واقعا شرايط در حال حاضر به صورتي شده که حتي احمدينژاد هم ميتواند از آن ناراضي باشد و به آن اعتراض کند. يعني حتي اگر اسفنديار رحيممشايي هم بيايد بگويد: «اين چه وضعشه بابا؟!» به او استثنا، کاملا حق ميدهيم و ميگوييم: «اسي جون حرص نخور! درست ميشه!».
اين وسط فقط صدا و سيماست که خوب و خوش سلامت است. براي خودش برنامه ميسازد، حسينيباي را ميفرستد آرايشگاه و از اصلاح موي او گزارش تهيه ميکند. برنامههايي که خودش ميسازد را ناگهان قطع ميکند. اميرحسين رستمي را که در تلويزيون اتفاقا کار کرده و معروف شده را حين صحبت کردن سانسور کرده و آگهي پخش ميکند و... .
در واقع طبق آخرين آمارهايي که به دست آمده، الان حسينيباي، خياباني و صدا و سيما از وضعيت ناراضي نيستند.
خياباني که خودش به تنهايي در دل يک برنامه ورزشي توانسته اندازه شش ماه سوژه طنز جمع کند. تازه بخش طنز ماجرا اينجاست که ميثاقي در برنامهاي که قبلا در آن پنبه فردوسيپور را زده به برنامههاي ديگر متلک مياندازد، خياباني به برنامه علي ضيا گير ميدهد و خلاصه داخل خودشان با هم دعوا ميکنند و در نهايت هم آشتي ميکنند.
شبکه سه هم اين روزها قصه جالبي دارد. اساتيد تيزر يک سري فيلم پخش ميکنند که آنها را نشان نميدهند. يعني از مديريت اين شبکه بعيد نيست که افرادي استخدام کرده باشد که اگر از آنها بپرسيد: «خب چرا فيلم کامل رو پخش نميکني؟!» جواب بدهند: «مگه همين فيلم کامل نبود؟».
شوخي بزرگ ديگري هم که ميکنند اين است که برنامههايي ميسازند که سي و پنج مهمان در آن ميآيند و ميروند، بعد ميگويند هدف برنامهشان اين است که مردم در خانه بمانند. يعني درست است که با سرگرم کردن مردم ميتوانيم آنها را در خانههايشان نگه داريم (که بعيد هم ميدانم) اما شما عجالتا هشتاد نفر را درگير برنامهتان نکنيد، ازتان تشکر ميکنيم.
همين مواردي که خيلي تيتروار در بالا به آنها اشاره کردم، نشان ميدهد که وضعيت در صداوسيما خوب نيست. يعني بد هم نباشد در اين حد نيست که شما عکس رئيس سازمان را تمام قد روي جلد مجله بزنيد و لباس فرماندهان روم باستان را تن ايشان کنيد و قهرمان معرفيشان کنيد. اما همين اتفاق ميافتد و عکس جناب علي عسگري با لباس قهرمانان داستانها روي جلد مجله ميرود، چرا؟! جوابش را در اين گفتوگوي تلفني پيدا کنيد؛
من: سلام! حالتون خوبه؟!
مدير مياني: سلام و زهرمار! يهلحظه گوشي...! ببين محمودي خانومم اصرار داره اوشينرو پخش کنيم، فعلا به جومونگ بگو خودشو گرم کنه تا اوشين تموم شه.. بفرماييد؟!
من: قربان جريان اين عکس آقا علي عسگري روي جلد مجله چيه؟!
مدير مياني: حال کرديا خراباتي! خدايي بيا و اعتراف کن شوکه شدي. اصلا ما بهخاطر همين غيرقابل پيشبيني بودنمون محبوبيم!
من: شما محبوبيد؟
مدير مياني: نيستيم؟ يهلحظه گوشي...! محمودي برو رو خط برنامه راديويي «با مسئولين» عنوان بيننده از زحمات و درايت و شهامت و شجاعت و از خودگذشتگي من تشکر کن.
من: الان جلوي من به همکارتون گفتيد بره و از شما تشکر کنه!
مدير مياني: بله! تا چِشِت دراد. خراباتي واقعا ما توي اين يک ماهه کولاک کرديم، نميدوني چه برنامههاي قشنگي توليد کرديم. چه نوآوريهايي که رو نکرديم... و
من: مثلا؟
مدير مياني: ببين مثلا مهران رجبيرو فرستاديم بيمارستان بالاي سر بيماران کرونايي تا انگشتشونرو بگيره و باهاشون شوخي کنه! به حسينيباي گفتيم به جاي اينکه بره از ساختن سازه با ماکاروني گزارش بگيره از اصلاح سرش گزارش بگيره... ببين وجدانا از دويچهوله و فرانسه24 تماس گرفتن و خيلي از ما تشکر کردن. فارسي هم صحبت ميکردن. يهجوري تشکر کردن که گفتم شام لوبياپلو داريم بيان منزل ما. آخرين دستاوردمون اين بود که وسط حرفهاي اميرحسين رستمي، تبليغ کلوچه پخش کرديم... الو؟! الو؟! چرا قطع ميکني بيشعور؟!