در خبرها خواندم که دو تا از کارخانههاي خودروسازي ميخواهند ماسک و دستکش براي مقابله با کرونا توليد کنند. از آنجايي که کارنامه اين دو کارخانه انصافا درخشان است، احتمالا شاهد وقوع موارد زير خواهيم بود:
يک- جاانگشتي دستکشها و کش دور ماسکها به عنوان آپشن لحاظ شده و اين اقلام بدون موارد فوق به شما تحويل داده ميشوند تا خودتان از بازار آنها را تهيه کنيد.
دو- بهزودي شاهد توليد ماسک و دستکش وانت توسط اين کارخانهها خواهيم بود.
سه- دانشمندان اين دو کارخانه با توليد ماسک اسدي و دستکش صندوقدار آن را بالاتر از قيمت مدلهاي معمولي به فروش ميرسانند.
چهار- قيمت اين ماسکها از کارخانه تا بازار اختلاف فاحشي خواهد داشت. سالها بايد دنبال دلالهايي بگرديم که باعث اين اختلاف قيمت شدهاند.
پنج- اين ماسکها به صورت فولآپشن و ارزانتر از قيمت داخل، به کشورهاي خارجي فروخته خواهند شد.
شش- هر روز اين ماسکها و دستکشها لاغرتر و نازکتر خواهند شد.
هفت- با آغاز طرح پيشفروش، پس از سه دقيقه هزاران ماسک و دستکش پيشفروش خواهند شد.
هشت- بعد از چند ماه تاخير در تحويل، اين کارخانهها اعلام ميکنند که به جاي دستکش لاتکس ميتوانند دستکش نايلوني به مشتريان خود تحويل بدهند.
نه- مدل آردي ماسکها به اين صورت که کش آنها از جنس کش دور پيژامه است و جنس ماسک سمباده است، روانه بازار خواهد شد.
ده- متخصصان اعلام ميکنند استفاده از اين ماسکها، تصادفات جادهاي را کاهش داده است اما تفاوت خاصي در ميزان تلفات به وجود نيامده است.
خلاصه يک قلم جنس هم به اقلام خطرناک ديگر قرار است اضافه شود. نميدانم چه حکمتي است که در هر شرايطي بايد سوژه براي طنزنويسها و کارتونيستها آماده کنيم. امروز هم در خبرگزاري ايرنا عکسي را ديدم که دو نفر بدون ماسک و دستکش، در حاليکه يک جفت جوراب روي پنکه گذاشته بودند تا خشک شود، حضور داشتند. ايرنا هم نوشته بود: پاي شرکتهاي دانشبنيان به توليد داروي کرونا باز شد.
در همين رابطه با يکي از مديران يک شرکت دانشبنيان تماس گرفتيم تا از آخرين وضعيت يافتههاي دانشمندان کشورمان آگاه شويم:
من: سلام، خوبين؟
مدير دانشبنيان: مجيد؟ من نونبربري گذاشتم روي پنکه خنک شه، الان خانم محمودي گفت تو جوراباتو قبلش گذاشته بودي اونجا خشک شه...
من: الو؟!
مدير دانشبنيان: بنال ديگه بابا توام... مجيد من دستکش دارم، تو ماسک! تو با من روبوسي بکن من با تو دست ميدم...
من: يهلحظه بيخيال مجيد و موارد غيربهداشتي ميشيد؟!
مدير دانشبنيان: بفرما!
من: شما الان مشغول چهکاري هستيد؟
مدير دانشبنيان: در کنار توليد مداوم و زدن زيرساختهاي بنيان دانش هستيم که نهايتا داروي کرونارو کشف کنيم... مجيد؟ قاشق ماستي رو زدي توي خورش؟ بي شعور!
من: الان توي چه مرحلهاي دقيقا قرار داريد؟!
مدير دانشبنيان: اگه توي مزاحم اجازه بدي، يهقدميشم!
من: به من چه؟! حالا دو دقيقه من تماس گرفتم باعث شده شما يهقدمي کشف داروي درمان کرونا بمونيد؟
مدير دانشبنيان: نه احمق جان! يه قدمي ورود به دستشوييام اگه تو قطع کني ميرم داخل....!