اکبر زنجانپور در يک گفتوگوي زنده مجازي با شهرام گيلآبادي درباره رسالت هنرمندان و لزوم حمايت از آنها در اين شرايط بحراني سخن گفت و درباره برنامه آيندهاش توضيحاتي ارائه داد. از اسفند سال گذشته بهواسطه شيوع ويروس کرونا، نهادها و محافل هنري بسياري ناچار به تعطيلي اجباري برنامههاي خود شدند که اين موضوع چالشهاي فراواني را براي هنرمندان بههمراه داشته است. تئاتر نيز بهعنوان يکي از تاثيرگذارترين محافل آموزش و رشد فرهنگ و هنر، از اين قاعده مستثني نمانده است. در همين راستا شهرام گيلآبادي کارگردان و مديرعامل خانه تئاتر در گفتوگويي آنلاين در فضاي اينستاگرام با اکبر زنجانپور بازيگر و کارگردان باسابقه تئاتر ايران به بحث و گفتوگو درباره چيستي تئاتر و شرايط هنر در دوران کرونا پرداخت. در اين گفتوگو ابتدا اکبر زنجانپور تئاتر را اينگونه تعريف کرد: تئاتر ماحصل مواجهه يکسري تفکر، حرکت و يارگيري از سوي هنرمندان و از طرف ديگر مطالبهگران مطالب مهم انساني است که همان مخاطبان نمايش هستند که با رودررويي اين 2 گروه در اجرا، به نور و تعالي انساني ميرسيم. اين استاد تئاتر که پيش از اين در روز جهاني تئاتر، دغدغه اصلي خود را مردم، عشق به تئاتر و رشد انديشهجمعي جامعه معرفي کرده بود در پاسخ به اينکه آيا اگر زمان به عقب برگردد، همچنان کارهاي قبلي را تکرار ميکند، بيان کرد: من همچنان مايل هستم تمام کارهايي را که به صحنه بردم، دوباره اجرا کنم. خودم انرژي و عشق لازم به تئاتر را دارم اما بايد از شرايط اضطراري کنوني بگذريم. وي درباره تعطيلي کنوني سالنهاي تئاتر و تماشاخانهها هم گفت: به ما دستور داده شده که از هم فاصله بگيريم و از طرفي ما وظيفه داريم که مدام مردم را ببينيم اما در شرايط کنوني بايد سلامتي و حفظ مردم در اولويت قرار بگيرد. بازيگر نمايش «ليرشاه» درباره نجات هنر و جامعه در اين شرايط عنوان کرد: اگر بخواهيم شرايط امروز را با ادبيات نمايشي تعريف کنيم، ميتوانم بگويم، «ليرشاه» در مقابل مسئوليت خود جازده و همه چيز را به باد ميدهد چون مسئولانه نگاه نکرده و فقط به خانواده خود فکر ميکند اما امروز بايد مخالف لير حرکت کرده و روزگار را با معجزه انساني و يک ترفند بهجا، گذراند و انسانها را نجات داد. ما هم وظيفه داريم به مردم دقيق نگاه کنيم حتي اگر منظورمان از مردم فقط يک نفر باشد. ما نبايد بگوييم نميشود و بايد اميد واقعي را به خانه بياوريم. بايد همه تلاش کنيم که تمام خانواده (که همين مردم سرزمينمان هستند) حفظ شوند. بايد از شرايط کنوني به سلامت عبور کنيم هرچند همه در اين شرايط در حال تلاش هستند اما کارهاي ديگري لازم است انجام شود تا معجزه انساني اتفاق بيفتد. در ادامه زنجانپور درباره توالي ورود به نقشهاي خود گفت: من با تصور صحنه تئاتر، مقابل بازيگر (که خودم هستم) قرار ميگيرم و با تمرين، در جايي درست وسط صحنه تئاتر، با او يکي ميشوم. در اين شرايط، آن نقش بهعنوان فرزند من حقيقي و بازيگر بهوجود ميآيد که نيمي از من واقعي و نيمي از شخصيت نمايش را در خود دارد. شهرام گيلآبادي در اين گفتوگو، نظر اکبر زنجانپور را درباره تعدادي از بزرگان تئاتر پرسيد که زنجانپور در پاسخ به اين پرسش بهرام بيضايي را هنرمندي درجه يک معرفي کرد و در ادامه گفت: فردريک دورنمات را صاحب تفکر سيالي ميدانم که انسان را از طريق تفکر نه قصهگويي معنا ميکند برخلاف آنتوان چخوف که نميداند از زندگي چه ميخواهد. او شکارچي لحظات انسان است. زنجانپور در بخش ديگري از اين گفتوگوي زنده اينترنتي درباره فعاليتهاي پيشرو توضيح داد: در حال حاضر تصميم دارم به نمايش «سير روز در شب» نوشته يوجين اونيل بپردازم. اونيل به رگ و پي انسان ميزند و وارد ساحت غيرشفاف افراد شده و لحظات و تاريخ را تشريح ميکند. اين نمايش، روايت يک خانواده چهارنفره است که تمام افراد قصهاي جدا داشته و در نهايت محکوم به فنا هستند. اين داستان نمايانگر نبودن عدالت اجتماعي است.
ايجاد شرايط کار براي هنرمند
زنجانپور درباره عدالت اجتماعي و بهبود اوضاع اهالي هنر هم گفت: خوشبختي براي هنرمند، ايجاد شرايط کار است. براي اينکه اين اتفاق بيفتد بايد مسئولانه به او نگاه کرد. در اين سالها به من و هيچ هنرمندي که صلهبگير نيست هرگز با نگاه عدالت اجتماعي برخورد نشده است هرچند بر اين باورم که نبايد شکايت کرد و منتظر معجزهاي از بيرون نشست. بازيگر نمايش «شب هزار و يکم» درباره ايجاد شرايط کار براي تئاتريها يادآور شد: شرايط کار هيچوقت براي من بهعنوان کارگردان فراهم نبوده و بخشي از انرژي لازم براي تئاتر را به ناچار خرج مسائل حاشيهاي کردم. در اين ميان همواره علاوه بر فراهم نبودن شرايط کار، بحث اقتصادي و دستمزدها هم بوده است. در حال حاضر نيز، اين شرايط براي بسياري از هنرمندان تئاتر، بهخصوص در شرايط کنوني جامعه وجود دارد. اين بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون درباره حمايت از هنرمندان در اين روزهاي بحراني بيان کرد: بايد اول به اين موضوع پرداخت که آيا در شرايط نرمال از هنرمندان حمايت ميشود که در شرايط سخت چشم به اين اتفاق داشته باشيم. بسياري از اهالي تئاتر، تنها بهخاطر عشق و اعتقاد به تئاتر هنوز بر صحنه ميروند، اما گاهي بهخاطر پرداخت هزينهها ناچار به ايفاي نقش در هر اثري ميشوند. در حالي که تئاتر متفکر نبايد درگير درآمدزايي و اجاره تماشاخانه باشد. در واقع اصل قضيه که تخصيص بودجه به تئاتر است، با بحران روبهرو است. به گفته اين کارگردان تئاتر، هنرمند، افشاکننده پلشتيهاست اما خودش به شدت شکننده است. وي در پايان اين گفتگوي زنده در اين باره توضيح داد: هنرمند تا بينهايت حساس است و ضربهپذير بنابراين بايد شرايطي ايجاد شود که احساس تنهايي نکند. هنرپيشه تئاتر، بايد توان اين را داشته باشد که بهخوبي بر صحنه تئاتر حاضر شود و اين موضوع نيازمند القاي باور درست به هنرمند است. در اين شرايط است که هنرمند ميتواند تاريخ انسان را بنويسد.