بحران کرونا چه پيامدهاي جامعهشناختي براي جامعه ايران به همراه داشت؟ آيا بحران کرونا براي جامعه ايران يک فرصت بود يا تهديد؟
بنده معتقدم بحران کرونا يک فرصت طلايي براي همه بخشهاي جامعه ايران به شمار ميرود. در پديدهاي مانند جنگ چون دشمن مشخص است چشم انداز پيش رو مشخص است و بسياري از مسائل قابل پيشبيني است. برخي از جامعهشناسان معتقدند جنگ نسبت به انقلاب پيامدهاي مطلوبتري براي جامعه به همراه خواهد آورد. در شرايط کنوني نيز بايد بين کروناي ايران و کروناي جهاني تفکيک قائل شد. اگر کرونا تنها در ايران وجود داشت شکل جنگ به خود ميگرفت اما بهدليل اينکه در کشورهاي ديگر نيز وجود دارد و اغلب کشورهاي جهان با آن درگير هستند شکل جهاني به خود گرفته است. در چنين شرايطي دشمن ديگر وجود ندارد و خود کرونا بهعنوان دشمن شناخته ميشود. به همين دليل کرونا يک فرصت طلايي براي جامعه ايران است که دردها و عقوبتهاي خود را مورد شناسايي قرار بدهد و در مرحله دوم يک امکان براي بازبيني، بازنگري و طرح سيمايي از آينده از خود ارائه کند. کرونا در همه عرصههاي جامعه ايران تاثيرگذار بوده است. بهعنوان مثال در حوزههاي امنيتي، نظامي، جغرافيايي، دولت و نظام سياسي، گفتمانهاي ديني، خانواده و مراودات اجتماعي زمينههاي به وجود آورده که ما ضعفها و قوتهاي خود را مورد شناسايي قرار بدهيم. در شرايط کنوني اگر به وضعيت سازمانها و نهادهاي اجتماعي دقت کنيم متوجه ميشويم که کرونا يک ضربه اساسي به کليت ساختار اجتماعي وارد کرد و مشخص کرد که کدام نهادها کارآمدتر، روزآمدتر و موثرتر هستند. بهعنوان مثال حوزههاي نظامي خيلي زود واردعرصه شدند و تاثيرگذار بودند. اين وضعيت درباره حوزههاي فني نيز وجود داشت. در اين زمينه حوزه بهداشت و درمان واکنش سريعتري از خود نشان داد و کارآمدي بيشتري داشت. در حوزه رسانه، رسانه ملي دير وارد صحنه شد اما شبکههاي اجتماعي عملکرد بهتري در اين زمينه داشتند. در ابتدا شبکههاي اجتماعي به رسانه ملي فشار وارد کردند و رسانه ملي را مجبور کردند وارد صحنه شود. بدون شک اگر شبکههاي اجتماعي وجود نداشت ضعفهاي ساختاري موجود در رسانه ملي سبب انحرافاتي در اطلاع رساني درباره پيامدهاي بحران کرونا ميشد.
آيا بحران کرونا که با در منزل ماندن اعضاي خانواده همراه بود سبب تقويت نهاد خانواده شد و اولويتبنديهاي اعضاي خانواده را تغيير داد؟ آيا ميتوان در دوران پساکرونا به بهبود ساحت خانواده در ايران خوشبين بود؟
کرونا يک شوک براي خانواده ايراني بود. با اين وجود اين شوک در آينده ساماندهي خانواده ايراني را به همراه خواهد داشت و نه فروريختن و عبور از خانواده را. برخي عنوان ميکنند کرونا باعث شد که اعضاي خانواده به محيط خانواده باز گردند و ممکن است در آينده با خانواده گسترده مواجه شويم. از سوي ديگر برخي عنوان ميکنند با کنار هم قرار گرفتن اعضاي خانواده بهدليل کرونا مشکلات خانوادگي و اختلافات بين زوجين تشديد شده است و به همين دليل پس از پايان دوران کرونا همه از خانواده فراري خواهند شد. بنده چنين اعتقادي ندارم و با هيچکدام از اين دو ديدگاه موافق نيستم. پس از کرونا نه قرار است کسي از خانواده فرار کند و نه قرار است دوباره خانواده گسترده با حضور پدربزرگ و مادربزرگ و ساير اعضاي خانواده شکل بگيرد. مهمترين پيامد کرونا اين بود که نشان داد جامعه ايراني در چه زمينههايي در محيط خانواده دچار ضعف و ناتواني هستيم. در شرايط عادي مردم ايران نياموخته بودند که چگونه با هم رفتار کنند و در موقعيتهاي مختلف چه رفتاري نسبت به يکديگر از خود نشان بدهند. مردم ايران تا قبل از کرونا بهاندازهاي مشغول زندگي روزمره خود بودند که از مناسبات ابتدايي بنيانهاي روابط انساني و خانوادگي نيز دور شده بودند. همين که مردم ايران همديگر را تحمل کنند و روابط بين فردي را تنظيم کنند اتفاق مهمي است که متاسفانه تاکنون از دست رفته است. با اين وجود با بحران کرونا وضعيت شکل ديگري به خود گرفته و مردم ايران به دلايلي مجبور شدهاند همدگير را ببيند و يکديگر را تحمل کنند. اين مساله تحمل درک ديگران را در بين مردم ايران بالا برده است. در شرايط عادي چنين اتفاقي ممکن نبود و اغلب افراد به جاي اينکه مشکلات خود را با ديگري حل کنند از کنار هم عبور ميکردند. اين در حالي است که در دوران کرونا ديگر شرايط براي عبور از کنار يکديگر فراهم نبود و مردم بايد با واقعيتهاي روابط انساني مواجه ميشدند. در نتيجه در فرداي کرونا خانواده در جامعه ايران همچنان از اهميت زيادي برخوردار خواهد بود. با اين وجود اين احتمال وجود دارد که کرونا با خود آسيبهاي جديدي را براي خانواده ايراني آورده باشد.
اين آسيبها چه خواهد بود؟
در خانوادهاي که در فرداي کرونا در ايران به وجود خواهد آمد افراد مهم خواهند بود و ارزش و اهميت انسانها نسبت به گذشته افزايش پيدا خواهد کرد. بهعنوان مثال مفاهيم پدري، مادري، فرزندي، برادري و خواهري شکل پررنگتري به خود خواهد گرفت. اين در حالي است که در دهههاي گذشته جامعه ايران در مسيري قرار گرفته بود که در حال عبور از اين مفاهيم و يا کمرنگتر شدن آنها بود. با اين وجود در فرداي کرونا ما با خانواده شفافي مواجه خواهيم بود که روابط انساني در آنها تقويت خواهد شد. نکته ديگر اينکه در بحبوبه بحران کرونا عنصر کهنسالي در خانواده ايراني مورد توجه بيشتري قرار گرفت. يکي از گروههايي که در مواجهه با کرونا در معرض خطر بيشتري بودند کهنسالان بودند. به همين دليل در فرداي کرونا ساحت خانواده و بهخصوص کهنسالان مورد توجه جديتر دولتها و نظامهاي سياسي قرار خواهد گرفت و سياستهاي جديدي براي آنها تدوين خواهد شد. در اين زمينه جامعه ايران با اين شانس مواجه بوده که از جمعيت جواني برخوردار است. اين شانسي است که برخي از جوامع نداشتند و به همين دليل آسيبهاي بيشتري ديدند. از سوي ديگر در ماجراي کرونا افرد ضعيف جامعه، افراد تنها، بيماران و افراد تهيدست مورد توجه بيشتري قرار گرفتند که در فرداي کرونا نيز اين توجه ادامه خواهد داشت. در اين زمينه دولتهايي بايد به وجود بيايند که از خود عبور کنند.
عبور دولتها از خود به چه معناست؟ اين اتفاق در ايران به چه صورت رخ خواهد داد؟
تا قبل از شيوع کرونا دولت در ايران تنها به خود و منافع خود فکر ميکرد و بهدليل نوع گفتماني که داشت به فکر ماندگاري خود بود. از سوي ديگر برخي بهدنبال اين بودند که جريان رقيب را از صحنه حذف کنند که نمونه اين رويکرد در ماجراي بررسي صلاحيتها در انتخابات مجلس ديده شد. در نتيجه ساختارهاي تصميمگير جامعه بيشتر بهدنبال بزرگ و کوچک کردن خود و ايجاد تغيير وضعيت در خود بودند. بدون شک يکي از مهمترين پيامدهاي کرونا در ايران اين بود که دولت را مجبور کرد از خود عدول کرده و به چيزهاي ديگري توجه کند. در بحران کرونا دولت محبور شد به زندگي، گرفتاريها، بهداشت، بيماري مردم و اقتصاد مردم بهصورت جديتري توجه کند. اين اتفاق مهمي است که کمتر به آن توجه شده است. بنده معتقدم دولت در فرداي کرونا از خود عبور کرده و در خدمتگزاري مصممتر خواهد بود. از سوي ديگر برخي ساحتها فرو خواهد ريخت و جايگاه راستگرا و چپگرا تغيير خواهد کرد. اصولگراياني که خود را امروز پيروز ميدانند با بحران و ضعف مواجه خواهند شد و اصلاحطلبان به بازبيني رويکردهاي خود خواهند پرداخت. در فرداي کرونا ساختار کلي رويکردي مردميتر داشته و به دغدغههاي مردم مانند بيمه، سلامت، بهداشت، حوزه عمومي توجه بيشتر خواهد کرد که در نهايت به تقويت بنيانهاي اجتماعي توسط نظامهاي سياسي منجر خواهد شد.
چرا معتقديد بايد کرونا را به کروناي ايراني و کروناي جهاني تقسيم کرد؟ نحوه مواجهه مردم کشورهاي توسعه يافته با اين بحران با نحوه برخورد مردم ايران چه تفاوتهايي داشت؟
نحوه مواجهه جامعه ايران با کرونا با جامعه آمريکايي و انگليسي يک تفاوت عمده داشت. تا ديروز جامعه آمريکايي در يک دوگانه دولت قدرتمند و نهادهاي مدني و افراد قدرتمند زيست ميکرد. در اين مناسبات نيز دموکراسي خاص غربي به وجود آمده بود. در اين جوامع دولت قدرتمند با نهادهاي قوي قدرتمند همواره در تعارض قرار داشتند. به همين دليل نيز به محض اينکه ترامپ تصميم تند و راديکالي ميگرفت جامعه مدني آمريکا نيز به تندي تصميم و اقدام وي را مورد نقد قرار ميداد. در کنار اين دو سازمانها و نهادهايي وجود داشتند که به تندي تصميمات ترامپ را نقض ميکردند. در جامعه ايراني قبل از کرونا افراد جامعه بهدليل اينکه درگير زيست اجتماعي بودند ضعيف شده بودند اما نهادهاي اجتماعي قوي شده بودند. اين در حالي بود که با دولت فروريخته مواجه بوديم. از بين نزاعها و دعواهايي که صورت ميگرفت خشونت توليد ميشد. به همين دليل نيز اعتراضات خياباني شکل امنيتي و بگير و ببند پيدا ميکرد. تفاوت دو جامعه در اين بود که تعارضها در جامعه آمريکايي قانوني بود اما در جامعه ايراني شکل ديگري داشت. کرونا مفهوم تنهايي را در جامعه آمريکايي پررنگ کرد. اين ميزان مرگ و مير در جامعه آمريکا هيچتوجيهي بجز تنهايي افراد ندارد. دولت قدرتمند نيز داراي ضعفهايي بود که کرونا اين ضعفها را نمايان کرد. اين در حالي است که در جامعه ايراني منازعه اصلي بين فرد ضعيف شده، نهادهاي اجتماعي قوي شده و دولت است. با اين وجود کرونا اين فرصت را به دولت در ايران داد که هويت جديدي پيدا کند با جديت بيشتري وارد ميدان شود. به همين دليل نيز عملکرد دولت در ايران بهتر بوده است. دولت فرماندهي بحران را به يک سازمان کارشناسي سپرده، انسجام بهتري پيدا کرده و به همين دليل تاثيرگذاري بيشتري در مواجهه با کرونا از خود نشان داده است. به همين دليل در فرداي کرونا ما با دولت قويتري مواجه خواهيم بود. اين در حالي است که تلاش و علاقه براي زيست در بين مردم بيشتر خواهد شد. به همين دليل در دوران پساکرونا بيش از آنکه تعارضات و فروريختگيها وجود داشته باشد جامعه ايران به سمت ساختن و دموکراسي اجتماعي حرکت خواهد کرد.