جاني رُداري؛ اندرسون زمانه
در آستانه صدمين سالروز جاني رُداري (1980-1920) از بزرگترين نويسندههاي کودک و نوجوان ايتاليا و جهان که در سال 1970 برنده جايزه هانس کريستين اندرسون شد، نشر هوپا با خريد کپيرايت و از زبان ايتاليايي مجموعه آثار جاني رُداري را به دبيري غلامرضا امامي منتشر کرده است. غلامرضا امامي به مناسبت انتشار همين مجموعه، امسال به نمايشگاه کتاب بولونياي ايتاليا دعوت شده است. غلامرضا امامي، جاني رُداري را «اندرسون زمانه» مينامد و ميگويد: «رُداري در پي ساختن جهاني بيجنگ و دنيايي بيمرز براي بچهها بود.» ايتالو کالوينو نويسنده فقيد ايتاليايي نيز درباره او ميگويد: «رُداري چنان قدرتي در بهکاربردن ابزار بيان و بهرهگيري از آن براي آموزش در رابطه با تصور و خيال دارد که هيچ نويسندهاي ديگر به پا و توان او نميرسد.» تاکنون چهار کتاب از اين مجموعه منتشر شده است.
يکي بود که خودش نبود
رمان «يکي بود که خودش نبود» را غلامرضا امامي ترجمه کرده و تصويرگري آن را خابير سابالا انجام داده است. اين کتاب داستاني پيرمرد نودوسهساله ايتاليايي و ثروتمندي است به نام بارون لامبرتو که با بيستوچهار بيماري دستوپنجه نرم ميکند. او همراه پيشخدمت باوفايش در جزيره سنجوليو روزگار ميگذراند. بارون که در آستانه مرگ قرار دارد و بهدنبال جاودانگي است، يکباره جوان، سرحال و شاداب ميشود. راهزنان براي دريافت پول او را گروگان ميگيرند، اما هر کاري ميکنند بارون جوانتر و سرحالتر از ديروز ميشود. چه رازي در ميان است؟ او را جادو کردهاند؟
ياس در ديار دروغگويان
رمان «ياس در ديار دروغگويان» را محبوبه خدايي ترجمه کرده و والريا پترون تصويرگري آن را انجام داده. جاني رُداري است درباره نوشتن اين کتاب گفته: «مدتها بود که ميخواستم داستاني درباره راستي و حقيقت بنويسم و حالا خدا را شکر آن را بيهيچ زحمتي نوشتم.» داستان کتاب، قصه پسري است به نام ياس؛ همانطور که همه آدمها هر کدام باهم متفاوتاند، ياس هم پسري است که با بچههاي همسنوسالش فرق دارد. صداي ياس آنقدر بلند است که ميتواند مثل گردباد بپيچد، پنجرهها را بشکند و خرابي بهبار بياورد. بالاخره يکبار ناخواسته با صدايش کاري ميکند که ميوهها از درخت ميافتند و مردم عصباني روستا با القابي مثل جادوگر و شيطان او را آزار ميدهند. ياس روستا را ترک ميکند. ميرود و ميرود تا از ديار دروغگويان سردرميآورد؛ سرزميني که همهچيز در آن وارونه است، حتي حيوانات هم نميتوانند صداي واقعي خودشان را به زبان بياورند. سگها ميوميو ميکنند و گربهها واقواق. آيا ياس ميتواند اين طلسم شوم را از ديار دروغگويان بردارد؟ آيا صداي جادويياش ميتواند به کمکش بيايد؟
فروشگاه ساحره
رمان «فروشگاه ساحره» کتابي است خيالانگيز و پرماجرا از دوستي اسباببازيهاي جادويي و آدمها. اين کتاب را هما ميرزايي ترجمه و نيکولتا کُستا تصويرسازي کرده. داستان کتاب از اين قرار است: صبحِ روزِ جشني باشکوه، ساحره فروشگاه اسباببازيهاي جذابش را باز ميکند و قطاري برقي و فوقالعاده زيبا، به نام زوبين لاجوردي را بيرون ميکشد و آن را در ويترين فروشگاهش مي گذارد. با آمدن اين قطار، همه اسباببازيها جان ميگيرند. اسباببازيها وقتي پسري کوچک و فقير را ميبينند که نميتواند اسباببازي دلخواهش را بخرد، تصميم ميگيرند فرار کنند تا پيش پسرک بروند و سفري پُرماجرا را شروع ميکنند. آيا اسباببازيها به پسرکِ فقير ميرسند؟ چه سرنوشتي در انتظارشان خواهد بود؟
روزي که در ميلان از آسمان کلاه ميباريد
جاني رُداري داستانهاي کوتاه خواندني و دوستداشتني بسيار دارد. «روزي که در ميلان از آسمان کلاه ميباريد» مجموعهاي است از بيست داستان کوتاه جاني رُداري. کتاب را چنگيز داورپناه ترجمه و آنا لائورا کانتونه تصويرسازي کرده است. اين کتاب بيست داستان بسيار جذاب دارد و هر داستان سه پايان متفاوت. يعني ميتوانيد هر کدام از پايانها را که پسنديديد، انتخاب کنيد و اگر هيچکدام را نپسنديديد، خودتان پايان داستان را آنطور که دوست داريد خلق کنيد...