بستن

هوشنگ ظریف درگذشت

هوشنگ ظریف درگذشت

هوشنگ ظريف نوازنده پيشکسوت و مدرس تار 17 اسفند به‌علت ايست قلبي درگذشت. اوچند سالي بود که از بيماري آلزايمر رنج مي‌برد و چندي پيش در مراسم اختتاميه سي‌وپنجمين جشنواره موسيقي فجر از او تقدير شد. ظريف در اوايل دهه 70 موفق به دريافت نشان درجه يک هنري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شد که معادل مدرک دکتراست. او بيش از 50 سال از عمرش را به آموزش موسيقي پرداخته است و رد پاي پررنگي در تاريخ موسيقي ايران بر جاگذاشته و با بهره‌گيري از محضر استاداني چون علي‌اکبرخان شهنازي، روح‌ا... خالقي، موسي و جواد معروفي، چنان مهارتي در نواختن «تار» کسب کرد که شاگردانش هر کدام چهره‌هاي تارنوازي شدند که مي‌توان به چهره‌هايي چون حسين عليزاده، داريوش طلايي، ارشد طهماسبي و حميد متبسم اشاره کرد. ظريف به نواختن سه‌تار و تنبک نيز آشنايي کامل داشت و جهت تدوين متد نوازندگي تنبک با حسين تهراني همکاري کرد که حاصل اين همکاري دوکتاب با عنوان «آموزش تنبک» به چاپ رسيده‌ است و در تصحيح رديف‌هاي آوازي محمود کريمي استاد آواز ايران نيز کتابي با عنوان «رديف آوازي موسيقي سنتي ايران» چاپ شده است. از ديگر آثار او مي‌توان به کتاب‌ها و مجموعه‌هاي صوتي زير اشاره کرد: نت‌نگاري و ويرايش چهار کتاب درباره استاد لطف‌ا... مجد، اسدا... مجد، جليل شهناز، فرهنگ شريف و ابراهيم سرخوش، کتاب‌هاي دستور مقدماتي تار و سه تار، کتاب اول و دوم و سوم هنرستان موسيقي.

يادداشت معاون هنري

سيد مجتبي حسيني، معاون امور هنري براي درگذشت هوشنگ ظريف در يادداشتي نوشته است: «چه نغمه‌ دلپذيري بود و چه قانع‌کننده، نه شعر و کلام مي‌خواست و نه سازي به‌همراهي. مضراب‌هاي متشخص و موقر، انگار مي‌شد تماشايشان کرد، نواختني اصالتِ توآمان سلامت در آن آشکارا ... من اما اينها را نمي‌دانستم، تنها شوري برآمده از استسقا و شوقي غريب به شنيدن آن اصفهان و دشتي مي‌کشاندم. بارها و بارها و بارها و... نمي‌دانم چندين و چندبار آن کاست جلد سياه را که چهره‌ مردي متين در ميانه داشت شنيدم. محو مي‌شدم انگار در مضراب‌ها، و هربار مواجهه همانقدر تازگي داشت برايم که نوبت پيشين! چقدر خوب بود که «کانون» براي حفظ و معرفي موسيقيِ درست آثارِ راست و حسابي را حمايت مي‌کرد يا پديد مي‌آورد با نگاهي به فردا... نام هوشنگ ظريف از آنجا آشناي من و همسالانم شد. آشنايي که بعدها ابعاد ديگري يافت. زوايايي از وجودي کار آگاه و خبره و ممتاز ... ستايش استادي چون او را، شايد که مجربان و استادان موسيقي بگويند با اين حال علاقه‌مند ساده‌اي چون من مي‌تواند از امتياز معلمي او نکته‌ها بياموزد. در عالم هنر، به‌دليل جذابيت‌هاي نهفته در شيوه‌ها و طرزها، به‌خاطر تعدد و تنوع سبک‌ها و به‌دليل کرشمه و لطايف وجوديِ استادان، هنرجو يا به خاطر علاقه به شيوه‌اي، جذب استادي مي‌شود و يا به‌خاطر جذابيت استادي، به فراگرفتنِ طرزي مي‌پردازد از اين‌رو انگشت‌شمارند استاداني که شاگردانشان مشابهت‌هاي گسترده به يکديگر نداشته‌ باشند. استاداني که شاگردان بزرگ بپرورند، در عين اينکه آنان مطابق يک الگو نباشند بلکه موافق طبع و ويژگي‌هاي خود قد برافرازند. ويژگي دشواري که بيش از هر نشانه‌ ديگر مويد سلطه و توانايي استاد است در «معلمي». شش، هفت سال پيش به ياد استاد سيدحسين ميرخاني چند سطري نوشتم و در آن نوشتم که او از آن ‌جهت استاد استادان بود که در مکتبش هم غلامحسين اميرخاني باليد و هم رضا مافي برآمد و هم کيخسرو خروش راه خود يافت و هم شماري ديگر... گمان مي‌کنم به روزگار ما، استاد ظريف نيز چنين بود. بسا بزرگان و استادانِ تارِ امروز در مکتب او نکته‌ها آموختند اما نه تکرار استاد شدند و نه مکررکننده‌ يک شيوه. استاد هوشنگ ظريف مرد آراسته و استوارِ موسيقي به لطف سازِ دلکش و آثاري درخشان در تاريخ موسيقي نقشي ارجمند دارد و بجاست که در شناخت چنين شخصيتي، نه تنها مضراب‌ها که قلم‌ها بکار آيد. وقتي خبر سفر ابدي استاد را شنيدم آن نغمه‌هاي خوشش باز در من آويخت، آن سرمستي آلبوم‌ «کانون» آن وقار و تمامي مضراب‌ها و آن سلامت نفس. در دل گفتم اين سفر در آستانه‌ روز پدر رمزي دارد. براي هر آنکه از هنرش حظي برده و از محضرش نکته‌اي آموخته.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی