بستن

همه‌چی آرومه! ما چقدر خوشحالیم!

همه‌چی آرومه! ما چقدر خوشحالیم!
فریور خراباتی

هميشه دوست داشته‌ام در کشوري زندگي کنم که دولتمردان آنجا زندگي‌ مي‌کنند. حتي يک مقطعي به کشوري که احمدي‌نژاد و بقايي هم آنجا زندگي مي‌کردند هم‌ راضي شده بوديم (عجب وضعيه!). دولتمردان اصولا در جايي زندگي مي‌کنند که مردم عادي آنجا زندگي نمي‌کنند. آنها از شرايط کشوري حرف مي‌زنند که ما آن را نمي‌شناسيم. در کشور آنها خبري از بيکاري و کرونا و مشکلات اقتصادي نيست! مردم هر روز صبح که از خواب بيدار مي‌شوند، نان سنگک تازه و پنير خامه‌اي و کله‌پاچه دريافت مي‌کنند و موسيقي متن اين کشور«همه‌چي آرومه، من چقدر خوشحالم» است.

در اين کشور کرونا مدت‌هاست مهار شده و در مواردي حتي مثل اژدهاي هفت‌سر در حد افسانه است. در اين کشور مردم هر روز که از خواب بيدار مي‌شوند به دست و پاي مسئولان افتاده و از آنها خواهش مي‌کنند که حداقل يک تصميم اشتباه بگيرند. ماهي يک مشکل به وجود بياورند. سالي يک بحران ايجاد کنند. اما متاسفانه مسئولان زير بار نرفته مي‌گويند: «شرايط آنقدر خوبه که ما اگه خودمون هم بخوايم، نمي‌تونيم مشکل ايجاد کنيم! شرمنده! خواسته ديگه‌اي نداريد؟ نون و گوشت و سبزي توي خونه به قدر کفايت هست؟!».

يکي بود يکي هم بود، در کشوري که مسئولان از آن صحبت مي‌کنند يکي حق ندارد که نباشد، بايد باشد! مگر دست خودش است که نباشد؟ مسئولان صبح تا شب زحمت نمي‌کشند که يکي نباشد. آن يکي‌ نبودن‌ها براي کشورهاي ديگر است که بدبخت و بيچاره هستند. روزي روزگاري مردمي هر روز صبح از خانه خارج مي‌شدند که به سر کار بروند‌ اما مسئولان جلوي آنها را مي‌گرفتند و اعلام مي‌کردند مگر از روي آنها رد شود کسي که بگذارند سرکار برود. حيا چه مي‌شود؟! شرم کجاي داستان قرار مي‌گيرد؟! يک کاري‌ نکنيد که ما فکر کنيم خدمتگزاري‌مان خوب نيست و خراب شده و مجبور شويم پرتش‌ کنيم توي باغچه!

مردم که متاسفانه گرفتار الکي‌خوشي و سرخوشي و کِيف‌کوکي بيش از حد بودند، با خودشان گفتند اينجوري که نمي‌شود؟ ما بايد به يک کشوري برويم که حداقل سالي يک‌مشکل را تجربه کنيم؟! پس زندگي‌ سينوسي چه مي‌شود؟! هيجان چه مي‌شود؟! حال‌مان از هرچه خوشبختي است ديگر به‌هم مي‌خورد.

مسئولان که نگران اين موضوع شده بودند، اعلام کردند که استعفا مي‌دهند و مردم لطفا با استعفاي آنها موافقت کنند. چون در اين کشور مردم بايد با استعفاي مسئولان موافقت کنند، همانطور که اين مردم هستند که به جاي مسئولان حقوق مي‌گيرند. به اين صورت که آنها سرکار مي‌روند و مردم حقوقش را مي‌گيرند. آنقدر مردم سر کار نمي‌روند که يک نفر‌ مجبور مي‌شود هشت تا يا گاهي نوزده شغل را مديريت کند تا مردم در رفاه و آسايش باشند.

در اين کشور هر ماه حقوق شما با هر ارزي که بخواهيد به شما تعلق مي‌گيرد. پول را داخل پاکت گذاشته و روي آن يک پاپيون قرمز مي‌زنند و صبح اول هر ماه بدون اينکه زنگ بزنند تا شما از خواب بيدار شويد، پشت در خانه‌تان مي‌گذارند. در اين کشور مردم از باک خودروي خود با شلنگ بنزين مي‌کشند تا کسي وسط راه نماند. آنها سوار پرايد و سمند شده و مردم همه بنز و بوگاتي و مازراتي دارند.

درحالي‌که تمام مردم رنج‌کشيده جهان آرزوي زندگي در چنين شرايطي را دارند، مسئولان متاسفانه چون تعدادشان اندک و مسئوليت‌هاي‌شان بي‌شمار است، نمي‌توانند از‌ پس جمعيتي بيش از اين بر‌آيند. وضعيت به قدري براي مديران سخت شده که مجبور هستند فک و فاميل خود را هم به عنوان نيروي کمکي سر کار فرستاده و حتي فرزندان خود را به خارج بفرستند تا بتوانند راحت‌تر جوابگوي نيازهاي مردم باشند.

اگر شما ساکن اين کشور هستيد، لطفا شرايط دريافت ويزا و اقامت را از جناب رئيس‌جمهور پرسيده و به اطلاع ما بدهيد‌. باور کنيد آرزو دارم حداقل يک تور سه شب و چهار روز به اين کشور بروم و از نزديک اين همه رفاه و خوشبختي را لمس کنم و آن را به گرمي بفشارم.

سپاسگزار شما

يک شهروند عادي در يک کشور ديگر!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی