کرونا چه تأثير مستقيمي بر روندهاي سياسي در منطقه خاورميانه گذاشته است؟
به طور کلي بحران کرونا و شيوع بيماري باعث تغيير بسياري از روندهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي شده و اين تأثيرات همچنان ادامه دارد. نمود اين تغييرات در کشورهاي غربي بارزتر بوده، به ويژه آنکه شاهد هستيم کمپانيهاي بزرگ اقتصادي و محافل سياسي غرب به طور جدي تحتتأثير قرار گرفتهاند. شمار بالاي قربانيان، احتمال رکود اقتصادي شديد و نگرانيها از آينده سبب شده که حکومتهاي غربي به چالش کشيده شوند و با توجه به نظم و ساختار کنوني جهان، مطمئناً آثار اين بحران در غرب بهزودي در ديگر نقاط دنيا نيز مشاهده خواهد شد. در خصوص خاورميانه، اولين اثر فوري و مهم کرونا کاستن از شدت بحرانهايي بود که سالها حل نشد و به مانند زخمي عميق بر پيکر منطقه ميماند. از جمله اين بحرانها که با شيوع کرونا از شدت آن کاسته شد، ميتوان به مسأله ادلب اشاره کرد که ارتش ترکيه و ارتش سوريه در آستانه يک درگيري مستقيم و بزرگ بودند، اما با شيوع کرونا خود به خود سطح تنشها کاهش يافت. ديگر مساله قابلاشاره، جنگ يمن است که طي ساليان گذشته درگيريهاي خونيني به همراه داشت و عربستان سعودي بيگناهان زيادي را در اين جنگ، هدف قرار داد و اکنون آتشبس برقرار شده است. بحرانهاي کوچک و بزرگ خاورميانه که مدتها قابلاداره نبودند، ولو به صورت موقت اکنون کنترل شدهاند. برخي محافل سياسي حتي معتقدند با توجه به ضربات سهمگين کرونا بر پيکره اقتصاد کشورهاي منطقه، احتمال بسياري کمي وجود دارد بحرانهايي که خاموش شدهاند، مجددا فعال شده و خاورميانه را با مشکلاتي جدي روبهرو کنند. اين روزها در يمن شاهد هستيم با اعلام دبيرکل سازمان ملل، رياض آتشبس را پذيرفته و برادران يمني با شروطي حاضر شدهاند که جنگ موقتاً پايان يابد. اين دستاورد بزرگي براي منطقه است و بايد حفظ شود.
يکي از بحرانهاي جدي خاورميانه مسأله اختلافات ميان ايران، عربستان و امارات بوده که از جمله دلايل آن رفتارهاي اشتباه ابوظبي و رياض در تبعيت از آمريکا است. مشخصاً فکر ميکنيد مسأله کرونا چه تأثيري بر سياستهاي امارات متحده عربي و عربستان در منطقه داشته باشد؟
امارات متحده عربي شيوع ويروس كرونا را بهانهاي قرار داده تا فضاي سياست خارجي خود را تغيير دهد. در همين راستا عبدا... بن زايد وزير خارجه امارات با آقاي محمدجواد ظريف وزير خارجه كشورمان تحتپوشش كمكهاي كرونايي تماس تلفني برقرار ميكند. به نظر ميرسد كه عبدا... بن زايد از اين طريق به نوعي تلاش براي بهبود رابطه با ايران را نمايش داده است. از همينرو با شيوع كرونا شاهد تحولات قابل توجه در عرصه منطقه خواهيم بود. در حال حاضر كرونا بهانهاي شده تا امارات متحده عربي بتواند رويكرد جديد سياست خارجي خود را عملياتي كند. از آنجايي كه امارات و برخي كشورهاي عربي علاقهاي به توسعهطلبي و قدرت گرفتن تركيه در منطقه ندارند، سوريه را سنگر اول جلوگيري از توسعهطلبي نئوعثمانيگرايي اردوغان رئيسجمهور كنوني تركيه ميدانند. به همين دليل است كه يكي از نمايندگان خليفه حفتر و رئيس دستگاه اطلاعاتي مصر به سوريه سفر كرد و محمد بن زايد وليعهد امارات متحده عربي نيز به بهانه كمك ابوظبي به سوريه در راستاي مبارزه با ويروس كرونا تماس تلفني با بشار اسد رئيسجمهور سوريه برقرار كرد. برخي شنيدهها حاكي از آن است كه ابوظبي پيشنهاد كمك 3 ميليارد دلاري به سوريه داده تا بتواند جلوي توسعهطلبي تركيه بايستد. در نتيجه تحولاتي كه اخيرا در جهان عرب به نفع سوريه رخ داده را ميتوان در همين راستا ارزيابي كرد.
يعني نتيجه اين تحولات را به نفع سياستهاي منطقهاي ايران ميدانيد؟
سياست جديد امارات نشان ميدهد كه اماراتيها سياست اشتباهي را در راستاي تضعيف دولت سوريه دنبال كردهاند و اكنون معتقدند لازم است سوريه به دلايل مختلف در جهان عرب قوي باقي بماند و به اين نتيجه رسيدهاند كه خطر توسعهطلبي تركيه ميتواند بيش از هر چيزي جهان عرب را تهديد کند. مصر رويكرد مشخصي را در قبال تركيه دنبال ميكند، با اهرم ليبي نيز به كمك سوريه آمدهاند و اماراتيها هم مجموعه كشورهاي خليجفارس را رهبري ميكنند و در عمل نيز محمدبن سلمان در سياست خارجي منطقه معزول شده است. از همينرو امارات به نمايندگي از شوراي همكاري خليجفارس اين سياست را دنبال ميكند. اين ذهنيت تاريخي اعراب نسبت به تركيه دقيقا مانند ذهنيت تاريخي ايران نسبت به اعراب است. اين ذهنيت چيزي نيست كه به سادگي ايجاد شود و به راحتي از بين برود. از همينرو اعراب به دنبال اين بودند تا در يكجايي اردوغان را متوقف كنند و بهترين مكان درگيري تركيه و سوريه در ادلب بود. نتيجه نهايي آن نيز براي اعراب مثبت بود و هماهنگي نانوشتهاي ميان روسيه و اعراب در بحث سوريه شكل گرفت تا تركيه در ادلب تاديب شود و اين اتفاق نيز رخ داد. اكنون اين سياست نيز هم به نفع روسيه و هم به نفع ايران دنبال ميشود.
در بحث يمن نيز همين وضعيت حاکم است؟
قبلا شاهد پيشنهاد مشترك امارات و عربستان براي آتشبس در يمن بوديم، اما براي اولين بار است كه يمنيها دست بالا را دارند و آتشبس را منوط به شروطي كردهاند، چراكه يمنيها دست بالا را در عرصه نبرد در اختيار دارند. از همينرو مجموعه شرايط نشان ميدهد، امارات و عربستان در عرصه نبرد يمن موضع پدافندي به خود گرفتهاند و ميخواهند آتشبس در يمن برقرار شود. در اين ميان درخواست دبيركل سازمان ملل براي آتشبس را بهانه قرار دادند و آتشبس را بلافاصله پذيرفتند. از سوي ديگر ظاهرا تحركاتي بين ايران و كشورهاي عربي منطقه براي بهبود روابط و در مورد به آرامش رسيدن اوضاع در عراق بين ايران و كشورهاي عربي صورت گرفته است. سفرهاي چند وقت اخير مقامهاي ايراني به عراق نيز در همين راستا بوده است. بهطور كلي صورت سياسي منطقه در حال تغيير است. عربستان در سياست خارجي منطقه ديگر نقش محوري ايفا نميكند، بلكه امارات در حال تبديل شدن به بازيگرمحوري اعراب در عرصه منطقهاي است. دليل عدممحور قرار گرفتن عربستان اشتباهات متعددي است كه محمدبن سلمان وليعهد سعودي کرده است كه از جمله آن ميتوان به بحث جنگ يمن و ترور جمال خاشقجي اشاره كرد. از همينرو اكنون عربستان در بحث سياست خارجي منطقه به حاشيه رانده شده است. در حال حاضر سعوديها به شدت درگير مسائل داخلي خود هستند، از همينرو عربستان ديگر محور نيست، بلكه اين امارات است كه نقش محوري را ايفا ميكند.
يعني سياست امارات و عربستان کاملاً مستقل از يکديگر دنبال ميشود؟
نبايد فراموش كرد هماهنگيهاي پشتپرده ميان دو كشور كماكان وجود دارد و نشانهاي از مخالفت عربستان با رويكرد امارات در حال حاضر وجود ندارد. البته نميتوان انتظار داشت اين تغيير رويكرد باعث بهبود شرايط ميان ايران و اعراب شود، اما از موضع شديد ضدايراني اعراب نسبت به ايران كه پيشتر وجود داشت رفتهرفته كاسته ميشود، اما اينكه تحولات پس از كرونا چگونه پيش برود هنوز مشخص نيست. بهطور كلي كرونا در تمامي عرصههاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي دنيا اثرگذار بوده و بسياري از مسائلي كه بنا بود رخ دهد ديگر انجام نميشود و براي اولين بار است كه جهان اينچنين در يك ركود سخت قرار گرفته است. از همينرو كرونا رمق اجراييسازي بسياري از سياستها را گرفته است و تا مدتي كشورهاي دنيا و به خصوص آمريكاييها ديگر توان و تحمل سياستهاي تهاجمي را ندارند. اكنون بن زايد و امارات شرايط به مراتب باثباتتري نسبت به بن سلمان و خاندان سعودي در عربستان دارند. بنزايد برخلاف بنسلمان، بسيار زيرك، هوشمندانه و منعطف با مسائل برخورد ميكند، از همينرو آينده بنزايد روشنتر از عربستان و بنسلمان است و ميتواند نقش موثرتري در منطقه ايفا كند. اكنون شاهد آن هستيم كه بنسلمان چندان حضور جدي در مباحث منطقهاي ندارد، بنابراين ميتوان اين انتظار را داشت كه بنزايد راهبرد سياست خارجي خود را با موفقيت به نمايندگي از ساير كشورهاي عربي پيش ببرد.
به آمريکا اشاره کرديد. تحرکات نيروهاي آمريکايي در منطقه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
تا چندي پيش بسياري از محافل سياسي و رسانهاي در ايران بر اين باور بودهاند كه در عراق كودتا رخ ميدهد يا جنگي عليه ايران درميگيرد. اما در عمل اقدامات آمريكا كاملا جنبه رواني داشته، چراكه آمريكا قصد دارد از پادگانهايي كه در اختيار دارد خارج شود و از كميت به سمت كيفيت سوق پيدا كند و در سوي ديگر مخالفان را بترساند و افكار عمومي را تحتتاثير قرار دهد، ولي از سوي ديگر هيچ دادهاي نشان نميداد كه آمريكا قصد اقدام نظامي در منطقه را داشته باشد. هدف اول آمريکاييها از جابهجايي نيروهاي خود اين بود که با افکار عمومي مردم عراق مواجه نشوند؛ چرا که مردم اين کشور خواهان خروج هرچه زودتر نيروهاي نظامي دولت واشنگتن از عراق هستند. از طرف ديگر آمريکاييها نيروهاي خود را به پايگاههاي مجهزتر منتقل کردهاند تا اين نيروها را متمرکز و جمع و جور کنند و اگر دچار ضرباتي شدند راحتتر از خود دفاع کنند و کمتر آسيب ببينند.
بازگرديم به همان بحث عربستان؛ چرا نتيجه سياستهاي بنسلمان در منطقه تا اين اندازه بد بوده است؟
بنسلمان طي ساليان گذشته با اعمال نابخردانه و از روي غرور جواني، ضربات غيرقابل جبراني به حيثيت و اعتبار عربستان در عرصه بينالملل وارد كرده است. داستان فضاحتبار دخالت در يمن و شكستهاي پيدرپي كه نهتنها هيچ دستاورد نظامي و سياسي نداشته بلكه با تاكتيكهاي مهم تهاجمي يمنيها در زدن پايگاههاي حساس اقتصادي و نظامي عربستان به وسيله موشك و پهپاد خسارات وحشتناك حيثيتي اعتباري اقتصادي را بر آلسعود وارد ساخته است. حمله موفقيتآميز به آرامكو بزرگترين شركت نفتي دنيا و از كار انداختن ظرفيت 50 درصد توليد اين شركت، ادراك ناصحيح از روندهاي ميداني و عدمپذيرش واقعيتهاي روي زمين، عربستان را به بنبست كنوني كشانده است. به عبارت ديگر، سردرگمي كنوني عربستان ناشي از تغيير معادله ميداني است؛ از تصور خروج قهرمانانه در ابتداي جنگ تا خروج مفتضحانه از جنگ كه با حيات سياسي محمد بن سلمان پيوند خورده، فاصله چنداني نمانده است. قتل فجيع خاشقجي سروصداي زيادي در دنيا ايجاد كرد و باعث حيثيتزدايي از عربستان در افكار عمومي و محافل بينالمللي شد. داستان دخالت فضاحتبار در امور داخلي سوريه و عراق و حمايت بيمحابا از تكفيريهاي خونريز داعشي و راهاندازي جنگهاي نيابتي و شكست مفتضحانهاي كه در سوريه و عراق خورد. همچنين داستان مثلث شوم و هماهنگي بيش از حد و عرياني كه با آمريكا و اسرائيل داشت و در بين جهان عرب به بدنامي و رسوايي كشيده شد. زنداني كردن فضاحتبار سعدالحريري نخستوزير لبنان در عربستان و اجبار او به استعفا با آن شكل ننگين و سياست شكست خورده و فضاحتبار محاصره قطر كه نه تنها هيچ توفيقي در پي نداشته بلكه اكنون باعث شكاف و دودستگي بين كشورهاي عربي خليجفارس شده و مدتهاست جلسات شوراي همكاري خليجفارس بزرگترين ارگان هماهنگكننده سياسي، اقتصادي، مالي و نظامي اين كشورها با يكديگر شده است. مشكلات عديده ديگري نيز در داخل عربستان به وجود آورده است؛ از جمله براي اولين بار در تاريخ آلسعود با اين شكل اسفبار و موهن متنفذين دربار و شاهزادگان را به هم ريخته و اركان حكومت را سست كرده است. افراد متنفذ و قدرتمند آلسعود نظير بننايف، كه ساليان درازي مسئول اول امنيت كشور بوده، و احمد بن عبدالعزيز و مقرن بن عبدالعزيز، كه فرزندان بلافصل عبدالعزيز هستند، و متعب بن عبدا... پسر پادشاه سابق، كه مدت مديدي رئيس گارد سلطنتي سعودي بوده، و بنطلال، بزرگترين سرمايهدار عرب كه داراي نفوذ اقتصادي زيادي در دنيا هستند، و دهها متنفذ ديگر را به بدترين وجه جريحهدار و زنداني كرده است. با رفتن ملك سلمان، عربستان دچار بحران جانشيني خواهد شد؛ چرا كه انتقال قدرت از نسل اول به دوم بايد صورت پذيرد و با توجه به زخمهاي فعلي بر پيكره آلسعود بعيد است كه بدون التهاب و بحران اين دوران گذار طي شود. عربستان بايد منتظر روزهاي سختي در آينده باشد.
وزير امور خارجه ايران عازم سوريه شده است. فکر ميکنيد محتواي ديدارهاي محمدجواد ظريف با مسئولان سوري و نتايج آن، چه باشد؟
سوريه و ايران روابطي استراتژيک دارند. آن چيزي که امروز اين سفر را بيش از گذشته برجسته کرده، تهديدات مستمر رژيم صهيونيستي عليه امنيت سوريه و مواضع ايران است. اين احتمال هست که محتواي مذاکرات در سوريه، رايزني براي تصميمگيري در خصوص مقابله با تهديدات رژيم صهيونيستي باشد.