قرارداد ويلموتس را بايد شاهکار فدراسيون فوتبال بدانيم. مربي پروازي که تنها به مدت 9 ماه در ايران بود و بعد از فسخ قرارداد خود به کشورش بازگشت و حالا هم از فدراسيون فوتبال به فيفا شکايت کرده است. متأسفانه عدم تخصص مديران فوتبالي چنين مشکلاتي را به وجود آورده و در مورد انتخاب سرمربي تيم ملي هم مدتهاي زيادي است که چالش به وجود آمده است. ابتدا عنوان شد که سرمربي تيم ملي ايراني است و بارها در رسانهها نام قلعهنويي را مطرح کردند اما در نهايت اسکوچيچ را بهعنوان مربي معرفي کردند. اين مسائل نشان ميدهد که فدراسيون فوتبال مردم را به بازي گرفته و خودشان هم دقيقاً نميدانند چه برنامهاي پيش رو دارند. من موضعي روي اسکوچيچ به عنوان سرمربي تيم ملي ندارم. او يک مربي خارجي است که فوتبال ايران را ميشناسد، هر چند که تيم ملي ما براي او بزرگ است و اگر تيم نتيجه بگيرد، اسکوچيچ به عنوان يک مربي بينالمللي برند ميشود اما بحث اصلي چالشهايي است که در مورد انتخاب سرمربي به وجود آمد. زماني که کيروش سرمربي تيم ملي بود به فوتبال ايران شخصيت داد و فکر ميکنم کساني که الان از عملکرد او انتقاد ميکردند، از گفتههاي خود پشيمان هستند. او براي منافع تيم ملي کار ميکرد. خيلي زشت بود که تيم ملي يک کشور پرواز اختصاصي نداشته باشد، در صورتي که باشگاهها چنين امکاناتي را در اختيار داشتند. به همين خاطر کيروش با تمام مسائل از جمله پرواز اختصاصي، زمين و لباس جنگيد و خيلي از مسائل را به ما ياد داد. من فکر ميکنم انتقادهايي که به کيروش ميشد تا بخشي قابل قبول بود و بعد از آن خيلي مغرضانه به اين مربي تاختند. تمام مشکلاتي که در فوتبال ايران وجود دارد نشان ميدهد که ساختار قانونمندي نداريم. اکثر وزيران ورزشي، سياسيوني هستند که روي کار ميآيند و بر اساس سليقه شخصي خود کار ميکنند. آنها با تفکر خودشان براي فوتبال ايران تصميم ميگيرند و از همين موضوع هم ما ضربه ميخوريم. در حال حاضر رئيس فدراسيون به دليل بيماري از سمت خود کنار ميرود. نايبرئيس اول مسئوليت قبول نميکند، نايبرئيس دوم به عنوان سرپرست، امور را بر عهده ميگيرد. تا مدتها بر سر انتخاب قلعهنويي به عنوان سرمربي در فوتبال ايران چالش وجود داشت. مربيان استقلال و پرسپوليس و تيم ملي به خاطر بيپولي ايران را ترک ميکنند و وجهه بينالمللي فوتبال ايران خدشهدار ميشود. در حال حاضر اکثر کساني که با اسکوچيچ بهعنوان سرمربي تيم ملي مخالف هستند، در واقع با شکل و شمايل انتخاب او مشکل دارند. به خاطر نوع قراردادهاي نامعقولي که فدراسيون فوتبال و باشگاههاي ما با مربيان خارجي ميبندند، در نهايت به جرايم سنگيني محکوم ميشوند که در شرايط اقتصادي کنوني، دردي به دردهاي فوتبال اضافه ميکند. در حالي که با همين جرائم ميتوان تيم ملي را تجهيز کرد و برنامههاي زيادي براي آنها در نظر گرفت اما متأسفانه عدم تخصص مديران فوتبالي و ساختار معيوب ورزش ايران منجر به اين ميشود که مربيان خارجي در مدت کوتاه و اندکي که در ايران حضور دارند، جريمههاي سرسامآوري به جيب بزنند. نکته بعدي اينکه معمولاً در فدراسيون فوتبال راهي قانوني براي حضور مديران بازنشسته پيدا ميکنند اما در واقع حضور مديران بازنشسته در انتخابات فدراسيون، به نوعي توهين به قانون است. سال گذشته به دليل قانون منع بهکارگيري بازنشستگان خيلي از رؤساي فدراسيونها از کار برکنار شدند اما حالا ميبينيم در فدراسيون فوتبال، مديران بازنشسته براي صندلي اين فدراسيون نامزد ميشوند. متأسفانه اين مسائل نشان ميدهد فوتبال ايران سروسامان ندارد و هر روز مشکلاتش بيشتر از گذشته ميشود.