ما در حال گذر از يک بحران بزرگ هستيم پس طبيعي است که فرض کنيم اين بحران نقطهي عطفي در تاريخ معاصر است. در ماههاي پس از ظهور بيماري کوويد19، تحليلها در مورد جهاني که پس از شيوع اين بيماري فراگير شکل خواهد گرفت متفاوت است. برخي براين باورند که اين بيماري باعث به وجود آمدن نظمي جديد به رهبري چين خواهد شد؛ برخي ديگر از سقوط قدرت اقتصاد چين بر اثر اين بيماري خبر ميدهند. گروهي از پايان جهانيشدن سخن ميگويند؛ و برخي اميدوارند اين واقعه به ظهور عصر جديدي از همکاريهاي بينالمللي منجر شود. اما اکثر استدلالها تاکيد دارند که دنياي پيشرو با دنياي قبل از شيوع ويروس کرونا تفاوت خواهد داشت.
جريان تحولات کنوني تسريع ميشود
همهگيري بيماري و نوع پاسخگويي جهان به آن ويژگيهاي ژئوپلوتيک جهان را براي ما روشنتر ساخته است. اين بيماري پديدهاي در مسير جهاني است که در چند دههي گذشته در جريان بوده است. جهان پساکرونا را ميتوان با ضعيف شدن نقش راهبردي آمريکا در جهان، کاهش همکاريهاي بينالمللي و بيشتر شدن تنشها توصيف کرد. اما اين روندها قبل از شيوع ويروس کرونا نيز وجود داشته و ظهور کرونا تنها روند را سريعتر کرده است.
نقش آمريکا در جهان
نکتهي روشن در اين روزها عدم وجود نقش محوري آمريکا در مقابلهي جهاني با اين بحران است. اما اشتباه است اگر تصور شود که کمرنگ شدن نقش آمريکا به خاطر ويروس کروناست، زيرا اين روند حداقل از 10 سال قبل شروع شده است. ازجمله نشانههاي اين موضوع ميتوان خروج آمريکا از افغانستان و سوريه، و توجه بيشتر به مسائل داخلي و عدم توجه اين کشور به مسائل بينالمللي را نام برد. در اين رابطه ميتوان به آنچه فريد زکريا آن را «ظهور ديگر کشورها» ناميده اشاره کرد. ظهور کشورهاي ديگري مانند چين و کمشدن مزيت نسبي آمريکا نسبت به ديگر کشورها، حتي در صورت پابرجا ماندن قدرت نظامي و اقتصادي آمريکا، ممکن شده است. از جمله عواملي که باعث از بين رفتن جذابيت مدل آمريکايي در اداره-ي جهاني شده مواردي چون خشونتهاي مسلحانه، سوءمديريتهايي که به بحران مالي سال 2008 منجر شد، فراگيري اعتياد و مصرف مواد مخدر است. واکنشهاي کند و ناکارآمديها نسبت به شيوع ويروس کرونا، اين ديدگاه را تقويت ميکند که آمريکا محوريت خود را از دست داده است.
جامعهي آنارشي
هرچند شيوع ويروس کرونا واقعيتهاي جهان امروز را پيش از پيش نمايان کرده، ولي اين واقعيتها از پيش وجود داشته است. عکسالعمل نسبت به اين ويروس مسري نه به صورت بينالمللي بلکه عمدتا توسط تکتک کشورها بوده است. برخي پيشبيني ميکنند که پس از عبور از اين بحران مليگرايي و نگاه به داخل در کشورها تقويت شده و اشتراکات بينالمللي براي حل بحرانهاي مشترک مانند تغييرات آب و هوايي ضعيف شود. يکي از دلايل اين بدبيني به دليل وخامت رابطهي دوکشور آمريکا و چين طي سالهاي گذشته است. شيوع ويروس کرونا تنش ميان چين و آمريکا را تشديد کرده است. شناخته شدن چين بهعنوان الگوي موفق در مهار بحران و استفادهي اين کشور از فراگيري بيماري کوويد 19 بهعنوان فرصتي براي تقويت نقش خود در جهان، خصومت بين دو کشور را افزايش داده است. قبل از شيوع ويروس کرونا، ايدهي استقلال اقتصاد آمريکا از چين، و ضرورت کاهش وابستگي بيش از حد به واردات کالاهاي چيني در آمريکا بروز کرده بود؛ با بروز بحران کرونا اين ديدگاه تقويت شده و تمرکز آمريکا بر تقويت توليد داخلي بيشتر ميشود. پس از کنترل ويروس کرونا، تجارت خارجي به طور نسبي بهبود خواهد يافت؛ اما بخش بزرگي از تجارت بينالملل نه از طريق سازوکار بازار، بلکه توسط دولت اداره خواهد شد. با تداوم بحران شيوع بيماري کوويد 19، مقاومت کشورهاي توسعهيافته براي پذيرش پناهجويان و مهاجران بيشتر خواهد شد. از سوي ديگر تعداد پناهجويان و آوارگان به دليل عدم توانايي کشورهاي در حال توسعه براي مقابله با بحران اقتصادي ناشي از شيوع ويروس کرونا افزايش خواهد يافت. اين بيماري همهي کشورها را ضعيفتر ميکند و دولتها با افزايش بدهي مواجه خواهند شد. بدهي بخش خصوصي و دولت در بسياري از کشورها تا قبل از شيوع ويروس کرونا نيز در سطح بيسابقهاي قرار داشت، ولي نياز به تامين هزينههاي بهداشتي و حمايت از بيکاران وضع بدهي دولت را وخيمتر خواهد کرد. جهان در حال توسعه در شرايط بدتري قرار دارد و قادر به ارائهي خدمات ضروري نيست و معلوم نيست که کشورهاي پيشرفته، که خود نيز با مشکلات مالي مواجهاند، بخواهند به اين کشورها کمک کنند. ممکن است پس از پايان بحران کرونا، تنگناهاي اقتصادي در هند، مکزيک و کشورهاي آفريقايي، مانعي بر سر راه بهبود وضعيت اقتصادي جهان شود. گسترش بيماري کوويد19 در اروپا خطر از دست رفتن پروژهي اروپاي متحد را بيش از پيش نمايان کرده است، چراکه کشورهاي اروپايي نيز بهصورت جداگانه براي کنترل اين بيماري اقدام کردهاند. اما پروژهي اروپاي واحد، همانگونه که در برگزيت نمايان شد، مدتها قبل با خطر مواجه شده بود.
جهان در يک بينظمي بزرگ
بيش از سه سال پيش در کتابي با عنوان «جهاني در بينظمي» چشماندازي از افزايش شمار قدرتهاي بزرگ، گسترش فعاليتهاي هستهاي، افزايش شمار آوارگان و رشد ناسيوناليسم به همراه کاهش نقش آمريکا در جهان ترسيم کردم. آنچه در پي شيوع ويروس کرونا بروز خواهد کرد، مسائل جديدي نيست، بلکه تعميق مشکلاتي است که پيش از بحران کرونا نيز وجود داشته است.