برخورد صادقانه با مردم ميتواند بخش قابل توجهي از مشکلاتي که معمولا در حوزههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي پيش ميآيد را خيلي راحت و آسان حل و فصل کند تا مردم به سادگي اين مسائل را بپذيرند. اين در حالي است که چنانچه خلاف اين قضيه اتفاق بيفتد احساس عمومي صدمه ميبيند. در بحث کرونا و اتفاقاتي که رخ داده بايد چند نکته را مدنظر قرار داد. نخست بحث مديريت بحران؛ که قاطعيت، جسارت و شجاعت نکات اجتناب ناپذير اينگونه مسائل است. از اين رو بهنظر ميرسيد که وزارت بهداشت خيلي بهتر از اين ميتوانست عمل کند. به محض اينکه اين اتفاق در چين رخ داد و با توجه به مبادلاتي که در بخشهاي مختلف در حوزه صادرات، واردات و گردشگري و رفت و آمدهايي که اتفاق افتاد طبيعي بود که در چنين مواردي با توجه به تجربه جهاني و اتفاقاتي که در ادوار گذشته افتاده در وهله اول بهصورت جدي اطلاعرساني ميشد. در همان ابتداي بهمن ماه که اين اتفاق رخ داد بايد جلوي پروازها گرفته ميشد. البته اين درست که وزارت بهداشت در اين خصوص اقدام کرد اما اين اقدام نابهنگام بود و قاطعيت لازم را نداشت. همان زمان بايد مرزها بسته ميشد و وروديهاي کشور تحت کنترل و ارزيابي قرار ميگرفت. امکانات و تجهيزات لازم بايد بهصورت جدي و اورژانسي پيش بيني ميشد که با زهم مثل مقاطع ديگر شاهد عدم مديريت درست در اين زمينه بوديم. پس از اينکه در اوسط بهمن ماه موارد مشکوکي در قم مشاهده شد طبيعي بود که قم بهعنوان کانون بحران بايد به طور جدي و بدون رودربايستي قرنطينه ميشد. کرونا آمد تا بگويد که کار دشمني به نام ناکارآمدي، مديريت نادرست است. کرونا آمد تا بگويد شايسته سالاري کشور را به دامن بحران نخواهد انداخت اما بيتوجهي به اين اصل ساده مديريتي بحرانهاي فراگيري را دامن خواهد زد. کرونا فرصتي بود براي انديشيدن اما اين مساله نيز خواهد گذشت و کساني که گوشهايشان را براي شنيدن بستند فرصتي براي شنيدن براي خود فراهم نخواهند کرد. امروز هم که فراگيري بيماري در اکثر شهرهاي کشور جدي شده باز هم بايد بحث قرنطينه را بهصورت جدي در دستور کار قرار داد. از طرفي قاطعيت ايجاب ميکرد با توجه به شرايط حساس کشور در مواجهه با ويروس کرونا هر زمان اقلام ولوازم بهداشتي و مراقبتي به هر ميزان و از هرجايي کشف شد در همان محل دادگاه صحرايي تشکيل شده و با اخلالگران برخورد قاطعانهاي صورت گيرد. بهنظر ميرسد در شرايط موجود کرونا فراتر از توان وزارت بهداشت است و عزمي ملي ميطلبد. دستگاههاي مسئول بايد رصد شده و وظايف خود را انجام دهند. از سوي ديگر با توجه به ارتباطات بينالمللي يکي از دستگاههاي اساسي و استراتژيکي که ميتوانست در اين مقوله نقش بسيار پر رنگي داشته باشد. چرا که اين جمعيت نهاد امدادي بينالمللي است و شامل تحريمها نميشود. فراخواني و کمک از کشورهاي دوست نيز از اقداماتي بود که اين سازمان ميتوانست به صورت جدي به دنبال آن باشد اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلکه تازه پس از 3 هفته شاهد بوديم که وزير امور خارجه به اين مهم مبادرت ورزيد. اينها مسائلي است که نشان ميدهد در نحوه مديريت بحران بايد تجديد نظر کرد.