در ابتدا بايد به اين نکته اشاره کنم که متاسفانه هرچقدر شيوع کرونا در کشور ما سريع است، دولت براي مهار آن به صورت لاکپشتي حرکت ميکند. هرچند سال گذشته دولت اعلام کرد که رشد اقتصادي مثبت نزديک به صفر است، اما اين به معناي خروج از رکود نبود. الان هم ما در رکودتورمي قرار داريم و اينکه برخي اينگونه پيشبيني ميکنند که بيماري کرونا در ماه خرداد فروکش ميکند و پايان مييابد، فرض غلطي است. يعني با سيستم مديريتي فعلي بعيد به نظر ميرسد که چنين اتفاقي رخ دهد. تازه بعد از آن هم ما وارد دوره پساکرونا ميشويم که ديگر هيچ چيز در وضعيت نرمال قرار نخواهد داشت. يعني شرکتها، بانکها و تمام سيستم اقتصادي ايران بايد تلاش کنند که در اين دوره وضعيت قبلي را جبران کنند. به هر حال به نظر ميرسد دولت بيشتر حرف ميزند و در عمل تحرک کافي ندارد. ميتوان گفت دولت خودش را کنار کشيده، کارگر و کارفرما در ميدان با هم هستند و بانکها و شرکتهاي دولتي با هم همسويي ندارند. اصولا هم دولت از زماني که تصميم ميگيرد تا بخواهد آن را اجرا کند، زمان زيادي طول ميکشد. الان هم تعداد زيادي از کسبوکارها به حالت تعطيل يا نيمهتعطيل درآمدهاند يا تعدادي از شرکتها با حداقل کارمند و به صورت شيفتي کار ميکنند که اين يعني کارها عملا انجام نميشوند. در خوشبينانهترين حالت، اگر بتوانيم روند شيوع بيماري کرونا را در مهرماه سالجاري تثبيت کنيم، به تدريج بايد با اتخاذ سياستهاي مناسب جلوي روند منفي رشد اقتصادي را بگيريم تا شايد در پايان سال به وضعيت اواخر پاييز 98 بازگرديم. دولت بستههاي حمايتي را براي کاهش ضرر و زيان کسبوکارها در نظر گرفته است، اما عدهاي از فعالان اقتصادي بر اين باورند که اين اقدامات ناکافي هستند. هميشه روال اين بوده که اظهارات و شعارهايي از سوي دولتمردان مطرح ميشود و در نهايت خودشان را کنار ميکشند. تجربه نشان ميدهد که دولتهاي مختلف در همه بحرانها همين رويه را در پيش گرفتند و اين بار هم فکر نميکنم کاري مورد قبول صددرصدي از سوي دولت صورت گيرد که رضايت فعالان اقتصادي را در پي داشته باشد. با اين حال، ميبينيم که دولتها در کشورهاي اروپايي عملکرد ديگري از خودشان نشان دادهاند. آنها بلافاصله منابعي را به شرکتهاي آسيبديده تزريق کردند و حقوق بيکاري به بيکارشدگان اختصاص پيدا کرد. هيچکدام از اينها در ايران اتفاق نيفتاده است؛ هرچند حرفهايي زده شده اما در عمل اتفاقي نخواهد افتاد. آئيننامهها و بخشنامههايي صادر ميشوند اما پروسه اجراي آنها خيلي طول ميکشد تا زماني که به فراموشي سپرده شوند. فکر ميکنم ما هيچگاه نميتوانيم صرف روي حرف دولت حساب باز کنيم از اين بابت که به تنهايي بتواند بحران را به درستي پشت سر بگذارد.