بستن

بازگشت به زندگی عادی با چه منطقی؟

بازگشت به زندگی عادی
 با چه منطقی؟
حامد قدوسی استاد دانشگاه

يکي دو روز است که خبري دست به دست مي‌شود که دولت بازگشايي فعاليت‌ها و بازگشت به فعاليت عادي را از چند روز ديگر اعلام کرده است. اگر ابتدا به ساکن با ظن مثبت نگاه کنيم، احتمالا دليل و منطقي پشت اين تصميم بوده است. ولي اين دليل و منطق نه با شهروندان در ميان گذاشته شده است و نه افق بعدي و اقدامات احتياطي در صورت مشاهده موج بعدي سرايت روشن است. اول به گمانه‌هاي محتمل بپردازيم تا باب بحث عقلاني باز شود. از يک منظر تحليلي و عقلاني، چرا دولت بايد تصميم به بازگشايي بگيرد؟ اينها مواردي است که به ذهن ما مي‌رسد: 1) ايمني گله‌اي: شايد دولت با دسترسي بهتر به آمار و ارقام و تبديل نسبت آمارهاي رسمي به آمارهاي واقعي (مبتلايان بدون علامت)‌ به اين نتيجه رسيده است که ميزان ابتلا در کشور در حدي بوده که از پيک عبور کرده و عملا موج بيماري را پشت سر گذاشته است.تحليل: هر چند که از مهندسي معکوس نرخ مرگ و مير در برخي شهرهاي پرتلفات کمابيش به چنين حدسي مي‌رسيم ولي به نظر نمي‌رسد که حتي با ارقام بدبينانه (مثلا باور به وجود چند ميليون مبتلاي پنهان در کشور)، کشور هنوز به نقطه ايمني گله‌اي رسيده باشد. 2) اعتقاد به هزينه پايين کرونا: احتمال دوم اين است که دولت با نگاه کردن به ساختار جمعيتي کشور (جوان بودن جمعيت)، چگالي جمعيتي، وضعيت آب و هوايي، آماده کردن زيرساخت‌‌هاي درماني و غيره به اين نتيجه رسيده است که حتي در بدترين حالت هم کرونا در کشور ما خيلي پرتلفات نخواهد بود.تحليل: هر چند بخش‌هايي از اين گمانه -مثل جواني جمعيت- ممکن است درست باشد ولي به نظر نمي‌رسد که در صورت شيوع بيماري عدد تلفات در شهرهاي بزرگ و متراکمي مثل تهران کوچک باشد. شايد اين تحليل در شهرهاي کوچک، با آب و هواي گرم و تراکم جمعيتي پايين تا حدي درست باشد. 3) تحمل‌پذير نبودن هزينه‌هاي قرنطينه طولاني: گزينه سوم اين است که دولت به اين نتيجه رسيده است که با وضعيت تحريم‌ها، رکود اقتصادي، بودجه دولت و اندازه بزرگ جمعيت کشور، اساسا راهي براي يک قرنطينه سراسري با افق زماني نامشخص و طولاني وجود ندارد. به عبارت ديگر در محاسبات هزينه/فايده شايد جمع‌بندي اين بوده که تلفات قرنطينه ممکن است از تلفات کرونا بزرگ‌تر باشد. تحليل: احتمالا رگه‌هايي از چنين تحليلي در ذهن سياست‌گذاران بوده است ولي حتي در چنين حالتي هم بايد يک برنامه خيلي مشخص براي حداقل کردن نرخ سرايت و تلفات (مثل بازگشايي انتخابي، فاصله‌گذاري اجتماعي، برنامه مراقبت‌هاي بهداشتي در محيط کسب و کار، عدم بازگشايي بخش‌هاي غيرحياتي جامعه) اعلام مي‌‌شد که ما آن را نديده‌ايم. 4) اميد به کنترل کرونا بدون قرنطينه: احتمال چهارم اين است که تصور سياست‌گذار اين بوده که يا واکسن/درمان کرونا به زودي کشف خواهد شد، يا دماي هوا باعث از بين رفتن ويروس خواهد شد و يا سياست‌هايي مثل غربال‌گرايي سراسري و گسترده و قرنطينه مبتلايان باعث خواهد شد تا بدون تعطيلي کامل جامعه بتوان بيماري را سرکوب کرد. تحليل: سياست‌هايي مشابه اين روش در برخي کشورها (مثلا کره) به کار رفته است و تا حد خوبي جواب داده است. ولي چنين برنامه‌اي مستلزم يک غربالگري بزرگ‌مقياس، امکانات کافي براي قرنطينه مبتلايان بدون علامت (چيزي شبيه نقاهت‌گاه) و اطمينان از عدم اختلاط مبتلايان و غيرمبتلايان است. اگر برنامه اين بوده است بايد جزييات و منابع آن اعلام شود و شهروندان هم در جريان چارچوب زماني و جغرافيايي آن قرار بگيرند. 5)هيچ کدام از اين موارد: و البته يک حالت هم اين بوده که سياست‌گذار کلا به چنين تحليل‌‌ها و مقايسه‌ها و آمار و ارقام اعتقاد ندارد و خيلي دل‌بخواهي يا از سر استيصال تصميم گرفته است که جامعه را به حالت عادي بازگرداند. ان‌شاءا... که حالت محتمل اين نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی