پس از شیوع بیماری کرونا در جهان و کشور، ایجاد وقفه و تعطیلی در نهادها و بخشهای تاثیرگذار مختلف زندگی مردم، یکی از این نهادهای تاثیرگذار که در اولویت تعطیلی قرار گرفت، نهاد تعلیم و تربیت یعنی مدرسه و تدریس درس و مشق بچهها به صورت حضوری بود. آموزش و پرورش هم همانند سایر نهادهای دیگر برای جبران این وقفه و عقب نماندن از قافله به یاد روی آوردن آموزش به صورت آنلاین افتاد و با صدور بخشنامههای متعدد و تبلیغات برای برگزاری کلاسهای غیرحضوری، به خیل مبارزان با کرونا و جبران عقب ماندگیها پیوست. تا اینجای کار این رویکرد مثبت است اما غیر عملی بودن پروژه از این رو خود را نشان میدهد که این نهاد بهرغم تبلیغات برای پذیرش سواد رسانهای و تلاش در راستای نهادینه نمودن آن در مجموعه تحت برنامهریزی و مدیریت خود، تبلیغات برای هوشمندسازی کلاسهای درسی و.... اندر خم تأمین ابتداییترین نیازهای آموزشی حضوری خود که همان فضا و تجهیزات است سالهاست دچار مشکل و تنگناهای متعدد است. پرسش این است که با کدام آموزش رسانهای برای معلمان و دانش آموزان، تجهیزات و بودجه برای عملی نمودن این نوع آموزش بخشنامه صادر میشود؟ با کدام انگیزه به سراغ دانش آموزان گریزان از درس و مدرسه، معلمان بیانگیزه ناشی از بیمهریها و برخی تبعیضهای دروننهادی و بروننهادی میروید؟ آیا صرفاً با صدور چند بخشنامه، معرفی چندبرنامه و نرم افزاری که کمتر از ۱۰ درصد دانشآموزان و معلمان از چنین برنامههایی استفاده میکنند و با تبلیغات اختصاص ۲۰ گیگ اینترنت رایگان به معلمان میتوان پرچمدار موفق عملی نمودن این پروژه شد؟ در شرایطی که تمام مردم در فضای آکنده از نگرانی و استرس، فشار روحی و روانی ناشی از ترس از دست دادن جان خود و عزیزانشان، فشار اقتصادی، بیکاری، ناامیدی و... هستند که طبعاً دانشآموزان و معلمان هم جزو این خانواده میباشند، شبح تعطیلی تمام امورات زندگی و خانهنشینی اجباری بر همهجا و همهکس سایه افکنده است، آیا با تبلیغات و ادعا میتوان قشری را پای کاری نشاند که به نتیجه بخشی آن اطمینان و باور چندانی وجود ندارد؟ نباید از انصاف دور شد که خود این شرایط تلنگری بر غیر کارآمد بودن بسیاری از بخشنامههای و شیوههای آموزشی قبلی زده است. امیدواریم مسئولان به جای صدور فرمانهایی از این دست، به مدیریت درست و کارآمد بپردازند. از در ملاطفت و انعطاف پذیری، ایجاد فضای امید، نشاط، برنامهریزیهای غیر مستقیم، غیر درسی و غیر رسمی برای دانشآموزان و معلمان، درک شرایط کشور به ویژه حال و روز مردم به مسائل ورود کنند. آموزش به هر حال جبران خواهد شد اما آسیبهای روحی و روانی ناشی از تصمیمهای نادرست و غیر واقع بینانه به سادگی جبران پذیر نیست.