تعطيلي مطبوعات و نشريات کاغذي در پي شيوع کرونا به يک نگراني تبديل شده است. در کشور آمريکا که نهادهاي رسانههاي جمعي آن، نهادي مستقل به لحاظ ساختار قدرتمند به حساب ميآيد و ماده 19 اصلاحيه قانون اساسي در آنجا به صراحت اعلام کرده که کنگره حق وضع هيچ قانوني که مطبوعات در فعاليتهاي حرفهايشان محدود کند را ندارند و دولت، کنگره و سنا نميتوانند بر رسانههاي جمعي اعمال نظر داشته باشند، اما اين روزها برخي از مفسرين در ايالات متحده ابراز نگراني ميکنند که مبادا طولاني شدن فاصله زماني انتشار نشريات کاغذي در پي شيوع کرونا، باعث وسوسه برخي از سياستمداران براي اعمال نفوذ بر اين رسانهها شود. آنها بر اين باورند که دولت ميتواند از اين تجربه براي اعمال فشار در بحرانهاي ديگر عليه مطبوعات استفاده کند. پس اين خطر مختص ايران نيست و در بسياري از کشورهاي ديگر اين نگراني بابت عدم انتشار مطبوعات وجود دارد. حتي در کشورهاي اروپايي همچون مجارستان، دولت در حال انجام فعاليتهايي است که بعد از بحران کرونا، فشار بر مطبوعات را ادامه دهد. اين احتمال براي مطبوعات کشور ما نيز وجود دارد و راهحل خروج از اين بحران در هوشياري خبرنگاران، مديران مسئول و همه کساني است که در اين زمينه فعاليت ميکنند و بايد مواظب باشند که اگر کساني قصد داشته باشند از اين بحران سوءاستفاده نمايند و مانع از انتشار مطبوعات شوند، جلوي آنها را به وسيله قانون بگيرند. اين يک واقعيت است که با توجه به افزايش شمار مبتلايان به ويروس کرونا در جهان که اين روزها از مرز يک ميليون نفر گذشته است، بسياري از نشريات کاغذي و مکتوب در سراسر جهان تعطيل شده يا در آستانه تعطيلي قرار دارند. روزنامه چون دست به دست ميشود، ميتواند عامل گسترش کرونا باشد و بايد دولت از مطبوعات و رسانهها که تعطيل شدهاند با اينترنت پرسرعت، حمايت از انتشار آنلاين نشريات و حمايت از حقوق معيشتي خبرنگاران و در نتيجه تک بعدي نکردن انتشار اخبار از سوي صدا و سيما، حمايت جدي انجام دهد. دولت بايد به رسانههاي مکتوب کمکهاي مالي کند تا از تعديل و بيکاري هزاران نفر که در اين رسانهها مشغول به کار هستند، جلوگيري نمايد. متاسفانه اين خطر براي خبرنگاران رسانههاي مکتوب و کارگران زحمتکش چاپخانهها وجود دارد که با تداوم تعطيلي مطبوعات آنها بيکار شوند. مشکل بعدي مربوط به شکاف اعتماد ميان مردم و رسانهها است. ما نميتوانيم اين خطر و احتمال را ناديده بگيريم که برخي مسئولان در ارائه آمار مبتلايان به کرونا و تعداد مرگ و مير، قانعکننده ظاهر نشدهاند، در حالي که مطبوعات در کشور ما تصميمگيرنده نيستند، اما اين تصميم به ساختار آنها آسيب جدي وارد ميکند. يعني عدم وجود سياستهاي روشن در شرايط بحراني و ادامه ضعفهايي که ما در قانون مطبوعات داريم باعث ميشود که مردم اعتمادشان را به رسانهها از دست بدهند و نسبت به تعطيلي آنها واکنش شايسته ديده نشود. عدم تصويرسازي روشن از بحران باعث به اشتباه انداختن بسياري از مردم و مسئولان ميشود و اکنون نوک پيکان اين اتهام به سمت مطبوعات نشانه گرفته شده است. بيشک ميتوان اين بيماري را يک فرصت براي بازانديشي مطبوعات، نظام اطلاعرساني و سياستگذاري و اصلاح قوانين مقررات و نهادهاي نظارتي دانست. اين مشکلات ضعفهاي ما را نمايان کرده که مطبوعات و رسانههاي جمعي ما بايد نهادهاي نظارتي مستقل داشته باشند، يعني وقتي در اين موضوع دخالت ميشود، شاهد چنين اتفاقاتي خواهيم بود. پس کرونا به ما درسهايي نيز آموخت که براي استقلال رسانهها تلاش کرده و با قوانين و مقررات جديد، از معيشت خبرنگاران و اهالي رسانهها حمايت کنيم. اگر ما چنين نگاهي را به مطبوعات و رسانههاي مکتوب داشته باشيم، خطر آن کمتر از شرايط امروزي است.