در شرايطي تلاب ميانکاله بعد از مرگ بيش از 15هزار پرنده مهاجر قرنطينه اعلام شد که اين اقدام ديرهنگام مصداق شعر «نوشدار بعد از مرگ سهراب» است. قرق کردن تالاب ميانکاله اقدامي مقطعي و ديرهنگام است و راه را براي فعاليت غيرقانوني گروههاي متخلف بازتر از گذشته ميکند. در چند روز اخير 500 پرنده ديگر در ميانکاله تلف شدهاند و من همچنان بر اين باورم که بوتوليسم عامل مرگ اين پرندگان بيگناه نيست و آنها قرباني آتش اختلاف و درگيريهاي سازمان حفاظت از محيط زيست و شکارچيان غيرقانوني، کشاورزان و... شدهاند. مرگ پرندگان در چند روز اخير نشان ميدهد که سم پاشيهاي ديگر توسط شکارچيان و افراد خاطي در محيط تالاب صورت گرفته و مسئولان براي سرپوش گذاشتن به اين اتفاقات تلخ، تالاب را قرنطينه و قرق کردهاند. کشتار وسيع پرندگان در اين منطقه انجام شده و کسي نميداند چند پرنده در روزهاي اخير کشته شدهاند، اما سوال اصلي اينجا مطرح ميشود که چرا کسي نميگويد و توضيح نميدهد تالاب ميانکاله را براي چه قرنطينه کرده و کسي حق ندارد وارد تالاب شود. اگر مسئولان دامپزشکي و محيط زيست کشور، مثل اصابت موشک به هواپيماي اوکرايني حقيقت را به مردم بگويند و اعتراف کنند که سم در تالاب ريخته شده، خيلي راحتتر از اين اقدامات مقطعي، همچون قرق کردن تالاب است. دلايلي که امروزه مسئولان از علت مرگ پرندگان ميانکاله بر سر زبانها ميآورند مثل اين است که پرندگان بخواهند بهصورت دسته جمعي و با خوردن سم بوتوليسم خودکشي کنند، در حالي که سم بوتوليسم در درياچه تشکيل نميشود، بلکه در کنسروهايي که چند سال ماندهاند تشکيل ميشود. همه ما ميدانيم که سم خطرناک بوتوليسم در ريشه گياهان کف تالاب تشکيل نميشود و اين سم در گوشتهاي فاسد و در کنسروهاي تاريخ مصرف گذشته به وجود ميآيد، از سوي ديگر پليکان و فلامينگو که غواص نيستند که زير آب بروند ريشه گياهان فاسد را بخورند و بميرند. بالاخره مسئولان مجبور ميشوند که حقيقت را بگويند و حقيقت ماجرا اين است که بر اثر اختلافاتي که ميان شکارچيان، محيطبانان و کشاورزان، پرورشدهندگان ماهي، دامداران و ... وجود دارد آنها منافعشان به خطر ميافتد و مانند اتفاق سال 73 که سم در آب ريختند و ميليونها ماهي تلف شدند، اين بار نيز سم وارد تالاب شده باعث مرگ هزاران پرنده مهاجر شده است، شما هيچگاه نتيجه اين آزمايش را نميشنويد چراکه بوتوليسم عامل مرگ پرندگان نيست.