آرمان ملي- امير داداشي: شيوع کرونا در ايران علاوه بر تهديد سلامتي مردم، بار ديگر وجود فرهنگي نادرست را به رخ کشيد. فرهنگي که نشان ميدهد در مواقع بحراني عدهاي آماده سوءاستفاده از ترس مردم هستند و مردم نيز براي فرار از ترس خود حاضرند هزينه گزافي را بپردازند. چنانکه در روزهاي اخير شاهد کمبود و گراني لوازم پيشگيري از کرونا و هجوم مردم براي خريد مواد غذايي هستيم. در اين زمينه «آرمان ملي» گفتوگويي با آلبرت بغزيان، اقتصاددان، انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
شيوع ويروس کرونا در ايران بار ديگر هجوم مردم به فروشگاه و کمبود و گراني بعضي از کالاها را به همراه داشت. چرا همواره در مواقع بحراني شاهد چنين اتفاقاتي هستيم؟
چنين رفتاري به خود افراد بازميگردد؛ ما بايد از خود بپرسيم که آيا ما هم در مواقع بحراني اين رفتار را انجام ميدهيم؟ آيا براي کسب منفعت خود ديگران را دچار مشکل ميکنيم؟ مشخصا وقتي يک بحران عمومي به کشور ميرسد، رفتارهاي منفعتطلبانه افزايش مييابد. اگر در آمريکا و اروپا هم تقاضا براي يک کالا افزايش يابد و انبار توزيعکنندهها خالي شود، قيمتها بالا ميرود. اين يک چرخه بين کمبود کالا و هجوم مردم براي دستيابي به حداقل موجودي است که در فروشگاهها عرضه ميشود. حال طي يک هفته اخير به دليل شيوع ويروس کرونا در ايران اين اتفاق در حوزه اقلام بهداشتي نظير ماسک و مواد ضدعفونيکننده رخ داده است. از لحاظ روانشناسي بازار، زماني که مردم از وجود يک کالا در بازار اطمينان نداشته باشند، اگر در جايي با توزيع آن کالا مواجه شوند بيش از نياز روزشان خريد انجام ميدهند. در حالي که در چنين شرايطي مردم بايد به فکر يکديگر باشند و فقط اندازه نيازشان خريد انجام دهند. شايد عده نياز ضروريتري به کالايي نظير ماسک يا شوينده بهداشتي داشته باشند؛ تکليف آنها چيست؟ اخبار پزشکي نيز حاکي از آن است که در مقابله با کرونا فقط افرادي نيازمند استفاده از ماسک هستند که به اين ويروس مبتلا شدهاند و يا جزو افراد مشکوک به ابتلا به حساب ميآيند. بنابراين اگر افراد بنا به نياز خود به بازار مراجعه کنند ديگري کمبودي اتفاق نميافتد.
وظيفه دولت در اين زمينه چيست؟
دولت بايد تلاش کند در حوزه کالاهايي که کمبود اتفاق افتاده، ظرفيت توليد را به دو تا سه شيفت افزايش دهد تا نياز بازار تامين شود. حال اگر کسي بيش از نياز خود خريد انجام ميدهد، ديگر حق ندارد از نايابشدن کالا يا گراني آن شکايت کند. هجوم بيدليل و ناگهاني به بازار است که اين بهانه را دست افرادي ميدهد تا قيمتهاي نجومي براي کالايي تعيين کنند که هزينه توليد آن چندان بالا نيست. به گفته مسئولان مربوطه ماسک کالاي وارداتي هم نيست که به بهانه نوسان نرخ ارز، قيمت آن را افزايش دهند.
ترس از آينده يکي از دلايل مازاد خريد نسبت به نياز است. همواره در چنين شرايطي عدهاي به احتکار کالا روي ميآورند؛ دليل اين اتفاق چيست؟ و چگونه ميتوان چنين فرهنگي را ريشهکن کرد؟
چنين رفتاري باز هم به فرهنگ عمومي جامعه بازميگردد. در سالهاي اخير هم مشاهده کردهايم که چنين فرهنگي صرفا به قشري خاص محدود نميشود و در اصناف مختلف رواج دارد. بهعنوان مثال سال گذشته شاهد احتکار شکر بوديم. شايد عدهاي که اکنون به احتکار ماسک و مواد ضدعفونيکننده روي آوردهاند، يک سال پيش احتکارکنندگان شکر را لعنت ميکردند. براي به حداقلرساندن بروز چنين رفتاري، لازم است دولت و قوه قضائيه قوانين سرسختانهاي را وضع و اجرا کنند. گويا ديگر پلمب واحد تجاري و اعمال جريمههاي ميليوني پاسخگو نيست. در اين زمينه بايد اشد مجازات را در نظر گرفت. با چنين احتکارهايي جان افراد به خطر ميافتد و جاي هيچگونه مماشاتي ندارد. حتي ممکن است عدهاي از مردم به دليل دسترسي نداشتن به اين کالاها جان خود را از دست دهند؛ پس در محاکمه محتکران اين موارد هم بايد در نظر گرفته شود. اگر چنين قوانين اعمال شود، ديگر کسي جرات نميکند به احتکار کالا حتي بينديشد. اينکه بگوييم احتکاري اتفاق نميافتد، فريب خودمان است؛ اخبار هم نشان ميدهد که چند داروخانه به جرم احتکار پلمب شدهاند.
البته اين رفتار مردم به خريد ماسک و لوازم مربوط به پيشگيري از شيوع کرونا مربوط نميشود؛ در روزهاي اخير عدهاي با هجوم به فروشگاهها، قفسههاي مربوط به مواد غذايي را خالي کردهاند. آيا اين رفتار هم در ساير کشورها رخ ميدهد؟
بله؛ متاسفانه در بحرانها، همواره مواد غذايي مورد هجوم قرار ميگيرد. چراکه عدهاي به دنبال سودجويي از شرايط هستند و با پخش شايعاتي به دنبال تامين منافع خود ميگردند. از مردم انتظار ميرود که در اين زمينه رفتار آگاهانهتري از خود بروز دهند. اگر فردا کسي بگويد گلگاوزبان دواي کروناست، مگر ما بايد هر گرم آن را 400 هزار تومان بخريم؟ بايد به مسائل نگاهي منطقي داشت؛ حال اگر داروي کرونا هم کشف شود که نبايد آن را به قيمتهاي گزاف بفروشند. براي به حداقلرساندن چنين رفتاري لازم است که دولت و قوه قضائيه برخوردهاي قهري را افزايش دهند و بدون هيچگونه اغماضي افراد را تحت محاکمه قرار دهند. نکته دوم نحوه مديريت دولت است. امروز فروش ماسک در فروشگاهها را ممنوع اعلام کردهاند، اما مگر مشکل کمبود آن برطرف شده است؟ دولت اگر ميخواهد کنترل بازار را در دست بگيرد نياز به مديريت بهتري دارد. بهعنوان مثال چينيها هم با فراگيري کرونا مواجه بودند و نشان دادند که چگونه با همدلي يکديگر ميتوانند بازار را مديريت کنند؛ اما در اقتصاد ايران اعتمادي وجود ندارد و به همين دليل عدهاي همواره در مقابل دولت هستند. اما دولت که فهرست توليدکنندگان و توزيعکنندگان را که در اختيار دارد، اکنون بايد به آنها مراجعه کند و توضيح بخواهد. آنگاه مشخص ميشود که چه کسي احتکار ميکند و چه کسي توزيعکننده واقعي است. شايد گاهي فرهنگ اشتباه جا افتاده باشد، اما نميتوان که تمامي مردم را محاکمه کرد؛ بلکه سودجويان بهراحتي قابل شناسايي هستند و آنها بايد مورد مواخذه قرار بگيرند.
کارگروه تنظيم بازار روز گذشته ماسک را در اولويت تخصيص دريافت ارز نيمايي قرار دارد و تعرفه واردات آن را از 55 درصد به پنج درصد کاهش داد. آيا در شرايط تحريم و در حالي که کرونا به بحراني جهاني تبديل شده، اين امر ميتواند به تنظيم بازار کمک کند؟
اينگونه نيست که امروز کارگروه تنظيم بازار يک تصميمي بگيرد و فردا تمام مشکلات حل شود. حتي اگر ما تحريم نبوديم و مشکل ايران مختص ايران بود، حداقل دو هفته طول ميکشد اين کالاها به ايران برسد. حال تصميمگيران بايد توضيح دهند در اين مدت چه راهکاري دارند؟