اردشير زاهدي در مصاحبه با تلويزيون بيبيسي بار ديگر مواضعي را مطرح کرده که به شدت مورد استقبال جناح اصولگرا در ايران قرار گرفته است. اردشير زاهدي فرزند سپهبد فضلا... زاهدي از عوامل اصلي سقوط دولت دکتر محمد مصدق و از نزديکترين و وفادارترين افراد به شاه سابق ايران است. او مدتها در مقام وزير خارجه و سفير ايران در آمريکا و بريتانيا در کابينه اميرعباس هويدا، نخستِ وزير دولت شاهنشاهي خدمت کرده است. اينک انساني با اين سوابق، با لحني از وضعيت بينالمللي و قدرت نظامي جمهوري اسلامي و فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران ستايش ميکند که بيشتر از زبان جناح اصولگرا در داخل ايران شنيده ميشود. او با تاکيد بر اينکه از متهم شدن به حمايت از نظام جمهوري اسلامي هراسي ندارد، در اشارهاي تلويحي به سياست آمريکا و اپوزيسيون برانداز خارج از کشور ميگويد: «غلط ميکنند کساني که تغيير حکومت در ايران را عامل پيشرفت ميدانند». بيان اين نوع سخنان از طرف داماد سابق محمدرضا شاه، به واقع آن دسته از هواخواهان سلطنت پهلوي را که در پي سرنگوني جمهوري اسلامي هستند، به دردسر انداخته است بهطوري که بعضا ميکوشند تا او را ناديده بگيرند. با اين حال، زاهدي هر از چندي بر صفحه تلويزيونهاي فارسي زبان خارج از کشور ظاهر ميشود و نظرات خود را با تندي و صراحتي بيش از پيش بيان ميکند. درحقيقت، مساله اين است که چرا اردشير زاهدي به اين نقطه نظرات رسيده است؟ آيا او با همراهان سابق خود اختلاف شخصي پيدا کرده و صرفا براي جريحهدار کردن آنان چنين مواضعي را ميگيرد؟ يا اينکه مکنونات قلبي خود را علني ميکند؟ اگر زاهدي مکنونات قلبي خود را بروز ميدهد، باز پرسش اين است که به چه علت به اين مواضع رسيده است؟ آيا از تاثير رفتار برخي نيروهاي برانداز خارجي و حاميان خارجي آنها بر سرنوشت ايران واقعا نگران است؟ يا علل و عوامل ديگري در ميان است؟ اگر منشأ مواضع او نگراني از طيفي از جمعيت برانداز و سياست آمريکا و متحدان منطقهاي آن باشد، صرفنظر از بجا يا نابجابودن آن، زاهدي علاقهمند است خود را بهعنوان شخصيتي «مليگرا» و «وطندوست» به نمايش بگذارد و هزينهاش را نيز بپردازد. در اين ميان، استقبال اصولگرايان از مواضع زاهدي نيز معنايي جز اذعان به وطندوستي او ندارد! حال آيا اذعان به وطندستي فردي با کارنامه و سابقه و خلق و خوي اردشير زاهدي از سوي اصولگرايان، امري بدون تناقض است؟ اصولگرايان تاکنون تماميت حکومت پهلوي و نيروهاي مؤثر در آن را به وابستگي، وطنفروشي و نوکري اجانب متهم کردهاند، حال چگونه است که مواضع فردي در سطح اردشير زاهدي را به نوعي وطندوستي و مليگرايي تعبير ميکنند و با استقبال از آن، در سطح وسيعي منتشر ميکنند؟ لابد خواهند گفت که «ميزان حال فعلي افراد است» اما مگر زاهدي نسبت به وفادارياش به شاه پشيمان شده است؟