آرمان ملي- نسترن فراهاني: پس از انتخابات يازدهمين دوره مجلس و مشخص شدن نتيجه آن، پيشبينيهايي در خصوص انشقاق در جريان پيروز مطرح شد. هرچند اين پيشبينيها چندان دور از انتظار هم نيستند چراکه در مجالس قبل و برهههاي سياسي مختلف در کشور شاهد عملکرد اين جريان سياسي به طور يکدست بودهايم و تا امروز برخي از آثار آن در شرايط کشور وجود دارد. عباس عبدي فعال سياسي در اين باره به ايلنا گفته است: «جناح راست هرچه بيشتر عناصر (مناصب) قدرت را در دست ميگيرد به طور طبيعي درون اين جريان شکاف بيشتري ايجاد ميشود و اين شکاف دروني آنها را تجزيه ميکند.» او معتقد است: فکر نميکنم طيفبنديها يا فراکسيونهاي جناح اصولگرا در شرايط کنوني اهميت زيادي داشته باشد، چراکه اين مجلس با اين راي اندک و فضاي محدود از ابتدا ناتوان و ناکارآمد و تا حدي عليل به دنيا آمده است، لذا اينکه مجلس به خودي خود بتواند کاري صورت دهد يا بخواهيم خيلي به جزئيات آن فکر کنيم تاثير چنداني در وقايع ندارد. اما به طور کلي ميتوان يک نکته را بيان کرد و آن اينکه جناح راست هرچه بيشتر عناصر قدرت را در دست ميگيرد به طور طبيعي در درون اين جريان شکاف بيشتري ايجاد ميشود، اين شکاف دروني آنها را تجزيه ميکند و با توجه به اينکه نميتوانند از بيرون کسي را وارد اين جريان کنند، در نتيجه کل بنيانهاي سرمايه اجتماعي آنها با گذشت زمان کمتر و کمتر ميشود.»
آسيبي به عملکرد مجلس نميزند
اما ناصر ايماني تحليلگر اصولگرا نظري متفاوت از عباس عبدي دارد و معتقد است به صرف حضور يکدست اصولگرايان در مجلس نميتوان گفت که موفق عمل نميکنند. او در اين باره به «آرمان ملي» گفته است: اينکه بگوييم چون مجلس يازدهم از يک طيف يکدست برخوردار است نمايندگان آن به اختلاف ميخورند گزاره درستي نيست. مجلس ششم هم به طور يکپارچه در دست اصلاحطلبان بود، آيا آنها به اختلاف خوردند؟ خير مجلس هفتم هم مجلس يکدستي بود و بازهم شاهد اختلاف در آن نبوديم. ايماني با بيان اينکه موضوعاتي مثل رياست مجلس باعث اختلافنظرهاي کوتاهمدت در مجلس يازدهم ميشوند، اضافه کرد: در مجلس ششم در خصوص رياست کروبي بر مجلس اختلافات زيادي بين اصلاحطلبان وجود داشت. آنها ميخواستند محمدرضا خاتمي يا بهزاد نبوي رئيس مجلس باشد اما کروبي هم خيلي جدي بر سر رياست رقابت ميکرد. مجلس آينده اختلافاتي دارد اما اين اختلافات در حد مجلس دهم نيست و قطعا به نسبت مجلس فعلي از انشقاق کمتري برخوردار است.
نمايندگان ناشناخته
تمام نخبگان سياسي در اين اصل تفاهم دارند که پويايي در سياست ايران زماني محقق ميشود که از تمامي طيفهاي فکري در ارکان قدرت حضور داشته باشند. علاوه براين تعداد زيادي از نمايندگاني که در خرداد بر صندليهاي سبز رنگ پارلمان مينشينند سابقه مشخص سياسي که براي مردم شناخته شده باشد، ندارند و همين موضوع هم از مواردي است که جامعه را نسبت به عملکرد آنها مردد ميکند. دبير کل حزب اسلامي کار در گفتوگو با «آرمان ملي» گفت: من شناخت زيادي از راهيافتگان به مجلس ندارم، من به کنار، مردم هم شناخت زيادي از اين افراد ندارند. بيشتر افرادي که در انتخابات اخير در معرض آراي مردم قرار گرفتند براي جامعه ناشناخته هستند و برنامههاي مشخصي هم ندارند. افکار عمومي اطلاع ندارد عملکرد نمايندههاي تازهوارد مجلس براساس برنامه است يا فقط با طيفبنديهاي سياسي در مجلس حضور پيدا ميکنند اما به هر صورت در مجلس وقتي مجموعهاي وارد ميشوند ناگزير دعواهاي سياسي شکل خواهند گرفت چراکه اين موضوع خاصيت قدرت است. حسين کمالي با بيان اينکه نميتوان از مجلس يازدهم مطابق مجالس اول متوقع بود اظهار کرد: مجلس امروز تا حدود زيادي اختيارات خود را از دست داده است؛ اما امروز هم با همه اين مسائل مجلس يکي از مراکز قدرت شناخته ميشود و بايد پذيرفت که همين قدرت باعث ميشود کساني که به مجلس وارد ميشوند رقابت کنند. البته اين رقابتها اگر برپايه منطق شکل نگيرد به منازعات سياسي تبديل ميشود. منازعات سياسي را بايد در ميان چهرههاي شناخته شده اصولگرا جستوجو کرد. وي گفت: اگر مجلس يازدهم از طيفهاي مختلف سياسي شکل گرفته بود ميتوانستيم اميدوارتر باشيم. در نهايت حتي ما براي شوراي شهر هم راضي نبوديم چينش آن به اين شکل يکدست باشد؛ چه در مجلس و چه در شوراي شهر يکپارچگي، نتيجه نخواهد داد، البته اگر دغدغه ما منافع ملي و رضايت مردم باشد.