در مدت اخير بهدليل اينکه شاخص بازار سرمايه بزرگ شده است، رشد چند10هزاري روزانه ديگر امري عجيب قلمداد نميشود. براي مثال روز گذشته، شاخصکل در آستانه 700 هزار واحد ايستاده بود که اگر پنج درصد رشد براي آن در نظر بگيريم، رقم 35 هزار واحد رشد روزانه آن طبيعي خواهد بود. در نتيجه بايد به اين ارقام بزرگ در بازار سرمايه عادت کنيم. در حال حاضر رشد بازار معلول چند عامل است. يکي از عوامل مهم که بهويژه روز گذشته بسيار نمايان بود، مساله کاهش نرخ سود بانکي بود. نرخ سود بانکي در حال کاهش از 20 درصد به 18 درصد است و اين امر که يک تصميم بسيار درست از سوي نظام بانکي است آثار مهمي در بازار سرمايه دارد. اکنون اقتصاد ما از مساله کرونا تاثير پذيرفته و بايد چرخدندههاي آن بهزودي به حرکت درآيد؛ کاهش نرخ سود بانکي يکي از بهترين روشها براي نيل به اين هدف است، که در تمام دنيا نيز به اجرا درآمده است. اميدواريم اين سياست درست بانک مرکزي بهنتايج خوبي منجر شود. بههرحال کاهش نرخ سود بانکي، اقتصاد را در بخش واقعي آن بهحرکت درميآورد که بازار سرمايه يکي از آن بخشهاست و قيمت سهام را بالا ميبرد. دومين عاملي که بازار را مورد توجه قرار ميدهد، وضعيت خاص ارزي است. دولت در حال حذف برخي از ارزهاي مبادلهاي و دلار4200توماني از بعضي معاملات است؛ از سوي ديگر، در بازار آزاد هم نرخ دلار تقويتشده و نرخ دلار نيمايي هم بالاتر از سال گذشته است. همين روند در بازار ارز بهبازار سهام کمک ميکند. عامل سوم هم، توجه وزارت اقتصاد و دولت به بازار سرمايه و حمايت آنان از اين بازار است که باعث شده ما شاهد اين رشد شاخص باشيم. با اين حال قطعا مانند هر بازار ديگري وقتي قيمتها بالا برود، دورههاي استراحت و اصلاحي رخ خواهد داد. البته دامنه اين استراحت و اصلاح چندان بالا نخواهد بود. همانطور که مثلا اگر قيمت سکه طلاي شش ميليون و 400 هزار توماني بخواهد کاهش پيدا کند، پنج درصد يا 10 درصد افت ميکند و کسي انتظار ندارد که قيمتها مجددا به يک ميليون و 200 هزار تومان بازگردد. در بازار سرمايه هم همينگونه است و شاخص قطعا هرگز به 200 هزار واحد قبلي بازنخواهد گشت. ممکن است اصلاحهاي دورهاي وجود داشته باشد که براي کليت بازار، خوب است و مساله خاصي رخ نميدهد. بههرحال يک بخش از رشد بازار، رشد تورمي است و براي هميشه اين کاهش ارزش ريال و تورم تاثير خود را در شاخص خواهد داشت. اما قطعا بازار ما ظرفيت بسيار زيادي دارد؛ همانگونه که اقتصاد ما چنين است. کاهش وابستگي به دلارهاي نفتي، خروج رقباي خارجي از بازار داخلي، کاهش واردات اقلام بيکيفيت و نابودکننده توليد ملي و بهطورکلي کنترل واردات، بهشرکتهاي ايراني و اقتصاد کشور فرصت ميدهد ظرفيتهاي خود را نشان دهند. نگراني خاصي در مورد بازار وجود ندارد و نوسان هم جزوي از ذات بازار است. شرکتهاي بزرگ همچنان ظرفيت رشد دارند و شرکتهاي کوچک هم اميدواريم که سهامداران آنها فکري براي شرکتها کنند؛ زيرا برخي از اينها متعلق بهدستگاههاي دولتي و عمومي هستند و اميدواريم سهام خود را عرضه کرده و از حالت دولتي خارج شوند. يکي از دلايلي که شرکتهاي کوچک رشد زيادي ندارند، کمبود سهام آنها در بازار سرمايه است. ديگر اينکه مسئولان بازار بايد تصميم جدي در مورد اين شرکتها بگيرند و آنها را وادار بهافزايش سرمايههاي سنگين کنند تا سهام شناور آنها در بازار افزايش يابد.