ويروس مليت يا پاسپورت ندارد که عدهاي از «کرونا» بهعنوان «ويروس چيني» ياد ميکنند. هر ويروسي به هر حال در يک شهر و کشور کشف و علني ميشود؛ حال چين به نقطه سرايت کرونا به ديگر کشورها تبديل شده است. مگر ميتوان ويروس کرونا را در مرزهاي يک کشور محبوس نگه داشت؟ همين حالا هم بايد از چينيها تقدير به عمل آورد که انتشار اين ويروس به سراسر جهان را به حداقل رساندند و تا جايي که ميتوانستند اقدامات پيشگيرانه را انجام دادند. در چند روز اخير که شيوع اين ويروس در ايران هم به تاييد رسمي رسيد انگشت اتهام عدهاي از شهروندان دولت چين و ايران را نشان ميدهد، در حالي که هيچ موادغذايي در اين مدت از چين به ايران نيامده است. يعني قبل از فراگيري کرونا هم خبري از واردات مواد غذايي از چين نبود. فقط در مقاطعي بادام زميني چيني به ايران ميآمد که حدود دو سال اخير واردات اين محصول هم به حداقل رسيده است، چراکه با تشديد تحريمها اصولا واردات خاصي در کشور صورت نميگيرد. همچنين تعداد زيادي از اقلام مشمول ممنوعيت واردات شدهاند. بنابراين احتمال اينکه منشأ شيوع کرونا در ايران مواد غذايي چيني باشد، نزديک به صفر است. حال اين پرسش مطرح است که اين بيماري چه پيامدهايي براي اقتصاد ايران به همراه دارد؟ اين امر بستگي به اين دارد که مقامات بهداشتي کشور چگونه بتوانند از شيوع بيشتر کرونا جلوگيري کنند. هر چه اين ويروس تحت کنترل بيشتري باشد، طبيعتا اثرات کمتري روي اقتصاد ميگذارد؛ اما اگر اپيدمي شود، ديگر نميتوان از پيامدهاي منفي آن بر اقتصاد چشمپوشي کرد. در اين زمينه ما بايد از تجربه چين در مديريت بحران استفاده کنيم. وجه شباهت اين اتفاق در ايران و چين، اين است که در هر دو کشور در آستانه سال نو و تعطيلات مربوط به اين ايام، متحمل اين ويروس شدهاند. البته اميد ميرود فراگيري کرونا در چين، در کشور ما تکرار نشود و بتوان آن را کنترل کرد. به هر حال چين اولين کشوري بود که به اين شکل با کرونا مواجه شد و قبل از آن تجربهاي وجود نداشت که بتواند آن را کنترل کند؛ اما ايران ميتواند از تجربه آنها به نحواحسن بهره ببرد و با همکاري سازمان جهاني بهداشت در مقابل کرونا بايستد. اصل اولين در مديريت چنين بحرانهايي اين است که مقامهاي مسئول هيچ خبر و اتفاقي را از مردم پنهان نکنند. پنهانکاري مفهومي جز سلب اعتماد مردم از منابع رسمي ندارد و هر چه اعتماد عمومي مخدوش شود، اين ويروس هم آسيبهاي جديتري بر جاي ميگذارد. کمااينکه يک روايت وجود دارد که در چين هم پنهانکاريهايي اتفاق افتاده و باعث گستردگي اين ويروس شده است. روايت ديگري هم گوياي بياطلاعي دولت چين از عواقب چنين ويروسي دارد که به همين دليل در هفتههاي ابتدايي کرونا چندان جدي گرفته نشد و درنتيجه در شهر ووهان استان هوبئي به صورت يک اپيدمي درآمد. بنابراين ابتدا بايد اعتماد عمومي را ترميم کرد. تنها راهکار اين است که مردم بتوانند اصل تمام اخبار را از يک مرجع رسمي دريافت کنند؛ وگرنه اين روزها عدهاي از هر راهي براي ديدهشدن سود ميبرند و اکنون که بحث کرونا داغ است، اخبار دروغ و جعلي را در جامعه انتشار دهند. زيرا در چنين بحرانهايي همانقدر که دولت و سازمانهاي بهداشتي موظف به اقدامات پيشگيرانه هستند، همانقدر مردم هم وظيفه دارند که از شيوع آن جلوگيري کنند. تاثير آني چنين بيماريهايي در اقتصاد بهصورت آني در بازارهاي خردهفروشي پديدار ميشود. به اين صورت که مردم کمتر به فروشگاهها و مراکز عمومي مراجعه ميکنند تا از اين بيماري در امان باشند؛ بهويژه اکنون که خريد عيد آغاز شده ممکن است خردهفروشيها با رکود مواجه شوند. مردم سعي ميکنند نيازهايي نظير پوشاک، اقلام خوراکي نوروز، کيف، کفش، هداياي عيد و ... چشمپوشي کنند و بهجاي آن تقاضا براي اقلام غذايي و بهداشتي افزايش مييابد. چنين روندي تاثير نامناسبي روي خردهبازارها ميگذارد. بازار خدمات نيز در اين روزها از اخبار فراگيري کرونا در ايران در امان نيست و تحتتاثير آن به سر ميبرد. خدماتي نظير گردشگري، هتلداري، حملونقل، سينما، تئاتر، کنسرت موسيقي و ... بهطور طبيعي به سمت لغوشدن ميروند و اصولا مسائلي که مربوط به مسائل تفريحي و سرگرمي هستند بيشترين لطمه را ميبينند. البته هنوز اخباري دقيقي منتشر نشده که نشان دهد سياستگذار چه اقدامات پيشگيرانهاي را انجام ميدهد؛ اما يکي از کارهاي ديگري که بايد بهسرعت انجام شود، اين است که بايد مسابقات ورزشي لغو و سينماها هم بسته شوند. يعني تا اطلاع ثانوي بايد هر نوع تراکم جمعيتي را کنترل کرد و اجازه نداد مردم بهصورت هم در کنار يکديگر قرار بگيرند؛ چراکه هر چه مردم بيشتر کنار هم قرار بگيرند، خطر شيوع اين بيماري هم بالا ميرود. متاسفانه اخباري که در چند روز گذشته منتشر نشده، چندان شفاف و دقيق نيستند، سرانجام بايد مسئولان بهداشتي کشور به اين سمت بروند و با اعتمادسازي اخبار را به مردم مخابره کنند. کرونا ويروسي نيست که با حدس و گمان بتوان در مقابل آن مقاومت کرد. هنوز مشخص نيست که منشأ ورود کرونا به ايران چيست؟ در حالي که طي حداقل سه هفته اخير پرواز مسافري از چين به ايران صورت نگرفته است. آخرين پرواز مسافري مربوط به هواپيمايي است که دانشجويان ايراني را از ووهان بازگرداند. پروازهايي بودهاند که از طريق ترانزيت ايران اتباع چيني را به اين کشور بازگردانده يا اقلامي نظير ماسک و دستکش را به شهروندان چيني رسانده، اما پرواز مسافري اتفاق نيفتاده است. اينکه چرا شهروندي قمي که تا حالا به چين مسافرت نداشته و حتي در شهري زندگي ميکند که فرودگاه ندارد دچار ويروس کرونا شده، اتفاقي نامعلوم و مجهول است و متخصصان مربوطه بايد نظر دهند؛ اما براي درامان ماندن شهروندان و اقتصاد ايران از آسيبهاي کرونا بايد از تجربيات چين استفاده شود. البته به دليل اتفاقات ماههاي گذشته، خدشهاي جدي به اعتماد عمومي در ايران وارد شده، حال بايد دولت طوري عمل کند که اين اعتماد هم به جامعه بازگردد.