اپيدمي کرونا بسيار پيچيده است و ميخواهم يکي از پيچيدگيهايش را توضيح داده و نشان دهم که چگونه سياستهاي نادرست در طول چند دهه ميتوانند در جاهايي يقه حکمراني را بگيرند. وجه تاريخي اپيدمي کرونا را توضيح ميدهم. اينگونه نگاه به کرونا، راه به سوي بهبود سياستگذاري عمومي را آشکارتر ميکند. مهندس... رفته بود نانوايي که نان بخرد. سه نفر از کساني که جلوي او در صف ايستاده بودند از برادران افغانستاني ما بودهاند که نزديک به چهار دهه است ميهمان ما در ايران هستند. نانوا براي جلوگيري از شيوع کرونا از مشتريها پول دريافت نميکرده است. افغانستانيهاي محترم به جناب نانوا ميگويند در کشور شما که به ما کارت بانکي نميدهند تا ما کارت بکشيم. خلاصه دست آخر با وساطت مهندس... براي پرداخت پول، نانوا با ترفندي که مانع آلودگي شود، پول ايشان را دريافت کرده و نان خريده بودند. اين رخداد واقعي، سه درس سياستگذاري عمومي در خود دارد که با دو تحليل نشان ميدهم. اول، پديده اپيدمي کرونا ابدا مسالهاي از جنس پزشکي محض نيست. گفته ميشود نزديک به سه ميليون افغانستاني در ايران زندگي ميکنند و اگر همه آنها به کارت بانکي دسترسي نداشته باشند، يعني در خريد مايحتاجشان مشکل پيدا ميکنند و اگر از پول استفاده کنند، محتمل است که مثل ايرانياني از پول استفاده ميکنند، سبب گسترش بيماري شوند. اگر نظام سلامت ما ميخواهد در کنترل اپيدمي کرونا موفق باشد، بايد هر لحظه منتظر چنين مسائلي باشد و در يک سيستم پشتيباني تصميم که مجهز به کارشناسان و دادههاي مناسب براي سياستگذاري است، دائماً مسائلي را که بروز ميکنند، رصد کرده و براي رفع آنها چارهجويي کند. کرونا از آن جهت پيچيده است که در ذات خود به سرعت به مسائل ديگري نظير مهاجران افغانستاني، مرتبط ميشود. دوم، چرا حداقل بخش بسيار زيادي از مهاجران افغانستاني دسترسي به کارت بانکي ندارند؟ اين نتيجه 40 سال سياست مهاجرت يا در اصل فقدان سياست مهاجرت درست براي ادغام سازنده مهاجران افغانستاني در جامعه ايراني است. ما امروز در قضيه کرونا و البته در مسائل مهم ديگري، ميوه چند دهه سياست نادرست مهاجرت را ميچينيم. سه درس سياستگذاري عمومي ناشي از مشاهده ساده ناتواني برادران افغانستاني در خريد نان با کارت بانکي چيست؟ يک، مسائل بدخيمي نظير کرونا به سرعت با مسائل ديگري ترکيب ميشوند و از همينرو هر گونه موفقيت در مهار آنها مستلزم کار بينرشتهاي و ميانبخشي است. دو، شما ممکن است تاريخ را فراموش کنيد، اما تاريخ هرگز شما را فراموش نميکند. ميتوانيد 40 سال سياست مهاجرت درست و صريحي تدوين نکنيد و ميليونها پناهنده افغانستاني را بدون سياست اجتماعي کارآمدي براي بهرسميت شناختن و ادغام سازنده در جامعه ايراني، نگه داريد و فراموش کنيد؛ اما تاريخ اين مسأله شما را فراموش نميکند و در جاهايي يقهتان را ميگيرد. سه، مسائل بدخيم به سرعت تغيير شکل ميدهند. ميبينيد که مساله سياست مهاجرت در ترکيب با اپيدمي کرونا، خودش به مساله جديدي تبديل ميشود. مواجهه با اين مسائل و ارائه راهکار براي آنها، مستلزم وجود نظام علمي پشتيباني تصميم براي ستادهايي است که وظيفهشان مديريت مسائل بدخيم - از جمله اپيدمي کرونا - است. جاهايي که در آنها دانش به صورت مداوم و بيستوچهار ساعتي، براي مسالهشناسي، پيدا کردن راهحلها، اجماعسازي براي اجرا و ارزيابي پيامدهاي اجراي هر سياست و اقدامي صورت ميگيرد. اگر ميخواهيد در مهار کرونا موفق باشيد، پيچيده، تاريخي و مبتني بر نظام پشتيبان تصميم چندرشتهاي، ميانرشتهاي و ميانبخشي فکر کرده و عمل کنيد.