در سال 2016 ، جايزه ادبي هوگو براي بهترين رمان به کتاب «فصل پنجم» اهدا شد. اين کتاب، همچنين نامزد دريافت جايزه نبولا و فانتزي جهاني براي بهترين رمان شد. اين کتاب شهرتي عالمگير را براي جميسين به وجود آورد. نيويورکتايمز آن را «خارقالعاده» توصيف کرد و گاردين آن را «جاهطلبانه».
رمانهاي فانتزي را که واژهنامه وسيعي در انتهاي آنها آمده از دو ديدگاه ميتوان بررسي کرد. از ديدگاه منفي، در ساختمان دنياي خيالپردازي، اينها تمرينات افراطي هستند؛ با تمرکز نويسنده بر تعدد موقعيتها و شخصيتها به قيمت محروميت از تمام موارد ديگر. از ديدگاه مثبت، واژهنامههاي رمان فانتزي خواننده را در آگاهيداشتن از کليدواژه پيچيده اشخاص و موارد خيالي ياري ميکند. (اين پيچيدگي واقعا مثمرثمر خواهد بود)
در «فصل پنجم»، حاصل کار حيرتآور است. به حتم، واژهنامه عظيمي در انتهاي کتاب وجود دارد؛ اما اين واژهنامه به سادگي مقدار جزئيات و ابعاد مجلل بهکاررفته در فرضيه جميسين را تاييد ميکند. اين داستان در سرزميني به نام «آرامش» اتفاق ميافتد، نامي طعنهآميز، جهت مشاهده اينکه چگونه اين جغرافيا دستخوش تغييرات پيدرپي خشن و هميشگي است. تمام جهان بهصورت دورهاي ويرانيهايي را تحمل ميکند که البته اين ويرانيها به اندازه تغييرات آبوهوايي عادي هستند. چشمانداز درهمشکستهاي که شهر يومِنِس را در خود جاي داده، واقعيتي به همان اندازه بيثبات را به اين تمدن بخشيده است و اين بيثباتي تا آنجاست که يک نظام طبقاتي ميتواند براي اين تمدن هراس ايجاد کند. علم و جادو به سختي باهم ترکيب شدهاند و ايسان معلم مدرسه يک شهر کوچک است که خانوادهاش وحشيانه از هم پاشيده شدهاند.
جميسين پيش از اين نيز دنياهاي پيچيدهاي از اين دست را خلق کرده است، بهويژه در نخستين رمان «سهگانه موروثي» او که کانديد دريافت چندين جايزه شده بود. «فصل پنجم» اولين کتاب از سهگانه «زمين شکسته» اوست؛ و اين پايان به اندازه کار ابتدايي او موفقيتآميز است . ايسان - زني که از کشتهشدن پسر کوچکش به دست همسرش داغدار است و به همراه دخترش ميگريزد - تلاشي را آغاز ميکند که به رهايي منجر ميشود، اما موضوع کاملا به مورد ديگري تبديل شده و در نتيجه فاجعهاي عظيم و نوظهور بر منطقه «آرامش» نازل ميشود.
هر فاجعه جديدي، خواه آتشفشاني باشد يا زمينلرزهاي يا جوّي يا ژئومغناطيسي يا ساخته دست انسان، يک فصل ناميده شده است و فاجعه بعدي ويرانگرترين تهديد در تاريخ اخير خواهد بود. اين مطلب که تاريخ از ميان شکافهاي زيادي عبور کرده، ابهامي را در مورد دوران باستان ايجاد ميکند که با گذشته و حال نامعلوم ايسان ارتباط دارد. ناگفته نماند که سيِن و دامايا شخصيتهايي از طبقات مختلف که خط داستانيشان به روشي کاملا هوشمندانه و تاثيرگذار با خط داستاني ايسان همپوشاني دارد، باعث روشنشدن مکانيزمهاي ظالمانه موثر در پشت صحنه گسترده «آرامش» ميشوند.
کتاب «فصل پنجم» به همان اندازه که موفقيت کسب کرده، کتاب قابل فهمي نيست و جميسين لحني مهيج و هستهاي عاطفي را حفظ ميکند که نهتنها داستان را از طريق تنظيمات پيچيدهاش به مخاطب منتقل ميکند؛ بلکه حتي براي افشاگريهاي حيرتانگيزتر مواردي را تنظيم ميکند تا در بخشهاي بعدي مجموعهداستاني بيايند.
يکي از نقاط قوت بزرگ اين کتاب و يکي از شگفتيهاي بزرگش، اين راز است که شخصيتها حافظ نقطهنظرهاي گوناگون نويسنده هستند. اين نمايشي هوشمندانه از ساختار و تعليق به سهم جميسين است، اما درعينحال کنايهاي ماهرانه به ماهيت «آرامش» هم هست؛
يک تغيير رازآلود جغرافيا و جامعه که هيچمجموعه واژگاني قادر به تشريح آن بهطور کامل نيست. جميسين در ابتداي کتاب نوشته «پايان يک داستان تنها سرآغاز داستاني ديگر است» و اين فقط يکي از بخشهاي کنايهآميزي است که با پايانيافتن کتاب حسي عميق را در خواننده به جريان مياندازد.
«آرامش» پژوهشي است در مورد تحول زمينشناسي و در روش زندگي مردم آن منطقه. با «فصل پنجم»، جميسين بهگونهاي فوقالعاده اين باور را که ساختمان جهاني تخيل عنصر حياتي فانتزي است به تصوير کشيده - اما همچنان هر شخصيت براي اين نويسنده به مثابه يک دنيا است.