدم مداخله در خدمات درماني و بهداشت عمومي بهدليل عدم صرفه اقتصادي و ناسازگاربودن با منطق هزينه-فايده و سودمحوربودن سرمايهداري که در بحران کرونا به وضوح آثار منفي و ناکارآمدي خود را نشان داد، با انتقادات بسياري مواجه شدهاند. نمونه بارز دولتهاي رفاه را امروز در کشورهاي اسکانديناوي سراغ داريم.
ديدگاه خوشبينانه
يک ديدگاه خوشبينانه هم وجود دارد که معتقد است بحران کرونا نه تنها به فروپاشي اتحاديه نخواهد انجاميد، بلکه برعکس، همگرايي و همکاري اروپايي در قالب اتحاديه اروپا را تقويت خواهد کرد. ديدگاه ديگر در قالب واقعگرايي، اين است که اتحاديه اروپا شاهد نوعي واگرايي و عقبگرد خواهد بود، بهطوري که همگرايي عمودي و افقي در اروپا تضعيف خواهد شد؛ شکاف شمال و جنوب در اتحاديه اروپا تشديد خواهد شد، زيرا اکنون جنوبيها بيشترين درگيري را با ويروس کرونا دارند و هيچکمکي هم از طرف شماليها دريافت نکردهاند. همچنين، شکاف شرقي - غربي نيز که بهصورت اروپاي قديم و جديد در اتحاديه وجود دارد، تعميق خواهد شد. کشورهاي شرقي چون منافع بيشتري از حضور در اتحاديه دارند، در اين نهاد باقي خواهند ماند؛ در مقابل در کشورهاي غرب اروپا، گرايش به واگرايي بيشتر خواهد شد. همچنين پيشبيني ميشود در فرآيند واگرايي، برخي از صلاحيتها و اختيارات حاکميت ملي که اعضا به اتحاديه واگذار کرده بودند، باز پس گرفته خواهد شد. در نتيجه اروپا شاهد نوعي عقبگرد خواهد بود. همچنين در استمرار جبران کسري دموکراتيک در اتحاديه اروپا، بهنظر ميرسد، نقشآفريني مردم در تعيين سرنوشت آن در قالب برگزاري همهپرسيها در تحقق واگراييها افزايش خواهد يافت. تاثير ديگر کرونا در سطح بينالمللي، تغيير الگوهاي دوستي و دشمني در روابط بينالملل است. بهگونهاي که الگوهاي تعامل بين بازيگران بينالمللي دچار دگرش و دگرگوني خواهد شد. از يکسو، تعامل مثبت مبني بر همکاري بين بعضي از قدرتهاي شرقي مانند ايران، چين و روسيه افزايش خواهد يافت. از سوي ديگر، رقابت بين چين و هند تشديد خواهد شد. مهمتر از آن، الگوي رقابت بين آمريکا و چين ستيزشيتر خواهد شد. الگوي همکاري بين آمريکا و اروپا نيز تضعيف شده الگوي رقابت بين اين دو تقويت خواهد شد. از اين رو، امروز ميبينيم همکاريها و هماهنگيها در خارج از جهان غرب بيشتر است اما در جهان غرب شاهد تعميق شکاف ميان دو سوي آتلانتيک (اروپا و آمريکا) هستيم. بهطوري که اروپاييها به شدت از مواضع آمريکا بهويژه در دوره ترامپ ناراضي هستند. بهنظر ميرسد، در يک نظام بينالملل پساغربي رقابت درون بلوکي در غرب تشديد شود. در نهايت ميتوان نتيجه گرفت که بحران کرونا چهار مولفه ساختاري، کارگزاري، هنجاري نهادي و الگوي تعامل را که مقوم نظم و نظام بينالملل موجودند تحت تاثير قرار خواهد داد. بهگونهاي که در سطح کارگزاري، اولا، ماهيت نظامهاي سياسي و شيوه حکمراني ليبرال در معرض دگرگوني است. سرانجام، الگوي تعاملات به معناي الگويهاي دوستي، دشمني، رقابت و همکاري بين بازيگران بينالمللي دگرديس و دگرگون خواهد شد. پس، چه بخواهيم و چه نخواهيم، نظام بينالملل پساکرونا از نظام بينالملل موجود و نظم مستقر در آن متفاوت خواهد بود. ما بايد خود را براي جهان پساکرونا آماده کنيم که ماهيت نظم سياسي و شيوه حکمراني در آن متفاوت است. بهنظر نگارنده، بحران کرونا با دگرگون ساختن نظام سياسي مشروع و شيوه حکمراني مطلوب، فراتر از ليبرال دموکراسي، بر پايه حاکميت واقعي مردم، بيش از هر عامل ديگري، نظام بينالملل موجود و نظم جهاني مستقر را دگرگون خواهد کرد.