بستن

آزادراه تزئینی تهران - شمال!

آزادراه تزئینی تهران - شمال!
فریور خراباتی

خب بالاخره بعد از سال‌ها آزادراه تهران-شمال در حادترين و خطرناک‌ترين شرايط موجود افتتاح شد. يعني روند ساختن اين آزادراه همين نوع افتتاح را هم مي‌طلبيد!

بيست و چند سال بود که يک بحراني درست شده بود که اين آزادراه بالاخره چه زماني قرار است افتتاح شود، اصلا احساس مي‌کردم ممکن است به عمر ما هم قد ندهد. بعد يک زماني هم افتتاح شد که نتوانيم از آن استفاده کنيم. بيشتر مثل ترازوي هديه در حال حاضر اين آزادراه حالت تزئيني دارد و مثل يک‌سري از فرش‌ها کم‌پا خورده است. همين‌طوري کرونا ادامه پيدا کند، مي‌توانيم به اين صورت آن را بفروشيم: يه‌آزادراه داريم واسه يه‌دکتر بوده، بيست سال يه‌بار باهاش مي‌رفته شمال و برمي‌گشته. حالا ممکن است با خودتان بگوييد مگر آزادراه قابل فروش است؟! بايد عرض کنم که ما با اين گذشته درخشان که توانستيم دکل نفتي را غيب کنيم، چرا نبايد و نتوانيم آزادراه بفروشيم؟! اينکه اتفاقا مشتري‌خورش بهتر هم است و روي هوا آن را مي‌زنند.

در رابطه با مساله اين آزادراه با يکي از مسئولان مربوط به مساله جاده‌سازي و حمل و نقل تماس گرفتيم تا نظر ايشان را جويا شويم:

من: سلام و خسته نباشيد!

مسئول: بنده هم به نوبه‌ خودم سلام دارم خدمت مردم و زهر‌مار دارم خدمت تو که توي اين شرايط کرونايي هم مزاحم ما مسئولان زحمتکش مي‌شي!

من: در مورد آزادراه تهران شمال سوال داشتيم.

مسئول: کاري نکرديم که! ما خادم مردم هستيم، خدمتگزار اين مردميم خراباتي جان! قابل شما رو نداشت.

من: من هنوز سوال‌مو نپرسيدم.

مسئول: خب بپرس!

من: چرا اين پروژه انقدر طول کشيد؟

مسئول: اگه مي‌خواي اين سوالا بپرسي پس نپرس.

من: جواب نمي‌ديد؟!

مسئول: چرا! ببين ما هر سال که خواستيم اين پروژه‌رو تموم کنيم، يه اتفاقي رخ داد که پولش يه‌جا خرج شد.

من: چه اتفاقي مثلا؟

مسئول: يهو پسرم تصميم به ازدواج گرفت، ديگه از مخارج عروسي‌ام که خودت باخبري. همسرم بيمار شد مجبور شدم بفرستمش اتريش درمان بشه. از اون طرف باجناقم خونه‌شو فروخته بود، هجده طبقه از برجش همين‌جور تا سقف رفته بود بالا اما نصفه کاره مونده بود! تازه...

من: ببخشيد بودجه‌رو خرج کارهاي شخصي کرديد؟

مسئول: خرج که نکرديم، قرض داديم و پس گرفتيم.به صورت ماهي صد هزار تومن از دم قسط!

من: خب الان چقدر اين آزادراه تکميل شده؟!

مسئول: حدود هفتصد و پنجاه متر! اون پونصد کيلومتر باقي مونده‌رو هم اگه سيمان و فرغون و استامبولي به موقع دست کارگرا برسه تا آخر سال تمام مي‌کنيم!

من: همه‌ش هفتصد و پنجاه متر؟!

مسئول: کمه؟ اولا که تو يه متر دستت بگير ببين چقدر طول مي‌کشه تا هفتصد و پنجاه متر رو متر کني! دوما بيشتر افتتاح مي‌کرديم مردم مجبور مي‌شدن با ماشين تردد کنن و هوا آلوده مي‌شد و تصادفات جاده‌اي افزايش پيدا مي‌کرد! الان قدم بزنن رسيدن ته جاده، يه ورزشي هم کردن.

من: صحبت پاياني نداريد؟

مسئول: من حتي صحبت اولي هم نداشتم که پاياني داشته باشم. اما به هرحال اميدوارم ما مسئولان به کمک مردم کرونا‌رو شکست بديم.

من: برعکس نگفتيد؟!

مسئول: نخير! الان هشتاد درصد کابينه و مجلس کرونا گرفتن، اما مردم چي؟ کلا سه نفر کرونا گرفتن.دو درصد!

من: اون آمار واسه چين بودا.

مسئول: ما و چين نداره.آمار آماره ديگه. من برم کم کم چون دکتر داره مياد از تمام اعضاي خانواده تست کرونا بگيره، صبحم اومده بود، آخر شبم مياد دوباره. گرفتار شديم به خدا خراباتي.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی