انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک است و تاکیدات زیادی پیرامون اهمیت تحقق مشارکت حداکثری مطرح شده است. بهنظر شما حضور در انتخابات فارغ از اینکه چه کسی پیروز باشد، تاثیرگذار است؟
کشورهایی که براساس مشارکت و حضور مردم اداره میشوند و مردم سالاری یا همان دموکراسی مبنای فعالیتشان است، برای انتخابات اهمیت ویژهای قائل هستند؛ چراکه مساله انتخابات نشاندهنده اراده مردم برای تاثیرگذاری در اداره کشور است. در شرایط کنونی با توجه به فشارهایی که بهویژه ایالات متحده آمریکا به کشور ما وارد میکند و تلاش دارد تا دیگر کشورها را نیز برای همراهی در مسیر «فشار حداکثری» و ایجاد نارضایتی عمومی در ایران ترغیب کنند، اگر انتخابات پرشوری در کشور برگزار شود نشاندهنده آن خواهد بود که آمریکا به هدفش نرسیده و مردم متوجه دشمنیهای این کشورها هستند. در مقابل دلسردبودن مردم و حضور کمرنگ آنها در عرصه انتخابات، میتواند اقتدار کشور را خدشهدار کرده و زمینه را برای تشدید توهمات و تصورات دشمنان ما برای تعرض به کشور فراهم کند. به همین دلیل فکر میکنم فارغ از اینکه چه کسانی یا چه جریانهایی میتوانند در انتخابات رأی بیشتری را به خود اختصاص دهند، این نفس حضور مردم است که اهمیت دارد. حضور مردم تنها تعیینکننده سیاستها و قانونگذاران کشور نیست، بلکه پشتوانهای است برای امنیت ملی.
در عرصه عمل امکان تحقق این مشارکت حداکثری وجود دارد؟
کشور در سال جاری با شرایط سختی روبهرو است و وضعیت معیشتی مردم به هیچوجه مناسب نیست، قشر جوان شرایط سختی را تجربه میکند، 38میلیون جوان 39-15ساله در کشور در پی شغل هستند، فشارهای بیرونی نظیر تحریمهای غیرقانونی و برخی سوءمدیریتها در داخل نیز سبب شد تا شرایط بیش از پیش سخت شود و امکان استفاده از منابع غنی کشور وجود نداشته باشد. با این وجود امیدوارم مردم شرایط را درک کرده و دریابند که اگر مشکلاتی وجود دارد که ریشه آن به خارج یا داخل کشور بازمیگردد، با حضور و انتخاب افراد شایسته تلاش کنند راهی برای حل و فصل مشکلات پدید آید. ایجاد یک موج جدید حمایت مردمی در کشور میتواند قدم بزرگی در راستای کاهش مشکلات باشد.
صحبت کردن از مشکلات اقتصادی امر مرسومی برای جلب نظر مردم در انتخاباتهاست. با وجود تحریم اقتصادی شدید و بیسابقه آیا اساسا امکان حل مشکل اقتصاد بدون رفع تحریم وجود دارد؟
تحلیل خود من این است که فشارهای بیرونی قطعا نقش مؤثری در وضعیت فعلی اقتصاد ایران دارد، اما ریشه یابی بسیاری از مشکلات در حوزه اقتصاد نشان میدهد که مشکل اصلی به ایرادات ساختاری در کشور بازمیگردد. اگر میخواهیم کشور به اوج اقتدار برسد باید انقلابی در ساختارهای اداری و اقتصادی اتفاق بیفتد. مقام معظم رهبری بارها بر لزوم این تغییر تاکید کردند. ما باید اصل 44 را به درستی اجرا کرده و به بخش خصوصی بها دهیم. دولت بسیار بزرگ ایران که چهارمیلیون شاغل و چهار و نیممیلیون بازنشسته دارد، باید بسیار کوچکتر شود. در حال حاضر اندازه دولت حدود 10 برابر بزرگتر از اندازه استاندارد یک دولت کارآمد است. طبیعی است که وقتی دولت هزینههای سنگینی برای پرداخت دستمزد و کارهای جاری دارد، بودجهای برای فعالیتهای عمرانی یا اشتغالزایی نداشته باشد. اقتصاد دولتی بخش خصوصی را ضعیف میکند و در این شرایط فضای مساعدی برای رانت، فساد و تبعیض پدید میآید. متاسفانه جریانهای سیاسی که به فضای انتخابات وارد میشوند، به صرف سر دادن شعار اکتفا کرده و کمتر میبینیم برنامهای برای حل و فصل مشکلات کشور داشته باشند. به همین دلیل هم مردم امید خود را
برای انتخابات از دست دادهاند و فکر میکنند با چرخش قدرت میان جریانهای همیشگی مشکلات کشور حل نخواهد شد. جریانهای سیاسی قدیمی در کشور یا مشکلات را نشناختهاند یا برنامهای برای حل آن نداشتند. من عقیده دارم میشود با کوچک کردن دولت و پایین آوردن هزینههای دولتی، بودجه های لازم برای تقویت بخشهای فعال ما در کشاورزی، صنعت، گردشگری و بسیاری دیگر از حوزه ها فراهم میآید. این وظیفه حاکمیت است که از جوانان با انگیزه حمایت کند. در بخش کشاورزی چهار و نیممیلیون نفر مشغول به کار هستند اما توجه لازم به این عرصه صورت نمیگیرد. این قشر نیاز به ماشین آلات کشاورزی و امکانات دیگر برای افزایش تولید و به سبب آن افزایش درآمد دارد. در مقابل ما وقتی نمیتوانیم نرخ خرید تضمینی خود را افزایش دهیم و کشاورز ضرر میکند و کنار میکشد. یا در حوزه معدن، ما بیش از یکمیلیون متر مکعب فضا برای استخراج و اکتشاف منابع داریم. در صنعت شیلات ظرفیت بزرگی وجود دارد اما بودجهای برای پیشرفت در این حوزه اختصاص داده نمیشود. مشکل بعدی رقم بالای بودجه شرکت های دولتی است. در سال 98 ردیف بودجه عمومی دولت 520هزارمیلیارد تومان بوده و بودجه
شرکتهای دولتی، بانکها و موسسات انتفاعی 2.5 برابر آن بوده است. در بودجه سال 99 ردیف بودجه عمومی کمتر شده اما ردیف بودجه شرکت های دولتی افزایش یافته است. تجربه نشان میدهد ادامه این شرایط وضعیت را بدتر خواهد کرد. کشور به فکر و طرح جدید نیاز دارد.
من پاسخ سؤال خود را نگرفتم. در سالی که گذشت تولید در کشور بسیار افزایش یافت بهطوری که در محصولات کشاورزی نظیر سیب یا صنایعی مثل فولاد و آلومینیوم رشد چشمگیری در آمار تولید شاهد بودیم. با این وجود آمار و ارقام نشان میدهد که در شرایط تحریم امکان یافتن بازار صادراتی برای این محصولات وجود نداشته و ممکن است این صنایع طی سالهای آینده ورشکست شوند. بنابراین مجددا میپرسم با وجود تحریم اقتصادی شدید و بیسابقه آیا اساسا امکان حل مشکل اقتصاد بدون رفع تحریم وجود دارد؟
معمولا وقتی ارزش پول کشورها کاهش پیدا میکند، شرایط برای صادرات مهیا میشود و سود تولیدکننده در صادرات محصولاتش خواهد بود. از طرفی این محصولات از نظر قیمت، قدرت رقابت را با دیگر محصولات خارجی پیدا خواهند کرد. اگر ما بتوانیم تولیدات خود را افزایش دهیم، برای کشور ما که با 15 کشور مرز و همسایگی دارد، تحریم مانع جدی بر سر راه صادرات نیست. 500میلیون نفر جامعه اطراف ایران هستند که بازار خوبی برای صادرات محصولات بهنظر میآیند. ما در شمال و جنوب ایران میتوانیم از کشتیرانی استفاده کنیم که هزینه صادرات را بسیار کاهش میدهد. من فکر میکنم زمینه صادرات وجود دارد اما باید برنامهریزی وجود داشته باشد.
تحلیلگران بسیاری معتقدند مجلس در حال حاضر در رأس امور نیست و اساسا توانایی ایجاد تغییرات بزرگ در کشور را ندارد. بهنظر شما که چندین بار از لزوم تغییر و تحولات گسترده در ساختار سخن گفتید، مجلس میتواند این کارها را انجام دهد؟
ضعف مجلس به این دلیل است که نمایندگان کفایت لازم را ندارند. در و دیوار پارلمان که نمیتوانند در رأس امور باشند یا نباشند. مجلس میتواند طرح بدهد، قانون تصویب کند و دولت را هدایت کند. اختیارات مجلس به هیچوجه کم نیست و نباید آن را دست کم گرفت. مقدمه داشتن دولت بزرگ و مقتدر یک مجلس قوی است. مجلس باید سالم باشد و در برابر ضعفها بایستد. متاسفانه اگر شرایط موجود تصویری ایجاد کرده که فکر میکنیم مجلس شورای اسلامی دیگر در رأس امور نیست، این به افرادی بازمیگردد که به جای نمایندگی مردم به فکر منافع شخصی یا منافع یک منطقه هستند.
تقلیل مشکل مجلس به افراد، چندان با برخی اتفاقات سالهای اخیر همخوانی ندارد. شاهد بودیم لوایحی مانند CFT و پالرمو از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب شد اما بعد در پیچ و خم شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام این لوایح سرانجامی نداشتند. همین مساله هم مشکلات اقتصادی را تشدید خواهد کرد. فکر نمیکنید مشکل از ساختار باشد؟
علت اصلی مشکلاتی که داریم این است که ما برنامه جامع برای توسعه کشور یا نداریم یا آن را اجرا نمیکنیم. معمولا برنامههای 5ساله یا 20ساله که تدوین میشوند، چارچوب عملکرد دولتها را تعیین میکنند. مساله دیگری که نهادهای حاکمیتی را به مسائلی نظیر FATF بدبین کرده است، اتفاقاتی است که در موضوع برجام افتاد. به هر دلیل اکنون برجام وضعیت خوبی ندارد و عدم اجرای تعهدات طرف مقابل نیز این موضوع را تشدید کرده است. اکنون مسئولان کشور میگویند چه تضمینی وجود دارد که اگر ما قوانین مربوط به پولشویی یا سایر مسائل نظیر پیوستن به کنوانسیون هایی که گفتید را دنبال کنیم، طرف مقابل نیز به تعهدات خود عمل کند.
گروه ویژه اقدام مالی یک دولت نیست، نهادی زیر مجموعه سازمان ملل است. انتظار چه تعهدی داریم؟
در بحث های کلان بینالمللی اگر ما از اقتدار پیش از ورود به مذاکره برخوردار باشیم، بهتر میتوانیم به منافع خود دست پیدا کنیم. زمانی که سیستم های اقتصادی ما مشکل دارند و ما وابستگی شدید به نفت داریم، طرف مقابل نیز ضعف ما را در مییابد و متوجه میشود که میتواند به ما ضربه بزند. من فکر میکنم توافقات بینالمللی میتواند به ما کمک کند، به شرطی که ابتدا نقاط ضعف داخلی خود را برطرف کنیم. همانطور که در مسائل نظامی به قدرت رسیدهایم در مسائل اقتصادی نیز میتوانیم به آن قدرت دست یابیم. پس از در توافقات بینالمللی نیز میتوانیم با شرایط بهتری عمل کنیم.
این نگرانی در افکار عمومی وجود دارد که نگاه برخی گروه های سیاسی، از جمله اصولگرایان به گونه ای است که در بسیاری از موضوعات نظیر همین موضوع FATF بهنحوی عمل میکنند تا در نهایت نام ایران در کنار کشورهایی نظیر کره شمالی قرار گیرد. این درحالی است که برای کشورهایی مثل چین و روسیه چنین شرایطی در عرصه بینالمللی وجود ندارد. چطور میتوانید نگرانی مردم را بر طرف کنید؟
در فعالیتهای هستهای هم همین حرفها را میزدند و میگفتند اگر ایران به توافقی با غرب دست نیابد، به سمت ساخت سلاحهای کشتار جمعی میرود. در حالی که ما نه از نظر اعتقادی و نه سیاسی بهدنبال این سلاح ها نبودیم. مهم نیست که دیگران در چه لیستی ما را بگذارند، این مساله در دنیای امروز تعیینکننده نیست. آنها دم از دموکراسی میزنند اما کشور ما را که طی چهاردهه گذشته چندین انتخابات برگزار کرده را محکوم میکنند. در مقابل با عربستان سعودی که اساسا با مفهومی به نام انتخابات آشنا نیست، روابط دوستانهای برقرار کردهاند. اگر در بحث هستهای مدام میگفتند که از راستیآزماییهای ایران قانع نمیشوند، همان زمان با اسرائیل که نه NPT را پذیرفته و نه فعالیت صلح آمیز دارد، کاری نداشتند. چارچوبهای دنیای غرب، نظیر FATF تنها ابزاری برای کنترل کشورهاست. چین کشوری قدرتمند است که آن را پذیرفته است. اگر از موضع ضعف مجبور به پذیرش اینها باشیم باید خیلی از مسائل را بپذیریم. راهحل همه این مشکلات قوی شدن از درون است و خیلی از تصمیمات داخلی ربطی به خارج ندارد. مدیریت صحیح، تقویت بخش خصوصی یا کوچکتر کردن دولت ربطی به خارج ندارد. ما باید
این اصلاحات را انجام دهیم تا از موضع یک کشور قوی تعهدات را بپذیریم.
تندرویها همواره مشکلاتی ایجاد کرده و تندرویها در عرصه سیاست خارجی میتواند کشور را اسیر یک درگیری کند. شما نگرانی در این باره ندارید؟
معتقدم نباید کشور را اسیر دو جریان سیاسی اصلی کرد. باید جریانی مستقل و باانگیزه روی کار بیاید. معنای این حرف حذف دو جریان اصلی نیست بلکه تشکیل یک جریان فراگیر ملی است که از تمام امکانات کشور بهره ببرد. حتی اگر ما افرادی را داریم که ممکن است به دلایل مختلف با نظام مشکل داشته باشند ولی عاشق ایران هستند و خلاقیت و کفایت دارند باید از آنها استفاده شود. در صورت عدم حضور مردم پای صندقهای ممکن است جریان های تندرو قدرت گیرند. ما همیشه از جریان های تند چه در جناح راست و چه در جناح چپ ضربه خوردیم. باید جریانی ملی و دارای طرح و برنامه روی کار بیاید.