توافق صلحي که ميان طالبان و آمريکا حاصل شد شايد نوعي معامله باشد که فراتر از طالبان و آمريکا پاکستان، افغانستان، عربستان سعودي وامارات نيز در آن نقش دارند. در نتيجه بدون اينکه دولت مرکزي افغانستان به حساب آيد اين معامله صورت گرفته است. البته گفته شده که به مدت يک ماه پس از اين توافق شرايطي فراهم خواهد شد که طالبان با دولت مرکزي نيز وارد مذاکره شوند. يعني مذاکرات بين الافغاني شود و در مورد 2 مساله آتش بس و توافق صلح مذاکره صورت گيرد. منتها مشکلي که وجود دارد اين است که طالبان اين دولت را به رسميت نميشناسد و اساسا قبول ندارد. از طرفي پس از اينکه کميسيون انتخابات اعلام کرد که اشرف غني پيروز شده 2 دولت در آن شکل گرفته است. يکي دولت اشرف غني و ديگري دولت عبدا... عبدا... . بنابراين طالبان اگر بخواهند که نميخواهند بايد با کدام دولت مذاکره کنند؟ اين مشکلي پيچيده است که احتمالا در پشت پرده ميان طالبان و آمريکاييها بر روي آن فکر شده که به نوعي اين دولت را ناديده بگيرند و دولت موقتي بهوجود آيد که آن دولت موقت برخي از مسائل را حل و فصل کند. مثل اين که طالبان تحت چه عنواني شريک قدرت در افغانستان شوند. آيا طرح پشتونستان را عملياتي ميکنند يا رضايت ميدهند که بخشي از قدرت را در اختيار داشته باشند و بخش ديگر در اختيار سايرين باشد؟ اينها ابهاماتي است که در اين توافق وجود دارد. از سوي ديگر اگر بخواهيم به تاثيرات اين توافق بپردازيم بايد اين توافق را در 3 سطح بررسي کنيم. سطح داخلي، منطقهاي و بين المللي؛ در سطح داخلي واقعيت اين است که هنوز تکليف بقيه قوميتها، مذاهب و امتيازاتي مثل شناختن حق مشارکت اجتماعي براي خانمها، مطبوعات و تلويزيونهاي آزاد که پس از سال 2001 بدست آمده مشخص نيست و اينها با افکار و عقايد طلبان جور در نميآيند. در بعد منطقهاي نيز اين معامله بدين معنا است که حداقل ايران و هند در اين معامله بازندهاند و به لحاظ سياسي بيشتر پاکستانيها خط خود را پيش ميبرند و به لحاظ ايدئولوژيکي نيز عربستان سعودي اهداف خود را پيش ميبرد. البته کشورهايي مثل ترکيه، تاجيکستان و افغانستان نيز در اين مساله به دنبال منافع خود هستند. هر چند که منافع آنها نيز آنطور که انتظار ميرود در اين معامله ديده نشده است. تاثير بينالمللي اين معامله نيز بدين صورت است که با توجه به اينکه روسيه و چين از اين معامله نگران هستند اين احتمال وجود دارد که رقابتها در آسياي مرکزي تشديد شود. چرا که طالبان به لحاظ ايدئولوژيک با القاعده و داعش نزديکي دارند. چين و روسيه نيز نگران اين مساله هستند که اگر حکومتي طالباني در افغانستان شکل گيرد بدين معنا است که گروههاي راست افراطي مثل القاعده و داعش روي کار خواهند آمد و به طرف آسياي مرکزي حرکت کرده و در آنجا مشکل ايجاد خواهند کرد. چرا که نيروهاي چچن، ازبک و تاجيک در جنگ سوريه و عراق در سطح فرماندهي حضور داشتند. عليالقاعده روسيه و چين نيز دست روي دست نخواهند گذاشت که افغانستان به شکل ديگري بلعيده شود. هر چند بهنظر ميرسد که ايران نيز چندان از اين قضيه رضايت نداشته باشد و تا آنجايي که امکان پذير باشد ضمن اينکه از دولت مرکزي حمايت ميکند اما نزديک هزار کيلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد. مساله مواد مخدر و ناامنيها نيز وجود دارد که نشان ميدهد ايران بايد در قضاياي افغانستان رويکرد فعالتري از خود به نمايش بگذارد.