با ورود ويروس کرونا به کشور و ابتلاي قريب به10 هزار نفر (مطابق آمار رسمي تا لحظه نگارش اين يادداشت) و پايان حيات قابل توجهي از هموطنان در اثر آن، وقايع معناداري رخ نمود که صدر مهمترين اخبار رسانههاي کشور را به خود اختصاص داد؛ در اين شرايط بحراني وقايعي چون ناياب شدن ماسک ، دستکش و ساير لوازم بهداشتي در داروخانه هاي کشور و فروش آنها با قيمتي چند برابر در مغازهها ، دستفروشيها و مترو، کشف ميليونها لوازمِ بهداشتيِ احتکار شده و... را متاسفانه شاهد هستيم. انسان بهعنوان موجودي از تار و پود اجتماع، واجد مسئوليت که در دو سطح فردي و اجتماعي قابل تعريف است؛ مسئوليت اجتماعي در سطح فردي؛ نسبت علاقمندي هر شخص به اتفاقاتي است که در جامعه رخ ميدهد و شرکتِ فعال او براي حل برخي از مشکلات محلي و عمومي، احساس مسئوليت اجتماعي را شکل ميدهد.و اما انسان بهعنوان موجودي اجتماعي همانطورکه واجدِ حقوق اجتماعي است، داراي مسئوليت اجتماعي نيز است که نقش کليدي را در اجتماع تعيين ميکند و بر اساس همين نقش است که فرد رفتار خود را شکل داده و از افراد مختلف، براساس جايگاهي که در مناسبات اجتماعي دارند، انتظارات خاصي شکل ميگيرد، لذا بديهي است که هر اندازه از جايگاه و مقام بالاتري برخوردار باشد از مسئوليت اجتماعي بالاتري نيز برخوردار بوده و به همان نسبت افراد جامعه انتظار بيشتري از او خواهند داشت.در سلسله مراتب نظامي اجتماعي، حکومتي و افراد داراي مقام عاليرتبه، در بالاترين سطح برخورداري از حقوق و تکاليف هستند؛ چون بر حسب جايگاه خود انتظاراتي از افراد جامعه دارند و مردم نيز متقابلا از آنها انتظار دارند که در مقام مسئول علاوه بر اتخاذ رويکردهاي معقول و کارآمد، پيامد عملکردهاي خود را بپذيرند، در برابر آنها پاسخگو باشند و در صورت ناکارآمدي يا به اصلاح رويههاي خود پرداخته يا عرصه و مسئوليت آن را به فرد يا افرادي توانمندتر و متخصصتر از خود واگذار ميکنند. در نقطه مقابل مسئوليت اجتماعي، بيتفاوتي اجتماعي قرار دارد که در آن افراد جامعه بيعلاقه، بياعتنا و بيتفاوت نسبت به مشارکت اجتماعي، مسئوليتهاي اجتماعي و فعاليتهاي دگر خواهانه قرار دارند. از آنجاکه مشارکت اجتماعي متضمن انواع کنشهاي فردي و جمعي، در جهت دخالت در تعيين سرنوشت فرد و جامعه و تاثيرگذاري بر فرآيندهاي گوناگون در حوزه امور عمومي است، بيتفاوتي نسبت به اين امر نشان از انسان و جامعهاي ميدهد که يا با مساله اجتماعي حاد روبهروست يا به تکامل و توسعه لازم دست نيافته است.آنچه که در ابتداي اين نوشتار آمد و بهعنوان وقايع از آنها ياد شده حاصل بيتفاوتي اجتماعي است، نقطه مقابل احساس مسئوليت اجتماعي و نتيجه گسست رابطه دولت و ملت و حاصل از ايجاد ديوار بياعتمادي نسبت به عدمِ احساس مسئوليت مسئولان بهعنوان متوليان امور کشور از سوي شهروندان؛ وقتي شهروندان با رفتارهاي متناقضِ مسئولان با آنچه بر زبان ميرانند و آنچه عمل مي نمايند، مواجه ميشوند، براي شهروندان اينطور تداعي ميشود که نه تنها به فريادهايشان بيتوجه هستند، بلکه در قامت تعارض، مخالفت همه جانبه خود را با آنها در سياستگذاريها و شيوه مديريتشان ابراز مينمايند که در خصوص مساله مطرح امروز يعني ابتلاي هموطنان به ويروس کرونا عدم اطلاع رساني از ورود ويروس کرونا به کشور و ابتلاي هموطنان، عدم قرنطينه کانونهاي شيوع ويروس، ممانعت داروخانه ها از عرضه لوازمي چون ماسک و دستکش و وعده توزيع رايگان آنها در بين مردم از طريق خانههاي بهداشت محلات و عدم عمل به وعدههاي داده شده، اعلام وضعيت عادي از سوي رئيس جمهور يک هفته پس از علني و آشکار شدن ابتلاي تعدادي از هموطنان به ويروس کرونا و سپس اعلام پيک آمار ابتلايان در همان هفته از سوي ستاد مبارزه با کرونا، اعلام کاهش ساعات کاري ادارات از سوي ستاد مبارزه با کرونا و سپس لغو آن از سوي استاندار تهران و... از جمله دلايلي است که بهعنوان نمونه با وجود توصيه مسئولان مبني بر ماندن در خانه، برخي از مردم از اين مهم احتراز و اقدام به سفر بالاخص به شهرهاي شمالي کشور نمودند، به گونه اي که چند شهر شمالي کشور به کانون انتشار تبديل شد.آنچه که به نتيجه بيتفاوتي اجتماعي از آنها ياد شد، حاوي پيامي است براي متوليان امر کشور: چارهانديشي در استفاده از متخصصان و به حساب آوردن مردم در قانونگذاريها و سياستگزاريهاي کشور، صداقت در گفتار و رفتار، اصلاح نابسامانيها و ... و بالاخره ترميم شکاف دولت و مردم و بازگرداندن اعتماد عمومي به جامعه نسبت به عملکرد خود.