مسلما بدون شک با داشتن زمان مناسب قبل از ورود اين ويروس جديد الجهش و دعوت غيرميمون خودش به ايران، مسئولان امر کليه آمادگيهاي ممکن را در فاز برنامه ريزيهاي قبل از بحران براساس توان و ظرفيت موجود در کشور ديده و پياده نمودهاند. آنچه مسلم بود، ورود اين ويروس به کشور و درگير نمودن ايران به فاز حين بحران بود. حال اگر ما تکاليف خود را براساس مباني و علم مديريت سوانح سريع برنامهريزي کرده باشيم با توجه به زمان مناسب، انشاءا... به حول و قوه الهي با کمترين ضايعات بايد اين فاز را سپري و وارد فاز بعد از بحران شويم. اصل مديريت بحران يعني همين، برنامهريزي قبل از تبديل يک سانحه به يک بحران و کنترل عواقب ناخواسته در حد ممکن، نه آنچه در مديريت بحران سوانح در حال حاضر در کشور براي سوانح طبيعي مثل زلزله و سيل و ديگر موارد رخ ميدهد! منتظر ميمانيم که بيايند بعد وارد عمل شويم! وليکن در رابطه با کرونا ويروس در خبرها چند موضوع اسباب نگراني اينجانب را بهطور مشخص مطرح ميکند، براي مثال به گفته رئيس مرکز مديريت بيماريهاي واگير وزارت بهداشت: «همه موارد ويروس کرونا ساکن قم بودهاند». «اين افراد هيچارتباطي با خارجيها يا چينيها نداشتهاند». «منشأ بيماري براساس اطلاعاتي که داريم از خارج کشور نيست». «بجز دو بيمار مبتلا به ويروس کرونا که در قم جان خود را از دست دادند ابتلاي دو بيمار ديگر به اين ويروس در قم تاييد شده و در بيمارستان بستري هستند». «پنج فرد مشکوک ديگر نيز با آمبولانس به تهران منتقل شدهاند و در بيمارستانهاي پايتخت بستري هستند». اين چند خبر اگر درست و بنا به فرمايش مسئول تلاشگر و هميشه در صحنه بيماريهاي واگيردار وزارت متبوع باشند، جاي نگراني دارد، چرا؟ اگر دو بند اول صحت داشته باشند، اين به معني آن است که ما در قم يا هر شهر ديگري، منشأ توليد اين ويروس داريم که در برنامهريزيها ديده نشده است و اين کار را صد چندان دشوار خواهد کرد! اگر بند سوم درست باشد، خوب برنامهريزي ضعيف بوده، چرا بايد دو نفر، روزي که مشخص ميشود بيمارند بايد فوت کنند؟ عقبه بيماري پس طولانيتر و بيماران خيلي زيادترند! و اگر بند آخر درست باشد بايد عرض کنم که برنامهريزي قبل از بحران ناقص صورت گرفته، و اما چرا؟ چرا انتقال به تهران و چرا انتقال به شهري که ميتواند منبع الودگي وسيعي را در کشور فراهم کند براي اين موضوع انتخاب شده است! آيا شايسته نبود که اين مرحله به سه قسمت اوليه، ثانويه براي شهرهاي کوچکتر و سپس هر شهر بزرگ براساس تعريف مراکز تراما تقسيم ميشد. براي مثال يک بيمارستان صحرايي و يا يک بيمارستاني نزديک يک شهر کوچکتر براي کليه موارد اوليه و انتقال براي مثال 300 نفر اوليه به آن بيمارستان (نوعي قرنطينه) و سپس در صورت شيوع فراگير در گير کردن بيمارستانهاي محلي شهرهاي کوچکتر و در نهايت وارد فاز عملياتي در هر شهر ميشديم! حال با نقل و انتقال بيماران و احتمال آلوده شدن کادر بيمارستاني و انتقال آن به خانوادههاي خود و درگير نمودن شهري با جمعيت بالا، کار منطقي بهنظر نميآيد. انشاءا... اين بلا نيز بهسادگي از سر اين کشور دور خواهد شد وليکن ميشود کمي عميقتر برنامهريزي کرد.