در ايامي که کشور با مشکلات و شيوع کرونا دسته و پنجه نرم ميکند، بسياري از خانوادههاي داغدار محدوديتهايي در نوع برگزاري مراسم سوگواري دارند. فرهنگ سوگواري ما ايرانيان همراه با مراسم خاکسپاري و عزاداري جمعي و مراسم متعدد سوگواري با حضور دوستان و آشنايان است، در مواردي دوستان صميمي يا اقوام نزديک تا هفت روز سوگواران را در منزل تنها نميگذارند. اين مراسم نقش مهمي در انجام فرايند سوگواري طبيعي و تسهيل برونريزي هيجانات منفي همراه با سوگ دارد، در خاکسپاري و مراسم هفته اول، سوگواران از خاطرات عزيز از دست رفته ميگويند و گريه ميکنند اين فضايي که با حضور ديگران فراهم ميشود نقش کليدي در تخليه هيجانات منفي و حل وفصل سوگ يا بازگشت به زندگي طبيعي دارد. اين در حالي است که ترس از انتشار ويروس توسط پيکر متوفا در اين روزها سبب محدوديت در فرايند تدفين و خداحافظي با فرد از دست رفته ميشود. از ديگرسو اصل فاصلهگذاري فيزيکي که امروز به غلط با عنوان فاصلهگذاري اجتماعي از آن ياد ميشود و امکان برگزاري مراسم سوگواري معمول و جمع شدن افراد در مراسم سوم، هفتم، چهلم و رفت و آمد دوستان و نزديکان را از بين برده است. از آنجا که هيجانات منفي و دردناک بايد توسط روان انسان حل و فصل شود، در صورتي که شرايط هضم يا حل و فصل هيجانات منفي فراهم نباشد، زمينه براي بروز فرآيند سوگ پيچيده يا ابراز نشده، فراهم خواهد شد. سوگ پيچيده يا ابراز نشده به دلايل گوناگوني رخ ميدهد، که عمده اين دلايل درونفردي، بينفردي و يا اجتماعي است. دلايل درون فردي به نوع شخصيت و ويژگيهاي رفتاري و انطباقي فرد سوگوار بستگي دارد. دلايل بين فردي، وابسته به رابطه فرد سوگوار با متوفا است مانند وابستگي بيش از حد، تعارضات و مشکلاتي که بين دو نفر وجود داشته است. از عوامل اجتماعي آن نيز ميتوان به نوع مرگ اشاره کرد؛ مرگ ناگهاني و بهدنبال حادثه مانند مرگ بهدليل تصادف، بيماري کرونا يا ... فرايند سوگ را براي بازماندگان پيچيدهتر ميکند. مرگ فردي که عمر طبيعي کرده و آمادگي براي فقدان او وجود دارد هم دردناک است، اما گذر از فرايند سوگ در شرايط قابل پيشبيني راحتتر رخ ميدهد. سوگ معمولي همراه با تجربياتي از انکار، اشتياق و اشتغال خاطر زياد با متوفا، خشم نسبت به متوفا يا پزشکان يا بستگان و ...، چانهزني، افسردگي و پذيرشِ مرگ همراه است، مدت زمان گذر از مراحل سوگ تا رسيدن به مرحله پذيرش در افراد مختلف متفاوت است. در اکثر موارد بين 6 هفته تا 6 ماه زمان نياز دارد تا فرد نبودن متوفا و ادامه زندگي بدون او را قبول کند. سوگ پيچيده يا ابراز نشده نوعي سوگ است که طولانيتر و با علائم شديدتر از سوگ معمولي تجربه ميشود و بازگشت به روال عادي زندگي را با مشکل مواجه ميکند. افرادي که دچار سوگ پيچيده هستند در معرض بيشترِ بيماريهاي جسمي و يا رواني قرار دارند. بايد توجه داشت که سرسختي در برابر مسائل اجتنابناپذير و مقاومت در برابر دستيابي به آرامش دروني و شادبودن در زندگي، نشاندهنده عشق و علاقه به فرد متوفا نيست. برخي از علائم سوگ پيچيده يا ابراز نشده شامل خشم نسبت به متوفا يا ساير افراد، افسردگي طولاني مدت، اجتناب از يادآوري خاطرات متوفا يا بالعکس اشتغال ذهني افراطي با فرد درگذشته، احساس گناه از سوگوار نبودن، عدم توانايي بازگشت به زندگي معمول و نگهداري وضعيت سوگواري است. در سوگواري کرونايي، بهدليل، نگرانيهاي نادرست و زياد نسبت به انتشار ويروس از طريق کالبد متوفا از يکسو و اصل بهداشتي و درستِ پيشگيرانه فاصلهگذاري فيزيکي از ديگر سو، اين مراسم يا برگزار نميشود و يا بسيار محدود برگزار ميشود. لازم است به اين نکته مهم توجه کرد که امر مهم در پيشگيري فاصلهگذاري فيزيکي است، به همه اين دلايل مرگ ناشي از ويروس کرونا حل فرايند سوگ را دشوار کرده و زمينه براي سوگ ابراز نشده يا پيچيده را تقويت ميکند.