درحال حاضر نوع هشدار و اطلاعرساني در خصوص کروناويروس شکل دردسر ساز دارد، بهطوريکه نميتوان ميزان استرس، نگراني و فشار رواني اين پديده را در جامعه انکار کرد و اين درحالي است که اين ميزان تنش و اضطراب روزبهروز افزايش مييابد و هر اطلاعاتي شکل نگراني دردسرساز به خود ميگيرد. هماکنون برخي از افراد جامعه روند زندگي خود را متوقف کردهاند و هر لحظه آخرين اخبار واقعي و حتي شايعات را در فضاي مجازي دنبال ميکنند که البته همين امر باعث شده هيچ اقدام و عملي نداشته باشند و پيوسته از ابتلاي خود و خانواده به کرونا فکر کنند و حتي خود و يا عزيزانش را در شرايط مرگ ناشي از اين ويروس تصور کنند موضوعي که در علم روانشناسي به آن «نگراني دردسرساز» ميگويند. البته برخي از کارشناسان و صاحبنظران نيز تلاش ميکنند با عباراتي نظير «نگران نباشيد» و «موضوع خاصي نيست» به قولي سطح اضطراب عمومي را کاهش دهند، ولي بهجاي انکار و يا کوچکشمردن کرونا، بايد الگوي نگراني را به سمت نگرانيهاي کارساز تغيير داد يعني بهجاي القا افکارمنفي و يا انکار واقعيت، جامعه را مجاب کرد تا در اين کارزار دست به اقدام و عمل زده و فعاليتهاي پيشگيرانه و تغيير سبک زندگي را جدي بگيرد. يک انسان اوليه، وقتي متوجه ميشد که يک بوته يا گياه در حال حرکتکردن است اين واقعيت محيطي را انکار نميکرد، چون دريافته بود که اين بياعتنايي و عدم توجه به جزئيات و نشانههاي خطر، ممکن است جان او را تهديد کند. چه بسا پشت بوتهاي که در حال تکان خوردن بود، حيواني درنده و گرسنه انتظار او را ميکشيد، به همين دليل ذهن انسان در طول هزاران سال تکامل دريافت که بايد به نگرانيهاي خود اهميت دهد. ويژگي ديگر نگراني کارساز آن است که به سرعت هيجان، لذت و رضايت ما از يک پديده يا شرايط جديد و مطلوب را کاهش ميدهد و ما را وادار ميکند که براي بهبود آن (يا شرايط خود) و پيشرفت تلاش کنيم و اين مولفههاي باليني ذهن بشر است که در شرايط کنوني که کروناويروس دنيا را در معرض تهديد جهاني برده ميتواند به اشکال روانشناسانه کمک کند. متاسفانه 80 درصد از نگرانيهاي ما در زندگي دردسرساز است و همين موضوع باعث ميشود بهدنبال اطلاعات مخرب درباره موضوع نگراني برويم ولي اگر نگراني ما کارساز باشد اطلاعاتي را که جمعآوري ميکنيم نه تنها مخرب نيست، بلکه کمک ميکند بحران را بهراحتي پشتسر بگذاريم.