آرمان ملي- عليرضا پورحسين: برخي معتقدند دولت در فضاي کنوني کشور بهگونهاي عمل ميکند که گويي از ماهها قبل عرصه و عيان سياست را به تدريج تسليم رقباي سياسي خود کرده است. اگر انتخابات سال94 مجلس و راه يافتن جريان همسو با دولت به مجلس، نويد پيروزي دولت روحاني در انتخابات سال96 را ميداد، حداکثر انتظار دولت از مجلس جديد اصولگرايان ميتواند مماشاتي براي پايان بدونحاشيه دولت در فصل مشترک کوتاه باقيمانده آن با مجلس جديد باشد. دولت با تکيه بر راهيابي اعتداليون به مجلس توانسته بود با تغييراتي در کابينه براي برخي وزراي همسوتر رأي اعتماد گيرد، اما در سال 99 نگران استيضاحهايي خواهد بود که در مجلس جديد ميتواند کابينه را از نصاب بيندازد و تمامي وزرا نياز به رأي اعتماد مجدد داشته باشند. عملکرد مقامات دولت در بخشهاي اجتماعي نيز همچنان بر مدار غافلگيري در جريان حوادث سالهاي اخير بوده است. آنها نه انتظار آن شيوع اوليه بيماري کرونا در کشور را داشتند و نه ادامه آن را در روزها و ماههاي بعد پيشبيني ميکردند. مجموعه اين رخدادها است که عملکرد دولت را در سال پاياني چشمگير و مهم جلوه ميدهد و حتي برخي نتايج انتخابات آينده را به آن گره زدهاند. در راستاي بررسي موضوع اولويتهاي دولت در سال پاياني در راستاي پاياني قابلقبول و سر و سامان دادن به وضعيت کشور، «آرمان ملي» گفتوگويي با مصطفي ايزدي، کارشناس مسائل سياسي داشته که در ادامه ميخوانيد.
دولت روحاني در سال پاياني با چه موانعي روبهرو خواهد بود؟
در اين روزها مسئولان اجرايي کشور که در راس آنها دولت قرار دارد با بحراني به نام کرونا دست و پنجه نرم ميکند؛ بحراني که جهان را درگير خود کرده است. افق روشني براي غلبه با اين مساله در ايران و جهان وجود ندارد و دولت به همين خاطر نميتواند برنامهريزي مناسبي براي يک سال آينده داشته باشد و اين امر عرصه را بر دولت تنگ خواهد کرد. لذا طبيعي است که اولويت دولت بايد به خدمت گرفتن امکانات کشور براي غلبه بر اين بحران باشد. ريشهکن کردن اين بيماري ميتواند يک کارنامه خوب از اين دولت برجاي بگذارد. پس از آن دولت بايد در عرصه توليد و اقتصاد تمام توان خود را خرج کند و با پتانسيلي قابلتوجه پا به اين ميدان بگذارد، زيرا در صورت عدمرسيدگي به اين حوزه بايد منتظر تبعات اجتماعي پس از آن بود که در اين برهه زماني نميتواند خوشايند باشد. در ادامه نيز همچون امروز بايد مقوله بهداشت و درمان مردم در اولويت قرار گيرد. هر روز عرصه اقتصادي مشکلات مردم را بيشتر ميکند. اين امر سبب شده است مسائل روحي و رواني نيز در حال گسترش در جامعه باشد.
دولت بايد چه مقولهاي را در سال پاياني در اولويت قرار دهد؟
افزايش مقوله بيکاري در جامعه در پي شيوع بيماري کرونا نميتواند نشانه خوبي باشد، زيرا به مرور فارغالتحصيلان دانشگاهي نيز به اين تعداد اضافه خواهند شد و عدموجود ظرفيت اشتغال در کشور تبعاتي چندگانه به وجود خواهد آورد که دولت در صورت عدمرسيدگي به اين يک موضوع بايد در وراي آن با چندين بحران مقابله کند. در اين عرصه دولت نميتواند به تمامي اين افراد شغل ارائه دهد، بلکه بايد با رونق توليد و ايجاد مشاغل خدماتي قسمتي از اين تقاضا را جبران کند و مانع افزايش روزافزون مساله بيکاري شود. توجه به علوم مرتبط با فناوري اطلاعات در اين برهه زماني ميتواند علاوه بر تسريع در روند توسعه مقادير قابلتوجهي اشتغال ايجاد کند؛ مقولهاي که در دوران فاصلهگذاري اجتماعي نياز به آن بيش از پيش احساس شد و در راستاي توسعه آن بايد در وهله اول دولت زيرساختهاي موجود را تقويت کند و گامهاي موثري در اين عرصه بردارد. مقوله ديگري که در اين برهه زماني ميتواند مسبب فوايد چندگانه باشد ايجاد طرحهاي عمراني در کشور است. عرصهاي که علاوه بر آباداني کشور ميتواند مشاغل بسيار زيادي در کشور ايجاد کند و از سوي ديگر نياز به خارج از کشور را تا حدود زيادي کاهش دهد.
در راستاي تحقق موارد مرتبط با توسعه کشور، دولت بايد در چه مواردي به عنوان راهگشا حاضر شود؟
در اين ميان مساله سرمايهگذاري بسيار حائز اهميت است و دولت بايد در اين عرصه با مسئولان ارشد نظام وارد مذاکره شده و از ساير قوا نيز کمک بگيرد تا جذب سرمايه به پشتوانه حمايت صد در صدي از توليد تسهيل شود. تسهيل در اين امر ميتواند دولت را در اين روزها که با مشکل جدي نقدينگي مواجه است کمک بسزايي کرده و چرخهاي اقتصاد کشور را به حرکت درآورد.
چه مقولهاي در دولت روحاني مغفول ماند؟
به نظر ميرسد وزارتخانههاي متولي امر فرهنگ و آموزش در دولت روحاني آنگونه که شايسته بود نتوانستند به وظايف خود عمل کنند و در عرصه فرهنگ، هنر و آموزش امور توسعهاي را به سرانجام برسانند. انتقاد بزرگي که به دولت وجود داشته ضعف عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده است که در عرصه حمايت از زيرمجموعههاي خود به خوبي عمل نکرده و همواره بستر جامعه نيز نسبت به آن انتقاداتي داشته است. در اين زمينه ساير نهادها نيز غفلت کردهاند و بودجههاي فرهنگي خود را به شکل صحيحي صرف نميکنند و بازخورد آن به خوبي در جامعه مشاهده نميشود. جامعه امروز به شدت نيازمند آموزش و ارتقاي فرهنگ است. دولت ميتواند با حمايت از رسانههاي مستقل و ترويج فرهنگ صحيح از فضاي مجازي گامهاي موثري در اين عرصه بردارد که منجر ميشود دولت نيز در ايامي همچون امروز که کل کشور با بحران مواجه است تنها نباشد و از سرمايه اجتماعي به نحو بهتري کمک گيرد.