آيا عميقتر شدن بحران کرونا در ايران بهدليل سوء مديريت بود و يا اين بيماري بهدليل ويژگيهايي که داشت شيوع پيدا کرد؟
بنده معتقدم همه دستگاههاي اجرايي و مردم بايد از ستاد ملي مقابله با ويروس کرونا تمکين کنند. اين ستاد براساس ديدگاههاي تخصصي و فني تصميمگيري ميکند و به همين دليل بهترين راهکار تکمين جمعي از تصميمات اين ستاد است. نکته دوم کاهش ساعت کاري کارمندان و کارگران است که تعامل نزديکي با مردم دارند. اين تصميم گرفته شد اما متاسفانه با مدت زمان کوتاهي منتفي شد. اين امر نشان ميدهد که هماهنگي در ستاد مديريت مقابله با ويروس کرونا وجود ندارد. وضعيت کنوني کشور به شکلي است که مسئولان از يک طرف مردم را به باقي ماندن در منزل و قرنطينه خانگي دعوت ميکنند و از طرف ديگر برخي از اقشار جامعه بايد در محل کار خود حاضر باشند و به همين دليل قرنطينه خانگي مقدور نيست. اين درحالي که کاهش ساعت کاري نيز اتفاق نميافتد. به همين دليل برخي از نمايندگان مجلس پيشنهاد شيفتي شدن يا در صورت امکان دورکاري و کاهش ساعت کاري را مطرح کردهاند. با اين وجود در شرايط کنوني برخي سوالهاي جدي در اين زمينه وجود دارد. اينکه آيا محيطهايي که نيروهاي کار در آن حضور پيدا ميکنند به خوبي ضدعفوني ميشوند در حالي که ارباب رجوع دارند و احتمال دارد هر کدام از اين افراد ناقل ويروس کرونا باشند. همين افراد شاغل اگر ناقل ويروس کرونا باشند تهديدي براي اعضاي خانواده محسوب ميشوند. مورد ديگر در رابطه با آمار مربوط به تعداد افراد مبتلا و تعداد بستري شدگان در بيمارستان و همچنين آمار فوت شدگان است که بهصورت متناقض از سوي رسانههاي مختلف و از جمله فضاي مجازي منتشر ميشود.
مديريت هماهنگي اين آمار متناقض با چه نهادي است؟ آيا رسانه ملي در اين شرايط خطير رسالت خود را به خوبي انجام ميدهد؟
يکي از رسالتهاي مهم رسانه ملي شفافيت است و به همين دليل بايد با هماهنگي ستاد ملي مقابله با ويروس کرونا يک اجماع ملي در کشور به وجود بياورد. رسانه ملي بايد استانهايي که به ترتيب اولويت داراي وضعيت قرمز هستند را موظف کند به مردم بهصورت شفاف گزارش ارائه کنند. آمارهاي ارائه شده بايد شامل افرادي که به اين ويروس مبتلا شدند، بستري شدگان و همچنين آمار کساني که فوت شدهاند باشد. از سوي ديگر رسانه ملي بايد درباره امکانات و تجهيزات و کمبودهايي که در اين زمينه وجود دارد اطلاع رساني دقيق کند. در صورتي که اين آمارها اعلام شود قطعا استانهايي هستند که از وضعيت بهتري برخوردارند و ميتوانند بهعنوان استانهاي معين مورد استفاده قرار بگيرند. اگر اين اطلاعات شفاف در اختيار مردم قرار بگيرد، اعتماد مردم افزايش پيدا خواهد کرد. اگر گاهي ديده ميشود که فاصله ايجاد شده، بهدليل عدم شفافسازي است و يکي از راهکارهاي اعتمادسازي ميتواند شفافيت از طريق رسانه ملي باشد. اگر انتشار ويروس کرونا در شهر قم اتفاق افتاده، بايد به سرعت اعلان عمومي ميشد و پزشکان حاذق را به همکاري دعوت ميکردند. به هر حال وضعيت رسانهاي در کشور جاي سوال و بحث دارد و همه اقشار جامعه بهصورت کسان از سواد رسانهاي کافي برخوردار نيستند. به همين دليل نقش رسانه ملي در چنين بحرانهايي پررنگتر از بقيه رسانههاست. مردم ما مردم فهيم و آگاه هستند و اگر اين گزارشات بهطور شفاف اعلام شود و بيشتر از پزشکان حاذقي که دعوت شدهاند، دعوت به عمل آوردهاند مردم نيز به کمک دولت خواهند آمد. مهمترين مساله در اين زمينه آموزش است. اين آموزش حتي ميتواند متناسب با ردهها و گروههاي سني به مردم داده شود.
برخي نوک پيکان انتقادات خود را به سمت آقاي روحاني گرفتهاند.
بنده معتقدم آقاي روحاني بايد خودشان مديريت ستاد مقابله با بحران کرونا را به دست ميگرفتند. چون هدف اين ستاد به هر حال پيشگيري و کنترل از شيوع اين ويروس و صيانت از جان افراد جامعه است. اما چنين مديريتي نيازمند عزم ملي است. در اين زمينه همه نهادها اعم از لشگري و کشوري براي کنترل و پيشگيري از ويروس کرونا بايد همکاري همهجانبه داشته باشند.
با توجه به هشدارهاي وزير بهداشت بهنظر ميرسد که اين همياري در مواردي دچار نقصان شده است. برخي جامعه شناسان عنوان ميکنند ناديده گرفتن هشدارهاي بهداشتي نوعي سرپيچي يا بياعتمادي مردم بوده که باعث شده هنوز اين قضيه جدي گرفته نشود. ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟
بهدليل برخي اظهارنظرهاي سوالبرانگيز، فضاي مجازي و رسانههاي خارجي وارد چرخه خبررساني شده و به منابع خبري مردم تبديل ميشوند. به همين دليل مردم دچار يک نوع دوگانگي شدهاندکه کدام يک از اطلاعاتي که به آنها ميرسد واقعي است. بنده معتقدم ما به يک عزم ملي نياز داريم و اين عزم ملي، همياري کشوري و لشگري ميخواهد. خود آقاي روحاني راسا اين هماهنگي و همياري را در دست داشته باشند و اين اخبار و اطلاعات از هر کدام از شبکههاي رسانه ملي و صداوسيما بهطور مرتب از طريق همين ستاد مديريت مقابله با بحران کرونا با حضور استانداران به اطلاع مردم برسد. منشأ تناقضات آمارهاي متفاوتي است که در اختيار مردم قرار ميگيرد. از طرفي ممکن است در بعضي بيمارستانها تعداد تلفات متفاوت باشد ولي اگر استانداران بهصورت روزانه گزارشي از وضعيت استان با هماهنگي ستاد ملي مقابله با کرونا ارائه دهند، مردم بيشتر اعتماد ميکنند. متاسفانه جز يکي دو استان (گيلان و قم) استانهاي ديگر مبادرت به انجام اين کار نکردند يا اينکه بهصورت کامل انجام نشد. گزارشها بايد شفاف به مردم ارائه شود. همچنين راهکارهاي پيشگيري از ويروس کرونا در فضاي مجازي هست که خيلي از مواد غذايي و دمنوشها و داروهاي گياهي و غيرگياهي را توصيه ميکنند! بهنظرم اگر رسانه ملي اين گزارشات را بهصورت شفاف با حضور مسئوليني که از آنان نام بردم (رياست ستاد ملي مقابله با ويروس کرونا و استانداران) ارائه دهند، قطعا مردم ما هم مردمي فهيم هستند که شعور سياسي و اجتماعي و فرهنگي را دارند و ميپذيرند.
بحران کرونا به يک اپيدمي جهاني تبديل شده است. با توجه به وضعيت کنوني و چالشهاي موجود چه چشماندازي را در راستاي کنترل اين بحران مشاهده ميکنيد؟
از آنجا که اين بيماري اپيدمي جهاني شده، سازمان جهاني بهداشت هم جلساتي را درباره اين موضوع در ژنو برگزار کرده است. مهمترين توصيه کاربردي که سازمان جهاني بهداشت ارائه کرده، کنترل اين بيماري با قرنطينه خانگي است. خانوادهها براي اينکه از ويروس کرونا مصون باشند، در امنترين و بهداشتيترين مکان که خانه است، قرار بگيرند تا بتوانند زنجيره انتقال ويروس را قطع کنند. چون معمولا در فضاها و مکانهايي که تجمع افراد بيشتر باشد و در جاهاي عمومي ميزان انتقال اين ويروس بيشتر است. خيلي از کشورهاي دنيا اماکن عمومي و مدارس و دانشگاهها و سينماها را تعطيل کردهاند. مکانهايي که فضاي عمومي دارد و افراد بيشتري در آنجا حضور دارند را تا ريشه کني ويروس تعطيل ميکنند. استفاده از مواد ضدعفوني، دستکش و ماسک ميتواند موثر باشد. مردم فهيم ما هم مانند ساير کشورهاي دنيا که به دستورات فرماندهي ستاد يا مديريت مقابله با ويروس کرونا تمکين ميکنند، بايد تمکين کنند. نکته مهم ديگر اين است که تعدادي از افراد جامعه در دهکهاي پايين جامعه تعريف ميشوند. زنان سرپرست خانوار، کارگران روزمردي که شرايط اقتصادي خوبي ندارند و از نظر معيشت در مضيقه هستند. از دولت انتظار داريم در شرايط خطير کنوني اقشار کم درآمد دغدغه تامين معيشت را نداشته باشند. يعني اگر قرار است بگوييم افراد کمتر در بيرون منزل حضور پيدا کنند، براي فردي که بالاجبار با حضور در بيرون از خانه به تامين معيشت خانواده خود مشغول است اين دغدغه هم وجود دارد که دهکهاي پايين جامعه از اين نظر نگراني نداشته باشند و دولت در اين شرايط بهداشت و تامين معيشت افراد را در اولويت اول خود قرار دهد.