ويروس کرونا براي اولين بار در ووهان چين کشف شد. اين ويروس خطرناک مرز نميشناسد؛ حالا بيش از 100 کشور را درگير خود کرده است. از آسياي شرقي و خاورميانه گرفته تا اروپا و آمريکا. اين ويروس تا کنون بيش از 119 هزار و 220 نفر را درگير خود کرده و جان 4299 نفر را هم گرفته است. علاوه بر تلفات جاني که به آن اشاره شد، کرونا بازارهاي بينالمللي را هم زمينگير کرده است. اگر طلا را فاکتور بگيريم، اين روزها هيچ يک از بازارها نتوانستهاند از تبعات کوويد-19 در امان بمانند. بنگاههاي توليدي نيز به دليل نگراني از ابتلا به ويروس کرونا يا کسبوکار خود را تعطيل کردهاند و يا به حالت نيمهتعطيل به فعاليت خود ادامه ميدهند. شرکتهاي خدماتي فقط بايد منتظر بمانند تا شايد کرونا دست از جان بشريت بردارد. بسياري از فعالان اين حوزه که در هتلها، رستورانها، تالارها، صنايع گردشگري، شرکتهاي نظافتي و ... فعاليت دارند با کمترين ميزان درآمد چند سال اخير مواجه شدهاند. در اين ميان به نظر ميرسد چين، بهعنوان مبدا شيوع اين ويروس که اتفاقا بيشترين شمار مبتلايان را هم دارد، در حوزه اقتصادي نيز بيش از ساير کشورها زيان ببيند. اين کشور که طي سالها تلاش در حوزه توليد توانسته بود عنوان «قطب دوم اقتصاد جهان» را روي خود بگذارد، حالا اين لقب خود را در خطر ميبيند. بسياري از کارشناسان پيشبيني ميکنند که چين نتواند عقبماندگي اقتصادي خود طي ماههاي اخير را جبران کند. حتي گروهي از تحليلگران پا را فراتر گذاشته و از همين حالا قدرت اقتصادي چين را بر باد رفته ميدانند. در همين زمينه ولاديمير سگنورلي، رئيس شرکت تحقيقات سرمايهگذاري کلان «تحقيقات برتون وودز»، گفته است: «به نظر من استفاده از عبارت «قطب اقتصادي جهان» براي چين، در هفته گذشته مُرد.». مجله مالي «فوربس» نيز در اين زمينه نوشته است: کرونا موجب افول سلطه اقتصادي چين و ازدسترفتن موقعيت برتر اين کشور در عرصه توليد جهاني شده است. آثار کابوس کرونا الزاما محدود به آسيبهاي اقتصادي کوتاهمدت نيست، بلکه چالشهاي بلندمدتي است که براي زنجيره عرضه ايجاد ميشود که آثار اين اختلالات شديد در سراسر بخشهاي خودروسازي، الکترونيک، زنجيره عرضه دارو در جهان و... در ماههاي آتي احساس ميشود. کرونا موجب شده فعاليت اقتصادي در کشور چين مقرونبهصرفه نباشد و اين کشور ديگر نميتواند موقعيت خود را بهعنوان توليدکننده ارزان جهان حفظ کند. نااطميناني شرکتها بهواسطه جنگ تعرفهها نيز چالش ديگري است؛ طوريکه نگرانيها پيرامون شکست چين و آمريکا در نهاييسازي فاز دوم توافق تجاري، شرکتهاي فعال در چين را مضطرب کرده است، البته برخي از تحليلگران داخلي نظير کميل طيبي آسيب کرونا به کشورهايي که اقتصاد کوچکتري دارند را بيشتر ميدانند. اين گروه از کارشناسان اعتقاد دارند که آسيب ويروس کوويد-19 به اقتصادهاي بزرگي نظير آمريکا و چين بستگي به دوام کرونا در اين کشورها دارد. اگر تا يکي دو هفته آينده کرونا از اين کشورها رخت بربندد، آسيب آن به همين مقطع کوتاهمدت محدود ميشود و اين کشورها بلافاصله به بازيابي نقش خود در بازارهاي بينالمللي ميپردازند؛ اما در صورتي که شيوع کرونا به درازا بکشد، بايد منتظر سقوط اقتصاد چين باشيم. همچنين در اين زمينه نبايد نقش ايالات متحده و شخص دونالد ترامپ، رئيس جمهوري اين کشور را فراموش کرد. ترامپ که از ابتداي نشستن بر صندلي کاخ سفيد آرزوي افول اژدهاي زرد را در سر داشت، حالا بيش از هر زمان ديگر به تحقق آرزوي خود ميانديشد. اتفاقي که ميتواند رياست جمهوري او را براي يک دوره ديگر تمديد کند. بسياري از کارشناسان اعتقاد دارند که در صورت ابقاي ترامپ در کاخ سفيد سقوط اقتصاد چين شتاب بيشتري هم به خود ميگيرد و به هر حال بايد منتظر شکلگيري قطب جديدي در اقتصاد جهان باشيم. به هر حال آنچه امروز مشاهده ميکنيم، به زانو درآمدن اقتصاد چين در مقابل کروناست. شهزاد قاضي، رئيس بزرگترين شرکت اطلاعات اقتصادي چين در يادداشتي که روز جمعه در مجله آمريکايي «بارون» به چاپ رساند مدعي شد که توليدکنندگان خودرو و محصولات شيميايي بيش از بخشهاي ديگر خطوط توليد خود را تعطيل کردهاند. نيروهاي کاري که در بخش فناوري اطلاعات اين کشور مشغول هستند نيز همانند بخشهاي ديگر اقتصاد هنوز از هفته گذشته به مشاغل خود بازنگشتهاند. شرکتهاي کشتيراني و لجستيکي نيز يکي از بالاترين درصد تعطيلي خطوط توليدي را در اين کشور داشتهاند. اثرات نامتناسب اين اختلالات شديد در سراسر بخشهاي خودروسازي، الکترونيک و زنجيره عرضه دارو جهان در ماههاي آتي احساس خواهد شد.
نوبت نقشآفريني مکزيک رسيد؟
کدام کشور جاي چين را در اقتصاد جهان ميگيرد؟ اين پرسشي است که شايد نتوان بهراحتي پاسخي براي آن يافت، چراکه هيچ کشوري در سطح جهان ساختار و مجموعه لجستيکي چين را ندارد. بهعلاوه تنها تعداد معدودي از کشورهاي جهان هستند که نرخهاي ماليات آنها به اندازه چين پايين باشد. براي مثال اقتصاد برزيل اين ويژگي را ندارد و هند که چنين ويژگياي دارد از وضعيت لجستيکي بسيار وخيمي رنج ميبرد. در اين ميان «فوربس»، مکزيک را محتملترين گزينه براي جانشيني چين در بازارهاي جهاني دانسته است. دونالد ترامپ از ابتداي روي کارآمدن خود سياست خصمانهاي نسبت به اين همسايه آمريکا داشت و حتي تا ديوارکشي در مرزها پيش رفت؛ اما ديپلماسي مذاکره به کمک دولت مکزيک آمد و اين کشور به جاي مقابله بزرگترين اقتصاد جهان، پاي ميز مذاکره نشست تا پيمان نفتاي جديدي را با آمريکا و کانادا به مرحله امضا برساند. حالا به دليل موقعيت ژئوپلتيکي مکزيک در آن قرار گرفته، بسياري از فعالان فضاي کسبوکار به همکاري با اين کشور علاقه نشان دادهاند. چراکه مکزيک تنها کشوري است که با هزينههاي توليد پايين در مرز آمريکا، توافق تجارت آزاد با اين کشور دارد. علاوه بر اين، مکزيک در طول سالهاي گذشته توانسته به يکي از بزرگترين توليدکنندگان و صادرکنندگان محصولات خودرويي، الکترونيک، تلويزيون و کامپيوتر جهان تبديل شود. فقط کافي است مقايسهاي بين چين و مکزيک داشته باشيم. در حالي که ارسال محمولههاي کانتينري از شانگهاي به پايتخت نيويورک گاه بيش از 40 روز زمان ميبرد، اين امکان براي مکزيک طي پنج روز مقدور است. همه امکانات باعث شدهاند تا شرکتهاي چندمليتي نظير بوئينگ، کيا، جنرال الکتريک و ... در اين کشور حضور فعال داشته باشند. حال بايد ديد کرونا تمرکز اقتصاد جهان را در آمريکاي شمالي متمرکز ميکند، يا چين همچنان ميتواند نقش آسيا در بازارهاي بينالمللي را حفظ کند؟